تبليغاتX
اورداد

avardad

معین

avardad

http://avardad.blogfa.com

اورداد

اورداد

اورداد

ما ایرانیان هویت خود را گم کرده ایم و نمی دانیم که ایم و از کجا آمده ایم همه از توهم یک تمدن بزرگ سخن می گویند ولی چه کسی حقیقت را می داند.
همه چهان چشم تمع به سرزمین مادریمان دوخته اند و با دنیایی خود بیگانگی دست روی دست نظاره گریم.
اَوَرداد آمده است تا این از خود بیگانگی ها را از میان بردارد و ایران و ایرانی واقعی را نمایان سازد.
بدیهی است این کوشش با کمک های شما به ثمر خواهد رسید.

(اَوَرداد (به فتح دو حرف اول) به معنی اضافه یا کار اضافه کردن است و در ادبیات کهن 366روز سال را اَوَرداد گویند.)

گروه اورداد پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

اورداد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اورداد
پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

لينکستان


لينک دوستان


تبليغات


آمار و امکانات

تبليغات
محل تبليغ شما

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن آبانگان
موضوع: جشن های ایرانی

جشن های ماهانه

جشن بزرگ آبانگان

 

برای پایین گیری (دانلود) نسخه ی کتاب الکترونیکی جشن آبانگان به پیوند زیر بروید.

http://www.2shared.com/file/2400210/3d798937/ABANGAN.html

 

 

در عهد باستان در روز آبان از آبان ماه (برابر روز دهم از گاهشمار باستانی روز چهارم گاهشمار کنونی)جشن آبانگان برگزار می شد و گرچه چندان دانشی از شیوه ی برگزاری آن به ما نرسیده ولی چون آبان به معنی آب ها است و به نام فرشته آب است.  ما می توانیم حدس بزنیم که در این روز مانند جشن خوردادگان  نیاکان ما به کنار جویبارها و رودخانه ها می رفتند و با سرودن آبزور و سایر نیایش ها جشن را باشادی برگزار می نمودند.

اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و پهلوى «آبان» گفته مى شود.آب در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسكريت «آپه» است. اين گوهرمانند چهار آخشیج (آتش، آب، خاك، هوا) در آيين سپندينه (مقدّس) است و آلودن آن گناه .

گمان بر اين است كه برادران و خواهران پارسی ما نیز در این روز گروه گروه در حالی که ملبس به لباس سفید نو می باشند  به ساحل دریا و کنار رودخانه ها رو می آوردند و به ستایش پروردگار می پرداختند ولی ایران سده ها این جشن را ببوته ی فراموشی سپرده  بودند  تا از حدود پنجاه سال پیش خوشبختانه با امكاناتي كه روي داد و گرد هم آیایی و تشکیل انجمن هایی که بر اثر کوشش افراد دلسوز به وجود آمد، دگر باره مطابق سنن و رسوم گذشته به بر گزاری جشن های خود اقدام کردند.

جشن آبانگان جشن مربوط به آب های روی زمین است و درباره پیدایش جشن آبانگان برخی بر این عقیده اند در پی جنگ هایی دراز که بین ایران و توران روی داد و افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند . پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا این کاریزها و نهر ها را لایروبی کنند و پس از این لایروبی آب در کاریز ها روان گردید  و مردم باز آمدن آب را جشن گرفتند.

هرودوت تاریخ نویس یونانی که ایرانیان را "بربر" به معنی "وحشی" می خواند و به ندرت تاریخ واقعي را در مورد ایرانیان نوشته است مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى كنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمی شویند»

استرابون جغرافی دان  مى گويد: « ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى كه ايرانيان به درياچه يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ كنده و قربانى در كنار آن مى كشند و سخت پرواى آن دارند كه هرگز خون به آب نياميزد، چون اين كار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: « در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاكى است در آن نمى ريزند.»

كريستين سن نيز مى گويد: « آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»

بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنین می نویسد:« آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است كه به واسطه توافق دو اسم،آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به كندن نهرها ولایروبی آنها امر كردکه در درازای جنگ ایران وتوران ویران شده بود و در اين روز به كشورهاى هفتگانه خبر رسيد كه فريدون،ضحاگ را به زیر کشیده و اکنون مردم دارندهء دارایی خود هستند.درداستان دیگر آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى، در ماه آبان باران آغازبه باریدن کرد و مردم بارش باران پس از خشکسالی را جشن گرفتند.»

 

گردآوری: معین صادقیان

Tel: 09356216208

Email: ms50952@yahoo.com

Web site: http://www.avardad.blogfa.com

 

 


|+| نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن آبانگان
موضوع: کتابخانه ی اورداد

جشن های ماهانه

جشن بزرگ آبانگان

 

برای پایین گیری (دانلود) نسخه ی کتاب الکترونیکی جشن آبانگان به پیوند زیر بروید.

http://www.2shared.com/file/2400210/3d798937/ABANGAN.html

 


|+| نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
هخامنشيان چك مي كشيدند
موضوع: تاریخ ایران باستان (پیش از اسلام)
منبع: http://www.amordad.net

چك از دستاوردهاي بانكداري است و قديمي‌ترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان مي‌رسد.
تهران _ ميراث خبرگروه فرهنگ: چك از دستاوردهاي بانكداري است و قديمي‌ترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان مي‌رسد.


سردار هخامنشي در حال رفتن به بانک جهت واريز گوسفند به حساب
به گفته دكتر «بيان شيريني»، تاريخ‌نگار، بانكداري در دوره پيش از اسلام، به خصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانك‌هاي امروزي وجود داشته‌اند و در آنها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت مي‌گرفته است. در اين بانکها شمارش اسکناس با دستگاههاي اسکناس شمار صورت ميگرفت. همچنين ماليات و خراج نيز از طريق واريز سکه هاي طلا به حسابهاي دولت هخامنشي پرداخت ميشد. بدليل اينکه در دوران هخامنشي هيچگونه دروغ گويي و جعل اسناد مخالف تعليمات زردشت بود و اصولا مفاهيم تعريف نشده اي بودند هيچگونه رسيدي از بابت پرداخت مبالغ صادر نميشد و دقيقا به همين دليل در کاوشهاي باستاني هيچگونه رسيدي پيدا نشده است. البته برخي از محققان معتقد هستند که صدور رسيد در بانکهاي هخامنشي مرسوم بوده است ولي در جريان حمله اعراب و خاکبرداري 10 متري از سراسر ايران اين آثار منهدم شده اند. قديمي‌ترين شكل بانكداري را در بين‌النهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمده ترين مركز سكونت يهوديان بود و در آنجا يهوديان عهده‌دار امور بانكداري بودند. مداركي هم از اين ناحيه به دست آمده كه كاملا حكم چك دارد. تصوري از چکهاي مذکور در شکل زير نشان داده شده است


در اين چک فرمانرواي مصر که يکي از خراجگزاران هخامنشيان بودند ماليات خود را با اين چک پرداخت نموده است. كلمه «بانك» هم در آن زمان مصطلح بود و لغت «چك» نيز از همان زمان متداول شده كه تا امروز باقي مانده است. در نوشته‌هاي دوره ساساني به زبان پهلوي لغت چك را داريم و همين واژه از ايران به زبان‌هاي ديگر جهان راه يافته است. مسلما چك در طول تاريخ روندي داشته است اما سير روند آن را نمي‌دانيم. فقط مي توان گفت که هر چه بوده از ايران شروع شده است. لازم به ذکر است که صدور چک بي محل در دوران ايران قبل از اسلام به دليل تعليمات روحاني زردشت ممکن نبود و تاريخ حتي يک مورد صدور چک بي محل توسط هخامنشيان سراغ ندارد. تنها پس از حمله اعراب بود که صدور چک بي محل مرسوم شد. محققان بر اين باورند که اگر اعراب به ايران حمله نميکردند اکنون بشريت و در راس آنها ايرانيان مشکلي با نام صدور چک بي محل نداشتند.
از ديگر امور مهم بانكي، برات است. برات چيست و از چه زماني در ايران متداول شد؟ دكتر بيان شيريني كه تخصص وي بيشتر تاريخ دوره مغول است، توضيح مي‌دهد كه برات همان حواله است. در دوره مغول، از مركز يا از مراكز ايالات «برات» مي‌نوشتند و آن را به دست ماموراني مي‌دادند. مسلما اين رسم نيز از دوران هخامنشيان مانده بوده است و در حمله اعراب از بين رفته است. اين ماموران با در دست داشتن حواله مورد نظر موظف مي‌شدند باج يا عوارض يا وجه نقدي يا جنسي از كسي يا سازماني يا جايي بگيرند. به اين حواله برات مي‌گفتند. برات همچون موارد ديگر در دوره مغول روند خطرناكي پيدا كرد. هر دولتمدار يا محصل مالياتي مي‌توانست برات بنويسد. به اين ترتيب، يك نفر ممكن بود از يك دايره يا شخص به خصوص چندين برات دريافت كند و موظف شود مطالبات مختلف جنسي يا نقدي اين برات‌ها را پاسخگو باشد. توجه داشته باشيد که اين روند خطرناک در دوران پيش از اسلام وجود نداشت و اين مشکل پس از حمله اعراب و مغولها بوجود آمده بود. زيرا گفتار نيک مانع از ايجاد اين مشکلات در دوران ايران پيش از اسلام ميشد. اين مساله مثل موارد ديگر موجب اغتشاش‌ شد تا سرانجام با اصلاحات غازان‌خان يا به عبارتي اصلاحات خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله مسائل مربوط به برات را سامان داد. دكتر شيريني معتقد است اين اصلاحات را در واقع بايد اصلاحات خواجه ناميد. زيرا غازان خان ايراني نبود و بالطبع نميتوانست اصلاحاتي را انجام دهد. خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله كه از زمان گيخاتو ارج و قربي بلند‌پايه نزد شاه يافته بود و اين ارج و قرب براي وزيران ايراني يکي از اشتباهات مغولها بود و خود شاهان ايراني از اين اشتباهات نميکردند، در زمان سلطنت غازان‌خان تصدي كارهاي خطير را عهده‌دار شد و سرانجام به مقام وزارت رسيد. وي كه در علم و ادب و ملك‌داري سرآمد بود، در زمان صدارت اصلاحاتي را تنظيم كرد كه بسيار مهم بود اما به نام سلطان وقت به اصلاحات غازاني معروف شد. سلطان وقت هم بيغ بود که وزيرش اصلاحات ميکرد. يكي از اين اصلاحات كه در امر اجتماع و اقتصاد تاثير فراواني داشت، محدود كردن استفاده از برات بود. وي استفاده از برات را قانونمند كرد و مشخص كرد كه كدام سازمان‌هاي دولتي يا مالياتي اجازه صدور آن را دارند. مجازات‌هاي خيلي سختي را هم براي تخلف از اين امر در نظر گرفتند. اگر كسي غير از افرادي كه مجوز داشتند ، برات صادر مي‌كرد، به مرگ محكوم مي شد. مامور مالياتي ( بيتكچي؛ متاسفانه اين کلمه ترکي است ولي به احتمال قريب به يقين از زبان پارسي به ترکي وارد شده است و احتمالا معني اوليه اش "بيتا" بوده است. نشان به آن نشان که اين مامورين بسيار زيبا هم بودند ) هم كه برات غير مجاز را نوشته بود، به قطع دست محكوم مي‌شد. اين مجازات‌ها واقعا هم اتفاق افتاده است و به گفته دكتر شيريني، تمام اين موارد در «جامع ‌التواريخ» اثر بسيار مهم خواجه رشيد‌الدين فضل‌الله همداني در تاريخ مغول، ضبط است. پس از اين اصلاحات، برات به معني واقعي كلمه به كار رفت و محصلان مالياتي يا ديوان استيصاء يا هر جاي ديگر در مواقع جنگ يا صلح برات مي‌نوشتند و مي‌فرستادند و كسي كه برات را دريافت مي‌كرد بايد موارد خواسته شده را مي‌فرستاد. رواج پول كاغذي و برات و چك و شركت‌هاي تجاري مشابه با شركت هاي مضاربه‌اي در دوره مغول نشان مي‌دهد اين دوره از دوره‌هاي رونق بازرگاني در طول تاريخ بوده است. و همه اين کشفيات بدليل وزراي ايراني مغولها بود نه خود مغولها؛ مغولها که هر را از بر تشخيص نميدادند. در اين دوره، جاده مهم ابريشم كه چين را به اروپا متصل مي‌كرد و بسياري جنگ‌ها بر سر اين جاده شد، براي نخستين بار تحت يك حكومت واحد درآمد (البته سواي دوره هخامنشيان؛ که کل چين و اروپا هم تحت حکومتشان بود). به دنبال آن، دادوستدهاي اقتصادي از راه اين جاده صورت گرفت كه بسيار براي مغولان اهميت داشت. همچنين مراودات فرهنگي بسياري از اين مسير انجام شد كه همه اين عوامل در پيشبرد اقتصاد و فرهنگ موثر بود. البته مغولها از فرهنگ چيزي نميدانستند و وزراي ايرانيشان اينها را به آنها ياد داده بودند.
يکي از ديگر از خدمات بانکي؛ پست بانک ميباشد. پست بانک نيز در دوران هخامنشيان معمول و کاملا مرسوم و جزو امورات روزانه ايرانيان بود. در آن دوران به پيک هاي پست "چاپار" گفته ميشد. اين کلمه نيز متاسفانه ترکي ميباشد ولي به ظن قريب به يقين از زبان پارسي به ترکي وارد شده است و ترکها با گرفتن اين کلمه ساير مشتقات آن از قبيل "چاپماخ" "چاپاجاخ""چاپديرماخ"... را استخراج نموده اند. محفقان بر اين باورند که در عهد هخامنشيان تمامي ملتهاي دنيا منتظر اختراع کلمات توسط ايرانيان بودند و رقابت سختي بين ترکها و عربها و عبري ها و روسها و بلغارها و رومها و... براي تصاحب کلمات ساخته شده توسط ايرانيان وجود داشت.


|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
منبع: http://www.amordad.net

خلیج فارس؟



نام جعلی خلیج عربی چه زمانی و توسط چه کسانی برای دریای پارس ساخته شد

از اینترنت.


