دربررسی کتاب حافظ شناسی سعید نیاز کرمانی درجلد چهارم به مقاله ی جالبی برخوردم که بدندیدم این هفته بخش هایی ازآن را در تارنگار بیاورم.نویسنده این مقاله یک ایرانشناس لهستانی به نام پروفسور وایتسخ اسکالموفسکی استاد کرسی بخش شرق شناسی ومطالعات اسلاوی دانشگاه کاتولیک شهرلوون بلژیک است.وی مقالات گوناگونی پیرامون حافظ نگاشته است که یادآوری سیاهه ی آنها دراین مقال نمی گنجد.
اما موضوع این مقاله...وی دراین مقاله به بررسی اشارات حافظ به فرهنگ ایران باستان می پردازد.اومقاله اش راچنین آغاز میکند: اشاره های نسبتا متعدد حافظ به ایران پیش ازاسلام (در حدود 1325تا1390اشاره)راشاید بتوان به سه دسته ی عمده ازمضامین تقسیم کرد:
1)مضامین مربوط به دین زرتشتی
2)مضامین مربوط به تاریخ باستان
3)سوژه های اقتباسی ازداستانهای حماسی
البته وی درادامه اذهان می کند که حافظ نام های باستانی رابه صورت کنایه های سمبولیک به کارمی بندد.وبرای هرکدام ازاین دسته شواهدی رایادآورمی شود.مثلا واژه ی مغ ((مجوس-مغ-روحانی زردشتی))راپرکاربردترین واژه مربوط به دسته ی اول می دانند.پیرمغان –دیرمغان-کوی مغان-خرابات مغان-سرای مغان-مجلس مغان و...دیگر واژه های این دسته است.نکته ی جالب درمورد واژه ی اهرمن است که دراین مقاله پیرامون آن آمده است:واژه ی اهرمن درشعر حافظ برای نشان دادن یک موجود پلید یک دیو که سعی دارد مانع دیدار با یارومحبوب شود به کاررفته است.
دامن دوست بدست آر وزدشمن بگسل-مردیزدان شو وفارغ گذراز اهرمنان
وی واژه هایی چون جم-جمشید-سکندرواسکندر-کیکاووس و...را از دسته ی دوم می داند ودرباره ی کارکردهای سمبلیک اسکندریادآور شده است:الف-نمونه ای برای نشان دادن بدست آمدنی نبودن آب حیات علیرغم کوشش مستمروبی پایان ب-نمونه برای نشان دادن تغییرپذیری سرنوشت جهان چون مورد پیروزی اسکندر برداریوش سوم.ج-دارنده ی آیینه (کنایه ازشکوه دنیایی)
ودرمورد دسته ی سوم می نویسد:احتمالا اسامی تمامی پادشاهان قدیم که درشعرحافظ آمده است حاکی ازتوجه ضمنی اوبه حماسه نامه ی فردوسی است.بهرحال بعضی ازاین اسامی بطور وضوح اشاره دارد به این اثر.شوکت پورپشنگ وتیغ عالم گیردو-درهمه شهنامه هاشدداستان انجمن.ودرادامه ارزش واهمیت سمبلیک قهرمانان شاهنامه رایادآور می شود.
حافظ شناسی اورداد-حسین قلی پور09139139599