در زمان پادشاهی محمد شاه قاجار در سال ۱۲۱۶ هجری خورشیدی، او سپاهی را برای سرکوبی کامران میرزا حاکم نافرمان هرات فرستاد. محمد شاه نخست قلعه غوریان را به تصرف درآورد. و سپاه ایران در کنار رود نقره نزدیکی هرات اردو زد. به دلیل موقعیت جغرافیای هرات و ضعف وسایل نظامی سپاه ایران، این محاصره یک سال به طول انجامید.

انگلستان که همیشه به افغانستان به چشم دروازۀ هندوستان می نگریست همیشه در پی این بود تا افغانستان را از ایران جدا کند و به عنوان سدی در برابر نفوذ روس ها استفاده کند. از این رو سفیر انگلیس "مک نیل" با محاصرۀ هرات به شدت مخالفت کرد. و حتی چند نفر از مهندسان انگلیسی را برای استحکام و تقویت حصار هرات به یاری کامران میرزا فرستاد. از طرف دیگر، مک نیل شاه ایران را به مذاکره با کامران میرزا تشویق می کرد. اما شاه نپذیرفت. مک نیل با ناامید شدن از نقشۀ انعقاد قرارداد بین شاه ایران و کامران میرزا با خشم اردوی ایران را ترک کرد. و نامه ای تهدید آمیز به شاه ایران نوشت. در این نامه قید شده بود اگر شاه ایران قرارداد تنظیمی او را برای ترک مخاصمه با کامران میرزا نپذیرد دولت انگلستان دست به اقدامات تلافی جویانه خواهد زد. پس از این نامه، نیروی دریایی انگلستان با حمله به جزیرۀ خارک، این جزیره را تصرف کرد.

انگلستان به شاه ایران فشار می آورد تا با تخلیه قلعۀ غوریان از محاصرۀ هرات دست بردارد. سرانجام شاه دست از محاصرۀ هرات برداشت. و انگلستان هم از خارک خارج شد. حرکتی ننگین در تاریخ ایران که اشغالگر بودن انگلیسی ها را اثبات میکند .

قضیۀ هرات هنوز حل نشده بود و کشمکش و درگیری بین ایران و انگلستان ادامه داشت تا این که در همان سال ها (۱۲۱۹ هجری خورشیدی/ ۱۸۳۷میلادی) این مسائل، دستمایۀ نگارش مقاله ای در روزنامۀ Times Journal چاپ لندن شد که در این مقاله بجای نام خلیج فارس از نام جعلی دریای بریتانیا استفاده شده بود.

انگلیسی ها برای رسیدن به اهداف خود به همۀ ترفندها متوسل می شوند. اگر شده نام جایی را عوض کنند حاکمی را جایگزین حاکم دیگر کنند و حتی اگر خودشان زورشان نمی رسد یکی دیگر را جلو بیندازند و خلاصه همه کاری می کنند تا نیات خودشان را عملی سازند. استفاده از نام جعلی برای خلیج فارس در آن زمان نشان می دهد این اقدام را حساب شده و برنامه دار انجام داده اند. کما این که بعدها هم این کار را انجام داده اند.

اقدامات ننگین انگلیسی ها در قرن حاضر

مبارزات مردم ایران برای ملی شدن صنعت نفت در اوایل دهۀ ۱۳۳۰ سرانجام نتیجه داد و مجلس شورای ملی رای به ملی شدن صنعت نفت در ایران داد. انگلستان هر کاری که می توانست، انجام داد تا جلوی این رویداد بزرگ را بگیرد اما کار از کار گذشته بود. هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر خواست و ارادۀ ملت ایران را نداشت. پس انگلیسی ها به تلافی این شکست سنگین دست به اقداماتی زدند.

در آن زمان تمام كشورهایی كه امروز در حاشیۀ جنوبی خلیج فارس قرار دارند همگی یا مستعمرۀ انگلیس بودند و یا تحت الحمایة این كشور. پس با استفاده از این نفوذ گسترده، در سال ۱۳۳۵هجری خورشیدی (۱۹۵۷میلادی) یكی از جاسوسان سازمان جاسوسی انگلستان بنام رُودریك اُوِن (Oven (Roderick كتابی بنام "حباب های طلایی در خلیج عربی" (Golden bulbs in Arabic gulf) نوشت و دولت انگلستان آن را به سرعت به زبان عربی ترجمه و به طور گسترده ای در منطقه منتشر كرد. ترجمۀ این كتاب و انتشار گستردۀ آن نشانگر بغض و كینۀ انگلیسی ها نسبت به اقدام ملت ایران بود.

علت ترجمه چه بود؟ در آن سال ها شیخ نشین های حاشیۀ جنوبی خلیج فارس مردمی بادیه نشین و بیابانگرد بودند و با زبان انگلیسی آشنایی چندانی نداشتند. پس بهترین كار در سرعت بخشیدن به عملیات تحریف نام تاریخی خلیج فارس، ترجمۀ آن به زبان عربی بود تا به اعراب زودتر مسئلۀ تحریف را القاء كنند. اُوِن در این كتاب می نویسد: "در همه نقشه‌هایی كه من دیده‌ام، خلیج فارس در آنها نوشته شده است، اما من با زندگی در بحرین، دریافتم كه ساكنان دو سوی این دریا، عرب هستند. پس ادب حكم می‌كند كه این دریا را خلیج عربی بنامیم."

انگلیسی ها به این اقدامات بسنده نكردند. در سال ۱۳۴۴هجری خورشیدی (۱۹۶۶میلادی) كتابی بنام "ساحل دزدان دریایی" (The Pirate Coast) منتشر كردند. نویسندۀ این كتاب سِر چارلز بِلگِرِیو ( Sir Charles Belgrave) وابستۀ سیاسی انگلیس در شیخ نشین های حاشیۀ خلیج فارس بود. او پس از سی سال فعالیت در این منطقه، در پایان ماموریتش، هنگامی كه به انگلستان بازگشت این كتاب را نوشت. وی در این كتاب بجای نام تاریخی خلیج فارس، نام جعل شدۀ خلیج عربی را به كار برد. همچنین در زمان ماموریت او در بحرین، در نامه نگاری های انگلیسی ها با اعراب استفاده از این نام جعلی باب شد. بِلگِرِیو در این كتاب می نویسد: "اعراب‌ ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند."

پس از انتشار این كتاب، كاربرد نام جعلی و تحریف شدۀ خلیج عربی در مطبوعات كشورهای عربی رواج یافت.

انگلیسی ها تخم تفرقه را برافكندند و اكنون از ثمرات آن بهره مند می شوند. شاید شنیده باشید كه انگلیسی ها برای رسیدن به هدفی حتی شده یك قرن هم برنامه ریزی و فعالیت می كنند. مسئلۀ تحریف نام خلیج فارس یكی از این موارد است. در سال ۱۳۳۵با ترجمه و انتشار گستردۀ كتاب رُودریك اُوِن (Oven (Roderick و در پی آن كتاب سِر چارلز بِلگِرِیو ( Sir Charles Belgrave) تخمی را كاشتند كه اكنون از ثمرات آن بهره مند می شوند. آنها به خوبی فهمیده اند كه اندیشۀ ایرانیان نباید آزاد باشد چون با آن پیشینۀ درخشان تاریخی بزرگی كه دارند به سادگی می توانند بنیان گزار تمدن ها و قدرت های بزرگی شوند. پس باید همیشه تولید اشكال و درگیری كرد. الآن با این مسئله، بخشی از فكر و اندیشۀ ایرانیان متوجه دفع حمله های فرهنگی اعراب به نام خلیج فارس شده است. و از طرف دیگر دلارهای نفتی اعراب به سمت موسسات مرجع و تحقیقاتی غرب، رسانه ها و شبكه های رادیویی و تلویزیونی، سایت های اینترنتی و حتی دولتهای غربی سرازیر شده است. رشوه می گیرند و نام جعلی خلیج عربی یا خلیج را در منابع و گزارشات خود به كار می برند. بازار پرسودی است. غربی ها و در راس آنها انگلیسی ها عاشق چشم و ابروی شیوخ حاشیۀ خلیج فارس نیستند بلكه با دریافت میلیون ها دلار از اعراب با سركیسه كردن آنها دست به چنین اقداماتی می زنند. كافی است كلمۀ خلیج عربی را در موتورهای جستجوگر بیابید آن گاه خواهید دید كه چه كسانی این نام جعلی را به كار می برند. این پایگاه های اطلاع رسانی با این كه پیشینة تاریخی چند هزار سالۀ نام خلیج فارس را میدانند و بارها گزارشات رسمی سازمان ملل را دریافت كرده اند باز به كار خود ادامه می دهند. تفرقه بینداز، پول هم بگیر و حكومت كن. داد و ستد بدی نیست. نه؟

اقدامات اعراب

خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس_ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است. برای نخستین بار یونانیان این خلیج را، خلیج پارس نامیدند که از نام قوم پارس كه در جنوب فلات ایران می زیستند و نخستین شاهنشاهی بزرگ آن زمان را بنیان نهادند، یعنی شاهنشاهی پارس برگرفته شده است.

همان گونه كه پیشتر گفته شد، انگلیسی ها با انتشار دو كتاب۱ نخستین جرقه را برای تغییر نام خلیج فارس زدند تا این كه با بر سر قدرت آمدن جمال عبدالناصر رییس جمهور پیشین مصر و اوج گرفتن احساسات پان عربیست در جهان عرب، در سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیۀ عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند. این روند در دهۀ ۱۹۶۰ میلادی به اوج خود رسید و اكنون نزدیك به ۲۲ کشور عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتاب های رسمی عربی تغییر داده اند.

و اما دلایل کودکانه متعصبان عرب

متعصبان قوم عرب (پان عربیست) در توجیه این اقدام عموماً به سه دلیل تکیه می كنند:
۱. پلینی۲ در كتاب خود "تاریخ طبیعی" این خلیج را خلیج عربی نامیده است.

۲. كارستن نیبور۳ در سال ۱۷۶۲ در سفرنامه اش نوشته است: سواحل خلیج فارس تابع دولت ایران نیست.

۳. رودریك اوون۴ در كتابش بنام "حباب های طلایی در خلیج عربی" به خلیج عربی اشاره کرده است.

۴. تعداد كشورهای عربی بیش از ایران است.

دربارۀ ادعای نخست اگر عین جملات۵ پلینی را بخوانیم او دقیقا نوشته است که خلیج فارس کجاست و خلیج عربی کجاست. منظور پلینی از به کار بردن خلیج عربی همان خلیج عقبه (عربه) است. پلینی در این نوشته به اقتدار پادشاهان پارس نیز اشاره کرده و بارها از خلیج فارس نام برده است.

واما ادعای دوم. شاید کارستن نیبور این جمله را نوشته باشد اما با دیدن نقشۀ ترسیمی او که در سال ۱۷۶۲ تهیه کرد آن را نقشۀ خلیج فارس نامید. و این نقشه دقیق ترین نقشۀ خلیج فارس تا آن زمان بود.

و سومین ادعا هم که از بیخ و بن مردود هست. جاسوسی انگلیسی بنام روردریک اوون کتابی می نویسد و نام آن را می گذارد "حباب های طلایی در خلیج عربی" . در خود جملۀ اوون اعتراف به نام واقعی خلیج فارس کاملاً پیداست. او می نویسد: در همۀ نقشه هایی كه دیده ام نام خلیج فارس در آنها ثبت شده است. اما من با زندگی در بحرین دریافتم كه ساكنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حكم می كند این دریا را خلیج عربی بنامیم. چهارمین ادعا هم که بسیار بچگانه است. امارات و قطر و کویت روی هم رفته نصف یکی از استان های ایران هم نمی شوند. از این گذشته، مگر به صرف تعداد می شود نام تاریخی جایی را به این سادگی تغییر داد. خوب اگر این گونه است ایرانی ها هم به شط العرب بگویند شط الفارسی. گرچه اروند رود را هم ایرانیان دارند. اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس نامی کهن و تاریخی است و اقداماتی که برای تغییر نام آن انجام می شود جز ایجاد فتنه و تفرقه هیچ سودی برای کشورهای منطقۀ خاورمیانه ندارد


|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
هر روز، روز توست، حافظ
موضوع: بزرگان ایران

20 مهرماه روز حافظ گرامی باد

فقط یک روزدرسال...نه برای شکوه توهمه ی روزهای سال کم است.حافظ را بایددرمتن زندگی خودجاری سازیم ونه اینکه اورا چکیده سازیم دریک همایش یک روز یک بزرگداشت...

کی شعرترانگیزد خاطرکه حزین باشد    یک نکته درین معنی گفتیم وهمین باشد

حافظ ودنیایی که درآن هم رندی موردپسنداست هم نظربازی اما رندی ونظربازی موردنظرحافظ نه مورد نظرما...اودرمیان نااهلان ناپاکان روزگارخویش شاهدخودرا میابد.اماهنوز جای پرسش است آنی که درسخن حافظ پنهان شده چیست؟

شاهدآن نیست که مویی ومیانی دارد    بنده طلعت آن باش که آنی دارد

سخن اورازآمیزاست چنان که دوپهلویی های شعراو برهیچ کس پوشیده نیست. درمیان همین رازها بایدغلتید وراه خویش رایافت. راهی که بی شک بهترین راه هاست...

امروزبرماست که دروهله اول گنجینه گرانبهای شعرحافظ ونقدهاوتفاسیر زیبایی که برآن نوشته شده را پاس داریم و درس     هاوعبرت های آن رااستخراج کنیم.ودروهله دوم  خوددست به کارشویم ودینی که برگردن ماست رابه این بزرگان وبه ویژه خودحافظ ادا کنیم.وقت آن است که نامهایی درخور  اسامی چون دکترعبدالحسین زرین کوب-پرتوی علوی-قاسم غنی-علی اکبررزاز-محمدعلی معیری-ابوالقاسم رادفر-سعیدنیازکرمانی-محمدمعین-بهاالدین خرمشاهی-نصرالله پورجواد-خلیل خطیب رهبر-محمدعلی اسلامی ندوشن-اسماعیل صارمی دوباره ظهور کنند.امروز روز این بزرگان است.گرامیداشت حافظ یعنی گرامیداشت انسانیت متعالی.گرامیداشت همه ی رندان ونظربازان دنیاوامروزنوبت ماست تابخوانیم وبه کاربندیم...

حسین قلی پور09139139599-اوردادشاهین شهر

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
معاون ميراث فرهنگي: زمين بخريد، اما اجازه عبور قطار را نمي دهيم

نقش رستم
مسئولان وزارت راه در حال خريد زمين هاي اطراف نقش رستم براي اجراي پروژه راه آهن اصفهان شيراز هستند!! در همين حال معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري عنوان مي كند مسئولان پروژه راه‌آهن اصفهان_ شيراز هر اندازه كه بخواهند مي‌توانند زمين كشاورزي بخرند؛ اما اجازه عبور خطوط راه آهن از اين زمين‌ها داده نمي شود.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ مسئولان وزارت راه در حال خريد زمين هاي اطراف نقش رستم براي اجراي پروژه راه آهن اصفهان شيراز هستند و در همين حال معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري عنوان مي كند مسئولان پروژه راه‌آهن اصفهان_ شيراز هر اندازه كه بخواهند مي‌توانند زمين كشاورزي بخرند؛ اما اجازه عبور خطوط راه آهن از اين زمين‌ها داده نمي شود.

طبق توافق مسئولان وزارت راه و ترابري و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پروژه ملي راه‌آهن اصفهان_ شيراز از نزديكي نقش رستم منتفي است و خطوط راه آهن از فاصله بيشتري با اين اثر عبور مي كند اما اكنون مسئولان وزارت راه در حال خريد زمين هاي اطراف اين اثر تاريخي هستند تا خطوط راه آهن را از مسيري كه مي خواهند عبور دهند.

معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري درباره خريد زمين‌هاي كشاورزي اطراف نقش رستم به ميراث خبر گفت: «اين موضوع به اطلاع سازمان ميراث فرهنگي رسيده است و از نظر اين سازمان، مسئولان پروژه راه‌آهن اصفهان_ شيراز هر اندازه كه بخواهند مي‌توانند زمين كشاورزي بخرند؛ اما عبور خطوط راه آهن از اين زمين‌ها كه در نزديكي نقش رستم واقع شده‌ منوط به اجازه كتبي و رسمي سازمان ميراث فرهنگي كشور است.»

زمين‌هاي كشاروزي نقش رستم در حالي خريداري مي‌شوند كه "كرماني‌ها" مدير كل روابط عمومي شركت ساخت و توسعه زير بناهاي حمل و نقل كشور اعلام كرده است كه راه آهن اصفهان_ شيراز قصد عبور از مسير پيشين را دارد.»

كرماني‌ها، همچنين يادآور شده است كه اين موضوع مورد تاييد استاندار فارس بوده و مسئولان ميراث فرهنگي نيز از اين امر مطلع هستند.

اين درحالي است كه نه تنها مدير سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس در هيچ جلسه‌اي مبني بر تاييد عبور قطار از كنار نقش رستم شركت نكرده است كه مسئولان بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد، كه حفاظت از نقش رستم در محدوده فعاليت آن‌ها است، نيز از چنين توافقي، از سوي استاندار فارس بي‌اطلاع هستند.

از سوي ديگر، و بر اساس همين گزارش "جليل حجازي"، مدير كل پيشين راه و ترابري استان فارس كه به تازگي از اين سمت استعفا كرده است در ارتباط تلفني با ميراث خبر اعلام كرد كه تا تاريخ 14 تير امسال كه در اين سمت فعاليت مي‌كرده است، هيچ موافقتي از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور مبني بر عبور قطار از كنار نقش رستم صورت نگرفته است و در هيچ جلسه‌اي دراين‌باره شركت نكرده است.


مسئولان پروژه قطار اصفهان_ شيراز در حالي با خريد زمين‌هاي كشاورزي اطراف نقش رستم قصد عبور از 500 متري اين اثر هخامنشي را دارند كه سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري طي آخرين مصوبه، مخالفت كتبي خود را با عبور قطار از كنار نقش رستم اعلام كرده است و همچنان اين مخالفت‌ها ادامه دارد.

شوراي فني سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پس از بررسي مسير قطار اصفهان – شيراز،‌ راي نهايي خود مبني بر حداكثر فاصله خطوط راه آهن از نقش رستم را به طور رسمي به وزارت راه و ترابري ابلاغ كرده است. طي اين مصوبه قرار شد تا خطوط راه‌آهن از حدود يك كيلومتري نقش رستم و نزديك به جاده اصفهان شيراز عبور كند.

"فريبرز دولت‌آبادي"، معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري در اين‌باره به ميراث خبر گفت: «در پي مخالفت سازمان با عبور قطار از كنار نقش رستم،‌ جلسه شوراي فني در معاونت ميراث فرهنگي اين سازمان برگزار و طي مصوبه‌اي به طور رسمي با عبور قطار از كنار نقش رستم مخالفت شد.»

وي در ادامه افزود: «در اين مصوبه آمده است كه قطار از كنار جاده اصفهان_ شيراز عبور كند و از سطح زمين نيز ارتفاعي نداشته باشد. همچنين قرار شد با توجه به اصول ريل گذاري، اين كار به شكلي انجام شود كه در اين فاصله سرعت قطار كم شود و تمام تمهيدات براي جلوگيري از لرزش نيز اجرايي شود.»

بر اساس اين مطالعات مشخص شد در صورتي كه خطوط قطار از كنار نقش رستم و از فاصله 400 متري اين اثر هخامنشي عبور كند، لرزه‌هاي ناشي از اين عبور در دراز مدت براي اثر سنگي كعبه زرتشت زيان بار بوده به همين علت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور با اين امر مخالف است.

اين مصوبه با امضاء رئيس سازمان ميراث فرهنگي،‌ صنايع دستي و گردشگري كشور به وزارت نيرو ابلاغ شده است.

دولت‌آبادي گفت:‌ «درپي ابلاغ اين نامه، وزير نيرو نامه ديگري براي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نوشت كه طي آن خواستار بررسي مجدد اين سازمان درباره عبور قطار از فاصله 500 متري نقش رستم شد.»

اين نامه در حالي به سازمان ميراث فرهنگي ابلاغ شده است كه مسير قبلي قطار كه با مخالفت سازمان ميراث فرهنگي مواجه شد، در فاصله حدود 500 متري بوده است.


مسئولان راه‌آهن طبق قوانين كشوري موظف به رعايت ضوابط مربوط به ميراث فرهنگي درباره عبور خطوط راه‌آهن هستند و خريد زمين‌هاي كشاروزي عمل عجولانه‌اي است كه در حال حاضر صورت مي‌گيرد و شايد خبر از اين ماجرا دارد كه اين خطوط بدون كسب اجازه از سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري قصد عبور از كنار نقش رستم را دارد!

از آن‌جا كه بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد قصد دارد نقش رستم با را الحاق به تخت جمشيد در فهرست ميراث جهاني به ثبت برساند،‌ در صورتي كه قطار از كنار نقش رستم عبور كند، اين اثر هخامنشي شانس پيوستن به آثار جهاني را از دست مي‌دهد.

در آخرين مجمع بين‌المللي يونسكو براي ثبت آثار جهاني در كشور اندونزي، كارشناسان دفتر ميراث جهاني خواستار پاسخ روشن مسئولان سازمان ميراي فرهنگي درباره عبور قطار شدند.

نقش رستم اثر باستاني با قدمت بيش‌از چهارهزار سال است كه آن را بيشتر به خاطر وجود مقبره شاهان هخامنشي در دنيا مي‌شناسند. اين اثر هخامنشي يكي از منحصر به فرد ترين آثار باستاني جهان است كه مقبره چهارتن از شاهان هخامنشي از جمله، داريوش بزرگ، خشايارشاه، اردشير اول و داريوش دوم روي كوه عظيمي ساخته شده‌اند.

همچنين در كنار اين كوه مقدس اثر ديگري از دوره هخامنشي ديده مي‌شود كه به كعبه زرتشت شهرت دارد و هنوز به درستي كاربري آن در دوره هخامنشيان تاييد نشده است.

اين كوه مقدس در كنار آثار مهم دوره هخامنشي، نقش برجسته‌هايي از دوره ساساني، و اسلامي به همراه نقشي از دوره ايلامي نيز دارد.


|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
یادمان‌های باستانی استان فارس
موضوع: تاریخ ایران باستان (پیش از اسلام)
یادمان‌های باستانی استان فارس

منبع: http://www.amordad.net

دوره‌ی پیش‌تاریخی: باستان‌شناسان تنها تعدادی از تپه‌های بی‌شمار پیش‌تاریخی واقع در کوه‌‌های فارس را کاویده و بررسی نموده‌اند. بیش‌تر فعالیت‌های آنان بر جلگه‌ی "مرودشت"، در مرکز استان فارس متمرکز شده بود: در تل باکون، تل دروازه، تل گاپ، تل مُشکی، تل تیموران، تل شقا، تل نخودی در پاسارگاد، و تل ریگی در فیروزآباد. محل شدیداً ویران واقع در "تل ملیان" در شمال غربی جلگه‌ی مرودشت، دارای ارج و اهمیت بسیار است، چرا که وجود جایگاه شهر باستانی «انشان»، مرکز پادشاهی انشان و جزیی از پادشاهی ایلام از هزاره‌ی سوم پ.م. را اثبات کرد؛ "انشان" همان قلم‌رویی را دربر می‌گرفت که دیرتر، "پارس" ایرانی دربر داشت.

حفاری‌های انجام شده در این حوزه، بخشی از چینه‌های ایلامی را با معماری ماندگار آجری- گلی، و نیز بازمان‌هایی را از تصرفات پارتی و ساسانی آشکار ساخته است. برجسته‌ترین بازمانده‌های دوره‌ی ایلامی در فارس، آثاری از صخره‌نگاری‌های ایلامی در زیر و کنار برجسته‌نگاری‌های بهرام دوم ساسانی (93-274 م.) در نقش رستم در کناره‌ی شرقی جلگه، و برجسته‌نگاری‌هایی ستایش برانگیز بر بلندی «کورانگون» واقع در دره‌ی "فهلیان"، می‌باشند؛ بیش‌تر صخره‌نگاری‌های ایلامی در غربی‌ترین نقطه‌ی رشته کوه زاگرس وجود دارند.
دسته‌ی مشخصی از یادمان‌های ایلامی، گورگاه‌های توده‌سنگی هستند که در استان‌های مجاور شرقی نیز یافته شده‌اند. فراوانی و پراکندگی این آثار هنوز به طور کامل شناخته و مورد توجه قرار نگرفته‌اند، و اگر مطالعه نیز شده باشند، زمینه‌ی قومی و فرهنگی- دینی آن‌ها ناروشن است. به نظر می‌رسد که این گورگاه‌ها تا روزگار ساسانیان نیز استفاده یا بازاستفاده شده‌اند، اما نظریات موجود درباره‌ی تاریخ پیدایش آن‌ها، از هزاره‌ی سوم پ.م. تا اواخر عصر آهن، متغیر است.

دوره‌ی هخامنشی: برجسته‌ترین یادمان‌های باستان‌شناختی، نه تنها در استان فارس، بل که در سراسر ایران، متعلق به دوران هخامنشی‌اند (331-559 پ.م.)، چرا که دودمان شاهنشاهی این ایالت (پارس) بر نیرومندترین امپراتوری در تاریخ ایران فرمان می‌راند. بنیان‌گذار این پادشاهی، کورش کبیر (30-559 پ.م.)، اقامتگاه خود را در پاسارگاد، واقع در دشت مُرغاب بنا نمود؛ این محل مرکب بود از یک دژ یا سکوی کاخی که اینک با نام تخت مادر سلیمان شناخته می‌شود؛ یک باروی آجری- گلی پیوسته به آن؛ و ساختمان‌های کاخ که به مقیاسی بزرگ بنا نهاده شده بود و پارک محوطه را آبیاری می‌کرد. آرامگاه بی‌تکلف کورش کمی دورتر در جنوب غربی قرار دارد.
کارکرد برج‌واره‌ی «زندان سلیمان» در نزدیکی سکو، هنوز نامعلوم است؛ به اصطلاح «صحن مقدس» با دو پایه‌ی سنگی آن، به طور آزمایشی به عنوان جایگاهی برای نیایش آتش شاهانه تعیین هویت گردیده است.

داریوش یکم (486-522 پ.م.) اقامتگاهی جدید، یعنی «پرسپولیس» را در حدود هشتاد کیلومتری جنوب غربی پاسارگاد، در بخش فرودست و بارخیزتر جلگه‌ی مرودشت بنا کرد. مجموعه ی سکو، که امروزه "تخت جمشید" خوانده می‌شود، با تالارهای ستون‌دار ویران‌شده‌ی آن که با برجسته‌نگاری‌هایی تزیین گردیده؛ باروی پیوسته به آن، و ساختمان‌های کاخ‌وار، اداری و آیینی در پایین سکو، توسعه و تکامل کلانی را، بل که بسیار بیش‌تر از دگرچهره‌ی (variation) متمرکز ساخت‌وساز در پاسارگاد، نشان و نمایش می‌دهد.
آثار کاخ‌های هخامنشی و بناهای مهندسی در دشت و پیرامون آن یافته شده‌اند. در صورتی که برخی نیز در مناطق دیگر استان فارس، مانند برازجان و فهلیان شناسایی گردیده‌اند. در این دوره، جایگاه ایلامی نقش رستم به گورستانی شاهانه مبدل شد و در پی داریوش، گونه‌ای آرامگاه صخره‌ای هخامنشی، با نمایی چلیپاوار و تزیین شده با طرحی استاندارد از برجسته‌نگاری‌ها، در آن ایجاد گردید. دیگر آرامگاه‌های شاهانه در «کوه رحمت» تراشیده و نهاده شدند. به نظر می‌رسد که «تخت رستم» در نزدیکی نقش رستم، روگرفتی (copy) ویران شده از آرامگاه کورش باشد؛ دیگر همانی (replica) تخریب شده‌ی آن، یعنی «گور دختر»، در دره‌ی «بُزپار» در جنوب کازرون واقع است. بنای معماوار «کعبه‌ی زرتشت» در مقابل تپه در نقش رستم، روگرفتی از "زندان سلیمان" در پاسارگاد است؛ این بنا سنگ‌نبشته‌ی سه زبانه‌ی متأخرتری را از شاپور یکم (70-240 م.) دربر دارد.*

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ميراث فرهنگي



دادگاه استيناف‌خواهي ايران در پرونده‌ي حراج 18 شيء تاريخي از تمدن كهن جيرفت، اكنون در دادگاه لندن درحال برگزاري است.

معاون مدير كل دفتر حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب افزود: اين دادگاه از روز گذشته (17 مهرماه) آغاز شد و امروز به‌پايان مي‌رسد.

به گفته‌ي سوسن چراغچي، استيناف‌خواهي از حكم اوليه‌ي دادگاه بركت در دادگاه امروز بررسي مي‌شود.

وي با اشاره به دليل شكست ايران در دادگاه قبلي اين پرونده به‌علت صراحت نداشتن ماده‌ي 26 قانون مدني مالكيت بر اموال تاريخي ـ فرهنگي منقول حاصل از حفاري غير مجاز، يادآوري كرد: پس از اين شكست، اداره كل حقوق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در يك نظريه‌ي تفصيلي درباره‌ي مالكيت دولت بر اموال فرهنگي ـ تاريخي منقول حاصل از حفاري غير مجاز از مجلس سوال كرده است.

چندي پيش، دادگاهي در لندن اجازه داد كه 18 قلم از اشياي تمدن باستاني جيرفت در گالري برکت حراج شوند

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ميراث فرهنگي


بررسي باستان‌شناسي منطقه‌ي كوهرنگ در استان چهارمحال و بختياري به شناسايي 176 اثر باستاني منجر شد.


سرپرست هيات باستان‌شناسي اين بررسي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: اين بررسي باستان‌شناسي با هدف شناسايي آثار باستاني منطقه‌ي كوهرنگ كه تاكنون بررسي نشده بودند، در دو بخش مركزي و بازفت شهرستان انجام شد.


كوروش روستايي توضيح داد: آثار باستاني شناسايي‌شده شامل محوطه، تپه و شيرهاي سنگي از دوره‌ي پارينه‌سنگي مياني تا دوره‌ي قاجار هستند كه تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها تاكنون ثبت شده‌اند.


وي افزود: در اين برنامه، محدوده‌ي سد كوهرنگ 3 نيز بررسي شد و 41 اثر از 176 اثر شناسايي‌شده به محدوده‌ي اين سد تعلق دارند.


به گفته‌ي او، سد كوهرنگ 3 روي رودخانه‌ي بيرگان ساخته مي‌شود و مرحله‌ي مطالعات را پشت سر مي‌گذارد.


روستايي اظهار داشت: حدود 40 گور سنگ‌چين دوره‌ي تاريخي نيز شناسايي شده‌اند كه همگي غارت شده و به‌صورت توده‌هاي سنگي باقي مانده‌اند. البته غارت اين گورها احتمالا در دوران باستان رخ داده است.


اين باستان‌شناس با بيان اين‌كه بيشتر اين منطقه و محوطه‌هاي آن كوچ‌نشين است، گفت: منطقه‌ي كوهرنگ بسيار سردسير و در تابستان‌ها شلوغ است و در زمستان، كوچ‌نشينان اين منطقه به‌سوي خوزستان حركت مي‌كنند. به همين دليل و با اين شرايط وضعيت حفاظتي محوطه‌ها و آثار باستاني كوهرنگ نسبت به جاهاي ديگر در سطح كشور بهتر است.


شهرستان كوهرنگ در شمال غرب شهركرد و شامل دو بخش مركزي و بازفت است. رشته‌كوه زردكوه نيز در اين شهرستان واقع شده است كه بازفت در غرب زردكوه و بخش مركزي در شرق آن قرار دارند. همچنين مركز اين شهرستان شهر چلگرد است.


بررسي شناسايي آثار باستاني كوهرنگ شهريورماه آغاز شد و اوايل مهرماه به‌پايان رسيد

|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نگاهي بر چالش‌هاي راه‌اندازي سد سيوند در دوسال گذشته

اي ديو سياه پاي سيوند
اي دشمن مردم خردمند
براي ما يك سد بزرگي
از ياد بري آن سترگي
نفرين زده و ديو ساختي
چون لشگر اهرمن بتاختي
نفرين بر اهرمن آفريده
دا ما را در گلو بريده
ما را چنين زخمي سازي
اي سد آفريده ي تاري
كورش بيدار است و بيند
چو بيناست او هرگز نميرد
ما مرده ايم و خود ندانيم
بي كورش ما يك آن نمانيم
اي سد بدان و نيك پندار
هست ما را اين كردار
جنگيدن با اهرمنان بايد
زندگي با آنها ما را نشايد

منبع: http://www.amordad.net

نگاهي بر چالش‌هاي راه‌اندازي سد سيوند در دوسال گذشته

 

 اولين ارمغان سد سيوند
سرانجام خيلي زودتر از آن‌چه پيش‌بيني مي‌شد اولين دستاورد تخريبي راه‌اندازي سد سيوند به بار نشست و مرگ بيش از دو هزار جوجه فلامينگو، دوباره اين مساله را از حاشيه به متن راند و سكوت چندماهه‌ي مخالفان آبگيري سد سيوند را شكست.
اگر چه غرق شدن منطقه‌هاي مهم و كاوش‌نشده‌ي باستاني در تنگ بلاغي و تأثير مخرب رطوبت سد سيوند بر آثار تاريخي منطقه‌ي پاسارگاد، علت‌العلل مخالفت ايران‌دوستان به آبگيري سد سيوند بود، اما تخريب محيط زيست با مرگ بيش از دو هزار جوجه فلامينگو بر اثر خشك شدن درياچه‌ي بختگان، پيش از تأثير رطوبت سد به آثار تاريخي خود را نشان داد.
روزهايي كه پيش‌بيني مي‌شد تالاب‌ها، آب‌گيرها و درياچه‌هاي استان فارس بر اثر راه‌اندازي سدهايي چون سيوند در بالادست درياچه‌ي بختگان، با معضل خشكي و كم‌آبي مواجه شوند از راه رسيد و نشانه‌هاي مرگ زيست‌مندان در اين مناطق با مرگ فلامينگوها در درياچه‌ي بختگان آشكار شد.
در روزهاي گذشته به علت تداوم خشكسالي و خشكيدگي درياچه‌ي بختگان


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

تصاويري از نسخه خطي كتاب نفيس زكرياي رازي منتشر شد

خبرگزاري فارس: تصاويري از نسخه خطي نفيس كتاب «المفيد الخاص في علم الخواص» از آثار كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي آستان قدس رضوي، موزه ملي تاريخ علوم پزشكي جمهوري اسلامي با همكاري شوراي نشر نفايس كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي برآن است تا اصيل ترين و كمياب ‌ترين نسخه ‌هاي خطي پزشكي را كه دسترسي به آنها دشوار و ناممكن است را به صورت چاپ عكسي نفيس و در شمارگان محدود چاپ و منتشر كند.
كتاب المفيد الخاص في علم الخواص تاليف محمدبن زكرياي رازي، حكيم و طبيب قرن چهارم هجري قمري يكي از آثار منحصر به فرد خطي است كه در بين سال هاي 743 تا 746 هجري قمري كتابت و در سال 1145 هجري قمري توسط نادرشاه افشار وقف كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي شده است.
نمايه بيماري‌ها، اصطلاحات پزشكي، حيوانات، گياهان و اشخاص از مطالب ارزنده‌اي است كه در متن كتاب چاپ عكسي آمده است.


|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نگرشی به جایگاه کودک و نوجوان در فرهنگ ایران باستان


“ایرانیان به فرزندان خود تقوی و فضیلت می آموزند،
همان گونه که دیگران خواندن و نوشتن می آموزند.” (گزنفون)


بی گمان پیشرفت و درخشندگی هر توده ی بالنده و ...

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نژاد اصیل ایرانی کدام است؟
موضوع: مردم شناسی
بخوانید و نگرش خود را بگویید آیا می توان واقعا با آزمایش خون آریایی بودن کسی را مشخص کرد یا نه؟

بی بی سی، سياوش اردلان : ژنتیک از آن حوزه های علم است که همه درباره آن شنیده اند ولی کمتر درباره آن میدانند. دکتر مازیار اشرفیان از جمله دانشمندان این حوزه به شمار میاید که تحقیقاتش درباره هویت ژنتیک اقوام خاورمیانه منحصر به فرد است.
آنچه دکر اشرفیان درباره آن گرم مطالعه و تحقیق در دانشگاه پورت مورث انگلستان است ریشه های قومیتی و نژادی مردم خاورمیانه بویژه ایران است که به گفته او به رغم اختلاط های نژادی در طول قرن های متمادی همچنان دارای یک هویت ژنتیکی است. دکتر اشرفیان میگوید قادر است با آزمایش چند قطره خون شما مشخص کند که اجدادتان از کجا آمده اند.
از دکتر اشرفیان درباره مبنای علمی بحث آریائی بودن ایرانیان سوال شد. او گفت تحقیقات او نشان داده که آریائی ها هر جند یک هویت ژنتیک خاصی دارند اما بیشتر از 10-15 درصد ایرانیان را شامل نمی شود. هویت ژنتیکی ایرانیان به گفته او به بومیان کشاورزی بر میگردد که پیش از مهاجرت آریائی ها در ایران زندگی میکردند. ولی این بدان معنا نیست که هویت ژنتیکی ایرانیان از هویت ژنتیک اعراب یا دیگر ملل منطقه قابل تشخیص نباشد.
شماری از شنوندگان درباره دلیل تفاوتهای فردی افراد از لحاظ ژنتیکی سوال کردند و اینکه دانستن این موضوع تا چه حد میتواند دانشمندان را در شناسائی کد ژنتیک برخی بیماری ها و درمان آن یاری رساند

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
در کنگره بين المللي مولانا که 6 و 7 آبان در تهران برگزار خواهد شد، مولاناشناسان 15 کشور جهان حضور دارند.
بنا بر اعلام دبيرخانه کنگره بين المللي مولانا، پژوهشگراني از کشورهاي امريکا، اسپانيا، ترکيه ، فرانسه ، انگلستان ، سوئد، مراکش ، ژاپن ، سنگاپور ، تاجيکستان ، هندوستان ، پاکستان ، بوسني ، چين و ازبکستان در اين همايش مقالاتي را ارائه يا سخنراني خواهند کرد. تاکنون 5محور علمي مختلف در ارائه مقالات اين کنگره مورد توجه قرار گرفته اند که از آن جمله مي توان به «تفاهم مذاهب و فرهنگ ها در انديشه مولوي» ، «داستان پردازي» ، «حکمت و فلسفه» و «عرفان و دين شناسي» اشاره کرد. بنا بر اين گزارش ، 400 خلاصه مقاله به دبيرخانه اين کنگره ارسال شده است که بيش از 170 عنوان آن مورد قبول قرار گرفته که از آن ميان 10 مقاله به شکل شفاهي ارائه خواهد شد. بزرگداشت مولانا بر صحنه تئاتر در هشتصدمين سال تولد مولانا ، علاوه بر نويسندگان و پژوهشگران حوزه ادبيات ، ديگر هنرمندان نيز در بزرگداشت اين شاعر پارسي گوي فعال هستند. در اين زمينه ، دبير بخش تئاتر مراسم بزرگداشت مولانا اعلام کرد که از چهارم آبان 3 نمايش در تالارهاي فرهنگسراهاي هنر، بهمن و دانشجو اجرا مي شود. به گفته مجيد گياهچي ، 3 نمايش «طبيب عشق» ، «طوطي پر» و «رستاخيز عشق» که متون آنها برگرفته از داستان هاي مثنوي معنوي است روي صحنه مي رود و نمايشنامه «ديدار در دمشق» بازخواني مي شود. وي يادآور شد: در کنار اجراي نمايش و بازخواني نمايشنامه ، برنامه هاي مثنوي خواني در مجموعه فرهنگي هنري آسمان و موزه امام علي (ع) برگزار مي شود.

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
فارس: عبدالجبار کاکايي از دودستگي در شوراي شعر و ترانه و بي توجهي به ترانه خبر داد.
اين عضو شوراي شعر و ترانه در گفتگو با فارس ، گفت : به طور کلي دو گرايش عمده در شوراي شعر نسبت به کلام در موسيقي پاپ وجود دارد؛ يکي گرايش محافظه کارانه است که از نظر تکنيکي ، ادبيات فاضلانه و فاخري را در ترانه پاپ جستجو مي کند و از نظر محتوايي خواستار محدوديت موضوعات ترانه پاپ اجتماعي و عاشقانه است.
وي افزود: گرايش ديگر واقعگرايانه است که کلام در موسيقي پاپ را از نظر تکنيکي متناسب با شرايط موجود و ماهيت جنبش ترانه هاي مردمي مي نگرد و از نظر محتوايي ، خواستار آزادي انتقادهاي اجتماعي و سياسي و عاشقانه متناسب با فرهنگ جامعه است.
اين شاعر و ترانه سرا تصريح کرد: از طرفي ، شوراي ترانه دچار کمبود نيروي متخصص کلام در موسيقي پاپ (کلام محاوره) است و در واقع 80درصد آثار دريافتي را 20درصد شورا مي بيند و 20درصد آثار دريافتي را 80درصد اعضاي شورا نظارت مي کنند. کاکايي به نبود اراده اي قوي براي تعديل و ضابطه مند کردن نيروهاي شورا اشاره و عنوان کرد: ارجاع ترانه هاي پاپ به شاعراني که حتي يک ترانه پاپ در کارنامه آثارشان ديده نمي شود، از مشکلات ديگر شوراي ترانه است.
اين شاعر و ترانه سرا با بيان اين که متاسفانه نهاد صنفي نخبه گرايي در حوزه موسيقي پاپ نيست تا بتواند از حقوق مولفان و هنرمندان واقعي موسيقي پاپ حمايت کند، اظهار کرد: بخش زيادي از مراجعه کنندگان که نام ترانه سرا را يدک مي کشند، دنبال حوزه تجاري کلام در موسيقي پاپ هستند. او اضافه کرد: اينها حتي توان تاليف يک مقاله يا انجام يک گفتگوي مبنا درباره موسيقي پاپ با نيت دفاع از خودشان را هم ندارند و به زبان ديگر، اصلا اين کاره نيستند.

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
شاهنامه شناسی
موضوع: شاهنامه

به نام خداوند ج

فردوسي ferdosi

 

                                                        به نام خداوند جان آفرين

نمي دونم چقدر با شاهنامه آشنايي داريد؟ و يا اينكه شاهنامه را چه جور كتابي مي دانيد ؟

اما من خيلي تا كيد دارم كه بي شك شاهنامه مي تونه كتابي باشد كه ميتواند جواب خيلي از سوالهايي كه در مورد هويت اصليمان داريم رابه ما بدهد .اما شايد اين پرسش پيش آيد كه كتابي كه شكل حما سگي دارد به چه روشي مي تواند به ما جواب دهد؟

اگر به اجازه دهيد من تلاش دارم كه به اين پرسش شما و خودم در اين جا جواب دهم .تا شايد نظرمان نسبت به كتابي كه متعلق به هر ايراني است تغيير كند.

 

(حمس) در زبان تازي به معني سختي وشدت در كار است و وا‍‍‍زه (حماسة) در عربي كم كم

معناي شجاعت را نيز يافته است .در زبان فارسي نيز آن را گاه به دليري نامه و گاه به نامه نوشته اند كه هيچ يك نادرست نيست .

بد نيست حالا نظر چند تن از بزرگان را در اين جا مورد برسي قراردهيم .

دكتر صفا پژوهنده حماسه سرا در ايران در باره موضوع حماسه مي گويد: موضوع سخن در اين جا امر جليل و مهمي است و مهمي كه سراسرافراد ملتي در اعصار مختلف دخيل و ذي نفع باشند مانند مشكلات  وحوايح مهم ملي از قبيل مساله تشكيل مليت و تحصيل استقلال و دفاع از دشمنان اصلي و امثال اينها . منظومه حماسي كامل آن است كه در عين تو صيف پهلوانيها و مردانگيهاي قوم نماينده عقايد و آراء و تمدن آن نيز باشد  و اين خاصيت در تمام منظومه ها ي حماسي جهان موجود است ... . كارهايي كه در قرون متواتر و اعصار متوالي (در تاريخ يك ملت ) صورت گرفته است به تدريح فواصل زماني و مكاني خود را از دست مي دهد  و با يك ديگر مربوط ميشود و مانند سلسله علل و معاليل به شكلوقايع منظمي و مر تبي در مي آيد و اين داستانها كه در آغاز كار مختصر است بتدريج بر اثر نقل ناقلان و روايت راويان و شاخ و برگهايي كه هر يك مي افزايند تفصيل بيشتري مي يابد و آرمان هاي ملي و مقاصد قوم در آنها بيشتر متجلي ميشود.

لاروس قرن بيستم حماسه را داستان منظومي مي داند از :

رويداد هاي قهرماني كه اغلب با شگفتي همراه هستند و از نيروهاي عادي سرشت انساني فرا مي گذرند . عنصر ديگر حماسه خارق عادت بودن آن است كه البته نمي توان ويژگي را همچو ابزار ساده اي آرادانه در اختيار قهرمان اصلي منظومه وجود داشته باشد . بايد بيانگر مفهوم ويژه اي  از زندگي – سرنوشت –دين-وميهن ارائه دهد كه خود شاعر به آن باور داشته باشد گذشته از آن حماسه را نبايد با تاريخ اشتباه كرد چرا كه موضوع تاريخ حقيقت است حال آنكه حماسه از پندار و تخيل لذت مي برد .

دانشنامه لاروس بزرگ نيز گذشته از تكيه بر ويژگي رويداد هاي شگفت و خارق عادت در حماسه مي افزايد : (حماسه بيشتر يادبود يك رويداد قهرماني است كه به افسانه تبديل شده است و به شايسته ترين شكل ادبي كه توانايي بيشتري براي مجذوب ساختن نبروي تخيل ملت را داشته باشد عرضه مي شود و از اين رو بي گمان كهنترين شكل ادبي نيز هست .)

دكتر صفا در خصوص حماسه طبيعي اين گونه مي گويد كه :عبارت است از نتايج افكار و قرايح . علائق يك ملت كه در طي قرون اعصار تنها براي بيان وجوه عظمت و نبوغ قوم بوجود آمده و مشون است به ذكر جنگها و پهلوانيها و جانفشانيها و فداكاري ها ودر عين حال مملو است از آثار تمدن و مظاهر روح و فكر مردم يك كشور در قرون معيني از ادوار حياتيشان.

خوب تا اين جا نظر چند تني را از بزرگان  ديديم حال مي ماند بحث داري آن كه آن را به بهد موكول مي كنيم....                                                  پژوهشگر   محسن دمي زاده_اورداد شاهين شهر

 

 


|+| نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نامه تاريخي و ماندگار سپهسالار ارتش ايران رستم فرخزاد به برادرش

نامه تاريخي و ماندگار سپهسالار ارتش ايران رستم فرخزاد به برادرش كه آخرين سخنان وي را در آن نمايان ميكند يكي ازبرجسته ترين اسناد فرهنگي و تاريخي كشورمان است كه دور انديشي اين سردار دلير ميهن دوست را براي ما به يادگار
گذاشته است .

منبع: http://www.amordad.net


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
فال حافظ
موضوع: شعر و ادب پارسی

فال حافظ-قسمت دوم

شکرشکن شوندهمه طوطیان هند

زین قندپارسی که به بنگاله می رود

((یکی ازدوستان من که درهندبود این تحفه رابرای من فرستاد.دیوان حافظی رابا یادداشتهایی که یکی از یکی عجیب تراست. فالهایی دربزنگاه تاریخی گرفته اند پادشاهان وشاهزادگان این سلسله آن وقت درست درآمده نوشته اندکه درچنین واقعه ای ما چنین فالی گرفتیم واین آمدوستایشی ازحافظ یادعایی درحق حافظ ویانذرونیازی وفتح وفتوح وغیره نیز مورداشاره است.وازاین دست بسیاراست...

تااینجا ماتوصیف کردیم وارزش گذاری نکردیم.جانب درست یا نادرست بودن آن رانگرفتیم.ولی این بخش قدری ارزش گذارانه است.استادعبدالحسین زرین کوب درکتاب یادداشتهاواندیشه ها وشادروان کیوان سمیعی درحافظ شناسی شماره یک بحث مفصلی کرده اند که خلاصه آن چنین است که فال راهبربه حقیقت نیستوراست ودرست درآمدن بعضی فالها رااتفاقی دانسته اند.))

 

این بخشی ازمقاله ی استاد خرمشاهی درباره ی فال حافظ بودکه وی درادامه دلایلی برصحت داشتن فال حافظ می آورد.ازجمله این که آیاممکن است کسی به عالم غیب اعتقاد داشته باشدبه فال حافظ اعتقادنداشته باشد.البته استاد خود معتقداست بعضی ازفالهای حافظ راهبربه حقیقت است ونه همه وسایردلایل رانیز دراین مقاله که درحافظ حافظه ی ماست-نشرقطره-1383چ دوم-منتشر شده

باجزییات بیان کرده است.آنچه مسلم است نمونه هاوشواهد بسیاری درنزدهرکدام ازماست که می رساندهرگاه بانیت پاک به سراغ دیوان حافظ رفته ایم دست پربرگشته ایم.این نکته رانیزبدانیدکه فال نباید مارا وابسته سازد آن چنان که بپنداریم چاره هردردوسختی فال است...دیدگاه های خودرا دراین زمینه با فرستادن پیامک به شماره 09139139599با مادرمیان گذارید.

حسین قلی پور-اوردادشاهین شهر-

|+| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
زنان در ايران باستان

 

بدبختانه دو تازش بزرگ و خردکننده: نخست اسکندر و سپس تازیان به ویژه٬ همه دستمایه و نشانه ها و ماندمانهای کشور ما را به نابودی کشاندند و در آتش سوزاندند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به جای مانده است که بتوان بر آنها تکیه نمود. ولی از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده و به گونه پراکنده به دست رسیده است٬ نشان میدهد که زن ایرانی به والاترین پایه های گردانندگی کشور دست یافته و با پشتکار ستودنی و کاردانی به انجام کارها پرداخته است.



? آرتادخت? از زنانی است که وزیر دارایی ? اردوان چهارم اشکانی? میشود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری میرساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.



پ ? زن در سرداری و فرماندهی

زنان در هنر تیراندازی٬ اسب سورای٬ جنگاوری٬ نبرد .... فراوان آموزش میدیدند٬ به گونه ای که گاه کارکشتگی و بیباکیشان بدانجا میرسید که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند٬ کم نیستند. اینان نه تنها به شکار و تیراندازی میرفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان می ربودند که همراه مردان در میدانهای جنگ٬ شاهکارهایی می آفریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشد. از این رو با شایستگی نشان دادن٬ خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا٬ در رده جلوی سپاه٬ پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.



? آرتمیس? یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ٬ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ ‌کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ ‌سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.



از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ ? گردیه? خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری و جنگاوری بلندآوازه مبیاشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ ‌آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با ? تور? فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.

فردوسی در این باره چنین میسراید:

همـه لشـــگر چیـن بـر هـم شــکسـت

بسی کشت و افکند و چندی به خست

ســراســر همـه دشـت شـد رود خـون

یکــی بـی سـر و دیـگری سـرنـگـون

چــو پـیـروز شـد سـوی ایـران کشــید

بـر شــــــهریـــار دلـــیــــران کشــــید

بــه روز چـهـــارم بــه آمــــوی شــــد

نــدیــدی زنـی کـــو جـهـانـجـوی شــد

استاد سخن از زبان سربازان ?گردیه? که با شگفتی از دلاوریهایش٬ او را ستودند٬ میسراید:

نـه جـنـبـانـدت کـوه آهـن ز جـای

یلان را به مردی تویی رهمنـای

ز مـرد خـردمـنـــــد بـیـــــــدارتـر
ز دســتــــور دانـنـده هـشـیـارتـر

هـمه کهتـرانـیـم و فرمان تراست

بـدین آرزو رای و پیمـان تراست

? گردآفرید ? زن جنگاور برجسته دیگری است که با سهراب پسر رستم٬ دست و پنجه نرم میکند و سپاهیان را به شگفتی وامیدارد. فردوسی از زبان سهراب هم آورد ? گردیه ? چنین میسراید:

بـدانسـت سـهراب کـه دختـر است

ســر مـوی او ار در افســر اســت

شگفت آمدش گفت از ایران سپـاه

چـنـیـن دخـتـــر آیــد بــه آوردگــاه

ســــواران جـنــگی بـه روز نـبـرد

هـمـانـا بـه ایـــــــران درآرنـد گـرد

زنـانـشـان چـنـیـنـنـد ز ایـرانیــــان

چگـونه انـد گـردان و جنگ آوران

? بانو گشنسب? دختر رستم و همسر ? گیو? نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.



? زربانو? دختر دیگر رستم میباشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.



نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ ‌بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):



- ? آپاما ? دختر ? سپیتمن ? که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬‌ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.

- ? آذرنوش? در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.

- ? آرتونیس? در چم راست و درست٬ دختر ?ارته باز? که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.

- ? آریاتس? در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.

- ? آسپاسیا? در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.

- ? آمسترس ? در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.

- ? ابردخت? در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.

- ? استاتیرا? در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬‌ دختر داریوش سوم هخامنشی.

- ? ُبرزآفرید? در چم آفریده شکوه و والایی٬ ‌از سرداران ساسانی.

- ? برزین دخت? در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.

- ? پریساتیس? در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.

- ? داناک ? در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.

- ? سی سی کام? در چم کامروا و پیروز٬ ‌مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.

- ? سورا? در چم گلگون رخ٬‌ دختر اردوان پنجم اشکانی.

- ? گلبویه ? از سرداران و جنگجویان ساسانی.

- ? ماه آذر? از سرداران ساسانی.

- ? مهر مس? در چم مهر بزرگ٬ ‌خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.

- ? مهر یار? از سرداران ساسانی.

- ? میترادخت? در چم دختر مهر٬‌ دختر خورشید٬ ‌از سرداران اشکانی.

- ? نگان? در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.

- ? ِورزا? در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.

- ? وهومسه ? در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ ‌از سرداران هخامنشی.

- ? هومی یاستِر? در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.

- ? یوتاب? در چم درخشنده و بیمانند٬‌ خواسته و پرفروغ٬‌ خواهر ? آریوبرزن? سردار بیباک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬‌ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمیداد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند.


|+| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
اطلس ضد ایرانی هم چاپ شد

منبع: http://www.amordad.net

درود. دانشگاه آذربایجان در اقدامی عجیب و غریب بخشی از خاک کشورمون رو متعلق به آذربایجان میدونه و اطلسی چاپ میکنه که قرار هست به انگلیسی و روسی هم برگردون بشه...
این فیلم داستانی دراز حالا حالا ها تموم شدنی نیست . کشورمون ایران انقدر بی صاحب و ذلیل شده که هر بی بنیه ای هم میتونه بهش تجاوز کنه.


**************
بعلت توهین ، ویرایش شد
***************




انتشار اطلس جعلی ضد ایرانی

توسط آكادمی علوم (به اصطلاح)جمهوری آذربایجان


خبرگزاری آران/سرویس جمهوری آذربایجان:

انستیتو تاریخ آكادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان در كنفرانسی اطلس جعلی تهیه شده توسط این انستیتو را ارایه كرد.

به گزارش خبرگزاری آران به نقل از ایسنا، در نقشه آسیای میانه، در تصاویر جعلی این اطلس تمامی اراضی ایران و بخشی ازمحدوده كشورهای همسایه جمهوری آذربایجان به عنوان خاك این كشور معرفی شده است.

"یعقوب محموداف" رییس انستیتوی تاریخ جمهوری آذربایجان، دراین خصوص ادعا كرد: این اطلس نشان دهنده اراضی اصلی جمهوری آذربایجان است كه در طول تاریخ بر اساس تصمیم های ناعادلانه از كشور جدا شده است.

وی تاكید كرد: به زودی این اطلس به زبان های روسی و انگلیسی تهیه و به كشورهای مختلف جهان ارسال خواهد شد.

پایان پیام.



ـــــــــــ-



چاپ این نقشه در حالی صورت گرفته است که رژِیم باکو حتی قادر به دفاع از مرزهای کنونی کشور خود نیست و ارتش این کشور در جنگی نابرابر با داشتن تسلیحات نظامی برتر در قرع باغ از پارتیزان های ارمنی شکست و 15 درصد از ارازی خود را به ارامنه واگذار کرد.در این شکست پان ترکیست های جبهه ی خلق نقش اساسی داشتند .سران این جبهه با هدف بدنام و تضعیف کردن دولت ایاز مطلب اف و برای در دست گرفتن قدرت این خیانت بزرگ را طرح ریزی کردند.

علیرغم اینکه سرزمین ایران شمالی طبق اسناد تاریخی متعلق به ایران می باشد و در طی قراردادهای گلستان و ترکنچای بوسیله ی روسیه تزاری از ایران جدا شده است ولی سران این کشور برای مشروعیت دادن به حاکمیت خود در میان مردم ساده دل ایران شمالی ادعاهای این چنینی را مطرح می کنند که در میان آگاهان این کشور نیز با تمسخر و اعتراض روبرو میشود. در ادامه مطلب می توانید یکی از مقالات چاپ شده در یکی از نشریات ایران شمالی را در اعتراض به سیاست های پان ترکیستی رژیم باکو مطالعه کنید.

در آدرس های زیر می توانید نفشه های باستانی اروپاییان از ایران زمین را در سایت معتبر و بیطرف بیگانه به بیننید:



شماره یک سند شماره دو

علیرغم تمام واقعیات تاریخی موجود و وجود زمینه ذهنی در ایران ،حکومت ایران تا کنون در جهت بازگرداندن این سرزمین های ایران شمالی به ایران اقدامی کرده و نه به این گونه اقدامات خصمانه رژیم باکو جواث قاطع میدهد و حتی مدت زیادی از سفر رئیس جمهور به ایران شمالی طی نشده است.



یادآور می شویم سال گذشته به هنگام تحریف نقشه ایران توسط گوگل و توهین به پیامیر اسلام میهن پذستان آذری تظاهرات پرشوری در برابر لانه جاسوسی رژِیم باکو در تبریز ترتیب دادند و در آن اجتماع صدها نفر با شعارهای پرشور خواستار الغای قرادادهای ننگین گلستان و ترکمنچای و الحاق مجدد ایران شمالی به ایران شدند.با این وصف بعید به نظر نمی رسد در روزهای آینده شاهد گردهمایی های دیگری از این دست باشم.



سرت بر دار و پایت شد به زنجیر جهالت ای وطن

دلت صد پاره شد در دست این تازی – شغالان ای وطن

گرازان و انیران حمله بر جان و تن ِ نام- آورت کردند

به پا خیزیم و خون این گرازان را بریزیم ای وطن

ز ملک بابک و رستم به خونخواهی ِ خون ِ فیروز ِ نهاوندی

شنا در خون خود کرده ،تقاص ات را بگیریم ای وطن

به اهریمن زده تورانیان درس اهورایی بیاموزیم

جهالت را چو گردن می زنیم ، سور را رهایی را فروزیم ای وطن

تو البرزی ، تو هامونی، فلات ِ غرقه در خونی

کمک کن آتش اندازیم بر جان ِ جهالت ای وطن

قبای ننگ تازی را ز سر تا پای صد پاره گردانیم

تو را تن پوشی از گوهر بباید ، شکوه کل هستی ای وطن


|+| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
تاریخچه کوتاهی بر تیروکمان در ایران باستان
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: گردشگري



مجموعه‌ي‌ سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نوشته‌هاي تاق بستان استان كرمانشاه در كنار چشمه، كوه و فضاي سبز اين منطقه به يكي از دل‌انگيزترين مكان‌هاي گردشگري اين استان تبديل شده‌اند كه متاسفانه نبود امنيت و خدمات گردشگري، چهره‌ي آن‌را به‌شدت مخدوش كرده است.

به گزارش خبرنگار بخش گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجموعه‌ي تاريخي تاق بستان كه به دوره‌ي ساساني متعلق است شامل سنگ‌نگاره‌ي تاج‌گذاري اردشير دوم و دو تاق است که تاق کوچک‌تر، شاهپور دوم و سوم و تاق بزرگ‌تر، خسرو پرويز را به تصوير کشيده است. در سمت راست تاق کوچک‌تر و در بيرون از تاق، سنگ‌نگاره‌اي تراشيده شده است که تاج‌گذاري اردشير دوم را نشان مي‌دهد.

اين مجموعه در بيرون از محوطه‌ي تاريخي قرار دارد و بيشتر به محلي براي اسكان مسافران و گردشگران ورودي به اين استان تبديل شده است؛ اما كمبود امكانات از جمله سرويس‌هاي بهداشتي، نبود محل كمپ چادرها، تعدد دست‌فروشان و از همه مهم‌تر نبود امنيت كافي و وقوع نزاع‌هاي جمعي ميان برخي جوانان، موجب نگراني و دل‌زدگي گردشگران از اين مجموعه بزرگ و تاريخي مي‌شود.

مديريت بهره‌برداري از مجموعه‌ي تاق بستان برعهده‌ي شهرداري استان كرمانشاه است. به همين دليل، به‌نظر مي‌رسد، وجه درآمدزايي اين مجموعه بر وجه گردشگري آن غالب و سبب شده است، توجه به سرويس‌دهي و خدمت‌رساني به گردشگران اعم از گردشگران بومي و غير بومي كم شود. در اين مجموعه‌ي بزرگ تاريخي و تفريحي، نبود فروشگاه‌هاي صنايع دستي و فروشگاه‌هاي عمده‌ي عرضه‌ي محصولات مشهود است.

اين وضعيت نابه‌سامان در مجموعه‌ي تاريخي بيستون نيز ديده مي‌شود، به‌طوري كه به‌تازگي جهانبخش اميني ـ نماينده‌ي مردم کرمانشاه و عضو هيات‌ رييسه‌ي فراکسيون ميراث فرهنگي و گردشگري مجلس ـ با اشاره به وجود هشتمين اثر جهاني کشور در استان کرمانشاه كه نقش موثري در جذب گردشگران داخلي و خارجي مي‌تواند داشته باشد، گفت: متاسفانه از هنگام جهاني شدن بيستون هيچ اقدامي براي رونق بخشيدن به اين محوطه‌ي تاريخي انجام نشده و حتا امکانات اوليه مانند سرويس بهداشتي، مسير عبور مناسب و ... در اين محوطه براي گردشگران وجود ندارد.


وي با اشاره به اين‌که وضعيت گردشگري در استان خوب نيست، بيان کرد: مديريت ميراث فرهنگي در استان دچار روزمرگي شده است و خلاقيتي از خود براي معرفي آثار تاريخي استان و جذب گردشگر نشان نمي‌دهد. با وجود همه‌ي انتقادهايي که نسبت به وضعيت گردشگري در استان مطرح شده‌اند، هيچ پاسخي ازسوي سازمان ميراث فرهنگي داده نشده است و اين نشان از درست بودن انتقادها دارد، چراکه اگر خلاف اين موضوع بود، حتما پاسخي داده مي‌شد.

او ادامه داد: با وجود پتانسيل‌هاي زياد گردشگري در استان کرمانشاه، متاسفانه اين استان در جذب گردشگر در رده‌هاي آخر کشور قرار دارد كه نبود زيرساخت‌هاي حمل و نقل مناسب براي گردشگران خارجي، تهيه‌ي بليط براي سفر به استان‌هاي مختلف و فعال نبودن آژانس‌هاي مسافرتي و کانون‌هاي سير و سياحت، از مشکلاتي‌اند که در تلاش هستيم، هرچه سريع‌تر رفع شوند تا جذب گردشگر در کشور به وضعيت بهتري برسد.

به‌نظر مي‌رسد، تعلل و ضعف برنامه‌ريزي‌هاي خلاقانه‌ي مسؤولان گردشگري براي استفاده از اين ظرفيت‌هاي ارزشمند تاريخي در كرمانشاه در عرصه‌ي اشتغال‌زايي و كسب درآمدهاي اقتصادي با استفاده از پتانسيل‌هاي گردشگري اين استان عامل اصلي ضعف خدمات و امنيت در دو مركز مهم گردشگري و تاريخي اين استان باشد كه بايد هرچه سريع‌تر و در سطح ملي نسبت به رفع اين نواقص چاره‌اي انديشيده شود.

منبع: http://www.amordad.net/

بشر از روزگار قدیم برای شکار و دفاع از خود به وسیله ابزاری مانند نیزه ، فلاخن و تیروکمان و… استفاده می‏کرده است و تا قبل از اختراع تفنگ ، تیروکمان موثرترین سلاح برای شکار و رزم از راه دور بوده است . اهمیت تیروکمان در تمدن بشری تا بدان پایه است که دانشمندان امروزی، پیشرفت اولیه بشر را مدیون پیدایش آتش، چرخ و تیروکمان می‏دانند.
اشوزرتشت در اوستا می‏گوید : نخستین فلسفه آسایش بشر و حیات اجتماعی وی بر مبنای سلامت تن و روان قرار گرفته است و جامعه بیمار روبه نابودی است و تنها افرادی که از سلامت تن و روان برخوردارند ، می‏توانند جامعه ای سالم و پیشرو پدید آورند و در آن با آسایش و آرامش زندگی کنند و راز سلامت خود را در کم خوردن و ورزش می‏دانستند . در نتیجه در پرتو ورزشهای گوناگونی چون سواری ، تیراندازی ، شکار ، چوگان بازی و کوهنوردی و … فرزندانشان را به زیور این صفت های نیکومی‏آراستند و به تیراندازی و شکار اهمیت زیادی می‏دادند زیرا هم برای پرورش تن و هم برای دفاع لازم بود.

کمان در اوستا ثنور یا ثنون و ثنورتی و تیرایشو نامیده شده و از آن بسیار شاعرانه و همانند چکامه ای رزمی یاد کرده است .در تیریشت در پاره های 37 و 38 و نیز در شاهنامه فردوسی (به نقل از کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه ابوریحان بیرونی ) از آرش، پسر دوم کی‏قباد و برادر کی‏کاووس سخن رفته است . وی به عنوان یک اسطوره و قهرمان ملی یاد شده است . بدین صورت که جنگی میان ایران و توران آغاز می‏گردد که سپاه ایران در مازندران محاصره می‏گردد . نبرد میان افراد افراسیاب (شاه توران) و منوچهر پادشاه ایران به نتیجه ای نمی‏رسد .

ایران برای تعیین مرز و آشتی ، پشنهاد پرتاب تیری از سپاه ایرانیان به جانب خاور را می‏دهد . قراراینگونه صورت می‏پذیرد که هرکجا تیر فرود آید مرز ایران و توران خواهد بود . آرش که بی‏نظیرترین کماندار عصر خود بود به میدان فراخوانده شد . فرشته زمین (اسفندارمذ) به آرش گفت تا کمان را بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند . آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید تمام توان خود را بکار گیرد . پس برهنه شد و بدن خود را به شاهنشاه و سپاهیان نشان داد و گفت :‌ من تندرستم و نقصی ندارم ، اما می‏دانم که چون تیر از کمان رها کنم ، همه نیرویم با تیر از تنم بیرون خواهد رفت و جانم فدای ایران خواهد شد . آن گاه آرش تیرو کمان را برداشت و بر قله کوه دماوند برآمد و تیر را رها کرد تا در کنار رود جیحون بر درخت گردویی نشست . آنجا را مرز ایران و توران قرار دادند و به یاد آرش و تیرانداختن وی در سال دوجشن برگزار کردند . یکی جشن تیرگان کوچک (13 تیر) روز تیرانداختن آرش و دیگری (14 تیر) روز به اصابت نشستن تیر . از آن خوانند آرش را کمانگیر که از آمل به مرو انداخت یک تیر تو را زیبـد نه آرش را سواری کــه صد فرسنگ بگذشتی زساری.
هرودت مورخ مشهور یونانی پیرامون وضعیت نظام تعلیم و آموزش در ایران باستان می‏نویسد : ایرانیان از 5 سالگی تا 20 سالگی سه چیز را می‏آموختند : سوارکاری ، تیراندازی و راستگویی.
در کتاب منتخب رساله قوسیه در کنار آموزش هنر کمانداری ، اوصاف متعلم این علم را بدین صفات به تفصیل نوشته اند : «اول نیک نهاد ، دوم حق شناسی استاد ، سوم حریص نبودن ، چهارم راست گفتار ، پنجم خوش خلق ، ششم جوانمرد ، هفتم گشاده سینه و بخشنده ، هشتم عادل ، نهم قلیل الکسل و کثیر الطاعت ، دهم درازدست و صاحب قناعت ، و به کفران نعمت و بخیل طبیعت و شریر خصلت و کریه طلعت و بدطینت نباشد و نیز تیرانداز باید که همیشه به طهارت باشد و بی ‏طهارت به تیرو کمان و آلات تیراندازی دست نکند.»


|+| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
مترو اصفهان وارد چهارباغ شد
شنيده‌ها حاكي از آن است كه مترو اصفهان با عبور از دورازه دولت به قصد ورود به خيابان شمس‌آبادي وارد خيابان چهارباغ شده است. پيش از اين ورود به چهارباغ به هر شكلي از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور ممنوع اعلام شده بود

ادامه:

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=42544

|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
شش محصول صنايع‌دستي ايراني مهر اصالت يونسكو دريافت كردند
114 محصول صنايع‌دستي از سراسر جهان براي ارزيابي به سازمان مالكيت معنوي در يونسكو ارسال شدند كه در نهايت 37 رشته موفق به دريافت مهر اصالت شدند .از اين ميان شش رشته متعلق به ايران هستند .

ادامه:

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=42584

|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ميراث فرهنگي


عمليات تخريب محوطه‌اي چند هزار ساله در كشور مالتا براي احداث كارخانه‌ي بازيافت زباله بار ديگر آغاز شد.


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ميان اعتراض شديد باستان‌شناسان و محققان مالتا، عمليات تخريب محوطه‌ي تاريخي تال ـ كوس (Tal - Kus) براي احداث كارخانه‌ي بازيافت زباله از سر گرفته شد.


چند روز پيش، تعداد زيادي از باستان‌شناسان و محققان كشور مالتا در اين محوطه‌ي تاريخي حضور يافتند و توقف تخريب آن‌را خواستند؛ ولي اين مساله فقط به تاخير روند تخريب آن منجر شد و از روز گذشته، تخريب محوطه‌ي تاريخي تال ـ كوس با سرعت بيشتري آغاز شد.


اين محوطه‌ي تاريخي در شهر ژوكيجا (Xewkija) كشور مالتا واقع شده است.


شهردار شهر ژوكيجا درباره‌ي اين محوطه‌ي تاريخي به فرانس‌پرس گفت، مدتي پيش از اداره‌ي ميراث فرهنگي مالتا خواستيم، اطلاعات دقيقي را درباره‌ي قدمت و خصوصيات محوطه‌ي تاريخي تال ـ كوس در اختيار ما قرار دهد؛ ولي از آنجا كه هيچ پاسخي به اين درخواست داده نشد، مجوز لازم براي احداث كارخانه‌ي بازيافت زباله در اين محل صادر شد.


اكنون باستان‌شناسان مالتايي قصد دارند، با استفاده از راهكارهاي قانوني، از تخريب بيشتر اين محوطه‌ي تاريخي جلوگيري كنند.


در كاوش‌هايي كه سال‌هاي گذشته در محوطه‌ي تاريخي تال ـ كوس انجام شدند، بقاياي بناهاي چند هزار ساله‌ي سنگي به‌دست آمدند.

|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
چهره ی تاق بستان مخدوش می شود

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: گردشگري



مجموعه‌ي‌ سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نوشته‌هاي تاق بستان استان كرمانشاه در كنار چشمه، كوه و فضاي سبز اين منطقه به يكي از دل‌انگيزترين مكان‌هاي گردشگري اين استان تبديل شده‌اند كه متاسفانه نبود امنيت و خدمات گردشگري، چهره‌ي آن‌را به‌شدت مخدوش كرده است.

به گزارش خبرنگار بخش گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجموعه‌ي تاريخي تاق بستان كه به دوره‌ي ساساني متعلق است شامل سنگ‌نگاره‌ي تاج‌گذاري اردشير دوم و دو تاق است که تاق کوچک‌تر، شاهپور دوم و سوم و تاق بزرگ‌تر، خسرو پرويز را به تصوير کشيده است. در سمت راست تاق کوچک‌تر و در بيرون از تاق، سنگ‌نگاره‌اي تراشيده شده است که تاج‌گذاري اردشير دوم را نشان مي‌دهد.

اين مجموعه در بيرون از محوطه‌ي تاريخي قرار دارد و بيشتر به محلي براي اسكان مسافران و گردشگران ورودي به اين استان تبديل شده است؛ اما كمبود امكانات از جمله سرويس‌هاي بهداشتي، نبود محل كمپ چادرها، تعدد دست‌فروشان و از همه مهم‌تر نبود امنيت كافي و وقوع نزاع‌هاي جمعي ميان برخي جوانان، موجب نگراني و دل‌زدگي گردشگران از اين مجموعه بزرگ و تاريخي مي‌شود.

مديريت بهره‌برداري از مجموعه‌ي تاق بستان برعهده‌ي شهرداري استان كرمانشاه است. به همين دليل، به‌نظر مي‌رسد، وجه درآمدزايي اين مجموعه بر وجه گردشگري آن غالب و سبب شده است، توجه به سرويس‌دهي و خدمت‌رساني به گردشگران اعم از گردشگران بومي و غير بومي كم شود. در اين مجموعه‌ي بزرگ تاريخي و تفريحي، نبود فروشگاه‌هاي صنايع دستي و فروشگاه‌هاي عمده‌ي عرضه‌ي محصولات مشهود است.

اين وضعيت نابه‌سامان در مجموعه‌ي تاريخي بيستون نيز ديده مي‌شود، به‌طوري كه به‌تازگي جهانبخش اميني ـ نماينده‌ي مردم کرمانشاه و عضو هيات‌ رييسه‌ي فراکسيون ميراث فرهنگي و گردشگري مجلس ـ با اشاره به وجود هشتمين اثر جهاني کشور در استان کرمانشاه كه نقش موثري در جذب گردشگران داخلي و خارجي مي‌تواند داشته باشد، گفت: متاسفانه از هنگام جهاني شدن بيستون هيچ اقدامي براي رونق بخشيدن به اين محوطه‌ي تاريخي انجام نشده و حتا امکانات اوليه مانند سرويس بهداشتي، مسير عبور مناسب و ... در اين محوطه براي گردشگران وجود ندارد.


وي با اشاره به اين‌که وضعيت گردشگري در استان خوب نيست، بيان کرد: مديريت ميراث فرهنگي در استان دچار روزمرگي شده است و خلاقيتي از خود براي معرفي آثار تاريخي استان و جذب گردشگر نشان نمي‌دهد. با وجود همه‌ي انتقادهايي که نسبت به وضعيت گردشگري در استان مطرح شده‌اند، هيچ پاسخي ازسوي سازمان ميراث فرهنگي داده نشده است و اين نشان از درست بودن انتقادها دارد، چراکه اگر خلاف اين موضوع بود، حتما پاسخي داده مي‌شد.

او ادامه داد: با وجود پتانسيل‌هاي زياد گردشگري در استان کرمانشاه، متاسفانه اين استان در جذب گردشگر در رده‌هاي آخر کشور قرار دارد كه نبود زيرساخت‌هاي حمل و نقل مناسب براي گردشگران خارجي، تهيه‌ي بليط براي سفر به استان‌هاي مختلف و فعال نبودن آژانس‌هاي مسافرتي و کانون‌هاي سير و سياحت، از مشکلاتي‌اند که در تلاش هستيم، هرچه سريع‌تر رفع شوند تا جذب گردشگر در کشور به وضعيت بهتري برسد.

به‌نظر مي‌رسد، تعلل و ضعف برنامه‌ريزي‌هاي خلاقانه‌ي مسؤولان گردشگري براي استفاده از اين ظرفيت‌هاي ارزشمند تاريخي در كرمانشاه در عرصه‌ي اشتغال‌زايي و كسب درآمدهاي اقتصادي با استفاده از پتانسيل‌هاي گردشگري اين استان عامل اصلي ضعف خدمات و امنيت در دو مركز مهم گردشگري و تاريخي اين استان باشد كه بايد هرچه سريع‌تر و در سطح ملي نسبت به رفع اين نواقص چاره‌اي انديشيده شود.


|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
كشف يك دهكده 8 هزار ساله در استان مازندران

منبع:http://www.chn.ir/news/?section=2&id=42548


 

دهكده كوچكي متعلق به دوره نوسنگي و هشت هزار سال پيش در پي تعيين حريم و گمانه زني چوق تپه شناسايي و كشف شد. آثار سنگي كشف شده متعلق به زماني است كه هنوز كشاورزي در دشت شكل نگرفته و انسان‌ها همچنان براي بقاي خود از شكار يا گياهان وحشي منطقه استفاده مي‌كنند.

چوق تپه شواهدي از دوران نوسنگي را آشكار كرده است

 

ساري_ خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ گمانه زني به منظور تعيين حريم چوق‌تپه در استان مازندران، منجر به شناسايي لايه‌هاي معماري شد كه بر اساس شواهد تاريخي تپه باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند با دهكده كوچكي متعلق به هشت هزار سال پيش مواجه هستند.
 
"علي ماهفروزي"، سرپرست هيات كاوش در چوق تپه مازندران با اعلام اين خبر به CHN گفت: «از سه سال پيش مطالعات باستان‌شناسي بر اساس بررسي‌هاي سيستماتيك با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مازندران و موزه ملي آغاز و منجر به شناسايي ابزار سنگي متعلق به دوره نوسنگي (حدود هزاره ششم پيش از ميلاد) شد كه نشان مي‌داد در آن زمان اين منطقه براي سكونت موقت مورد استفاده بوده است.»
 
آثار سنگي كشف شده متعلق به زماني است كه هنوز كشاورزي در دشت شكل نگرفته و انسان‌ها همچنان براي بقاي خود از شكار يا گياهان وحشي منطقه استفاده مي‌كنند.
 
ماهفروزي به ميراث خبر گفت: «مطالعات بعدي و جمع‌آوري سفال‌هاي سطحي، ما را با نوعي سفال دوره آغاز سفال‌گري مواجه كرد كه هنوز چرخ سفال‌گري اختراع نشده بود و به همين علت سفال‌هاي زمخت و بد پختي بوده‌اند.»
 
سفال‌هاي كشف شده بسيار خشن و نا مرغوب هستند و عموما با رنگ‌هاي قهوه‌اي و كرم مايل به نخودي قابل تشخيصند.
 
ماهفروزي به ميراث خبر افزود: «مطالعات روي تپه ادامه داشت تا اينكه امسال به منظور تعيين حريم مورد گمانه زني قرار گرفت و بقاياي ديواري به طول دو متر و عرض 70 سانتي متر به صورت خشتي و چينه‌اي كشف شد و آشكار كرد كه روي تپه استقرارهاي نسبتا دائمي نيز شكل گرفته بوده است.»
 
كشف اين ديوار و شواهد معماري و همچنين تعدد آثار سنگي و سفالي باستان‌شناسان را بر اين حدس استوار كرده است كه احتمالا در اين تپه با يك دهكده كوچك متعلق به چند خانوار و با قدمتي قريب هشت هزار سال مواجه هستند.
 
سفال‌هاي شناسايي شده از اين تپه با سفال‌هاي دوره نوسنگي در گوهرتپه، شمال شرق كشور و حصار يك و دو دامغان در استان سمنان قابل مقايسه است.
 
باستان شناسان احتمال مي‌دهند آنچه به عنوان دهكده در چوق تپه مورد شناسايي قرار گرفته احتمالا به پيش از دوره كشاورزي مربوط مي‌شود اما كشف اين موضوع نياز به تداوم كاوش‌هاي باستان‌شناسي روي اين تپه پيش از تاريخي دارد.
 
گمانه زني در چوق تپه با همكاري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان مازندران و دانشگاه سواد كوه انجام گرفته است.

|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
زندگـي نامه سعـدي
موضوع: بزرگان ایران

زندگـي نامه سعـدي


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
Biography of Saadi
موضوع: اورداد به انگلیسی (English)

Biography of Saadi

 

, byname of MUSHARRIF OD-DIN MUSLIH OD-DIN, Persian poet, one of the greatest figures in classical Persian literature. He lost his father, Mosleh od-Din, in early childhood; later he was sent to study in Baghdad at the renowned Nezamiyeh College, where he acquired the traditional learning of Islam. The unsettled conditions following the Mongol invasion of Persia led him to wander abroad through Anatolia, Syria, Egypt, and Iraq. He refers in his work to travels in India and Central Asia, but these cannot be confirmed. In North Africa he was held captive by the Franks and put to work in the trenches of the fortress of Tripoli. When he reappeared in his native Shiraz he was an elderly man. He seems to have spent the rest of his life in Shiraz. Sa'di took his nom de plume from the name of the local Atabeg, or prince, Sa'd ibn Zangi. His best known works are the Bustan (1257; The Orchard, 1882) and the Gulistan (1258; The Rose Garden, 1964). The Bustan is entirely in verse (epic metre) and consists of stories aptly illustrating the standard virtues recommended to Muslims (justice, liberality, modesty, contentment) as well as of reflections on the behaviour of dervishes and their ecstatic practices. The Gulistan is mainly in prose and contains stories and personal anecdotes. The text is interspersed with a variety of short poems, containing aphorisms, advice, and humorous reflections. The morals preached in the Gulistan border on expediency--e.g., a well-intended lie is admitted to be preferable to a seditious truth. Sa'di demonstrates a profound awareness of the absurdity of human existence. The fate of those who depend on the changeable moods of kings is contrasted with the freedom of the dervishes. For Western students the Bustan and Gulistan have a special attraction; but Sa'di is also remembered as a great panegyrist and lyricist, the author of a number of masterly general odes portraying human experience, and also of particular odes such as the lament on the fall of Baghdad after the Mongol invasion in 1258. His lyrics are to be found in Ghazaliyat ("Lyrics") and his odes in Qasa'id ("Odes"). He is also known for a number of works in Arabic. The peculiar blend of human kindness and cynicism, humour, and resignation displayed in Sa'di's works, together with a tendency to avoid the hard dilemma, make him, to many, the most typical and lovable writer in the world of Iranian culture.

Source: Britanica Encyclopedia


|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
Hafez
موضوع: اورداد به انگلیسی (English)

زندگی نامه ی حافظ به زبان انگلیسی

Hafez

haf2.gif (7548 bytes)


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
زندگی نامه ی حافظ
موضوع: بزرگان ایران

حـافـظ

haf2.gif (7548 bytes)

تولد

سال تولد : در فاصله سالـهـاي 712 تا 727 هـجري شمسي
محـل تولد : شيراز
نام در زمان تولد : شمس الدين محـمد

خـانواده

تخـلص : حـافـظ (منظور کـسي است که قـرآن را از بر مي خواند. گـفـته شده حافظ به 14 شيوهً مخـتـلف قرآن مي خوانده است).   نام پـدر : بـها الدين
تعـداد برادر : 2 برادر بزرگـتر از خـود
تعـداد فرزند : يک
تاًهـل : حافظ در دهـهً سوم عـمرش با يار و معـشوقه اش " شاخ نـبات " ازدواج کرد.

حوادث مهـم زندگـي حافظ

دوران جـواني : با شنـيدن تـلاوت آيات قرآن بوسيله پـدرش، آن را به حافـظه سپرد. در ضمن اينکه بسياري از آثـار بزرگـان ادب را، هـمچـون سعـدي، عـطار، نظامي و مولوي را حـفظ کرده بود. بعـد از مرگ پـدر که ذغـال فروش بود، حافظ به اتـفاق مادر، نزد عـموي خود ( که نامش سعـدي بود ) رفـتـند. سپس مدتي در پرده دوزي و خـميرگـيري در نانوايي به کار مشغـول شد.

بـيست و يک سالگي : به هـنگام تحـويل نان در محـلهً اعـيان شيراز با دخـتري زيـبا رو به نام " شاخ نـبات " آشنا شد. تعـدادي از شعـرهـايش نيز خـطاب به اوست.  براي آن که به وصال محـبوب خـود برسد، چـهـل شبانه روز بر مزار باباکـوهـي شب زنده داري کـرد تا به خـواسته اش دست يابد. 

بـيست تا سي سالگـي : در دربار شاه ابواسحـاق ايـنجو حـضور يافت و آوازه شهـرتـش شيـراز را فرا گـرفت. اينجو که خـود اهـل ذوق و شعـر بود، مـقام حافظ را بس گرامي داشت و حافظ نيز او را بمدح گـفت. مشخـصهً شعـر حافظ در اين دوره رمانيتم است. امير مبارزالدين محـمد با شکـست ابواسحـاق به قدرت رسيد و حافظ را از مقام و منـصبـش برکـنار و از تدريس عـلوم قـرآني نيز محـروم کـرد. در اين دوره حافظ به سرودن اشعـار اعـتراض آميز سياسي روي آورد. 

سي و هـشت سالگـي : شاه شجاع پـسر مبارزالدين محـمد، پدرش را خـلع کـرد و دوباره حافظ را به مقام و مرتـبت پـيشين خـود بازگـرداند. حافظ کـه از تجـربهً روزگار عـبرت گـرفته بود، به سرودن اشعـار روحـاني و اخـلاقي روي آورد.

اوايل 40 سالگـي : حـافظ عـليرغـم مقام و جايگـاهـش در دربار شاه شجـاع از حق گـويي و انصاف بدور نبود و بدليل صراحت و حق طلبي گاه به دردسر مي افـتاد. 

چـهـل و هـشت سالگـي : حافظ براي حـفظ جان و امـنيت شيراز را ترک گـفت، و به اصـفهـان نـقـل مکـان کرد. در شعـرهـاي اين دوره، دلتـنگي و ناراحـتي حـافظ از دوري از شاخ نـبات و شهـر شيراز و عـطار شيرازي منعـکـس شده است.

پـنجاه و دو سالگـي : حافظ به دعـوت شاه شـجاع به تـبعـيد خـود خـواسته پايان داد و به شـيراز بازگـشت و دوباره مقام و رتـبهً پـيشين خـود را در مراکـز عـلـوم ديـني بازيافت. 

شـصت سالگـي : براي آنکـه به خـداي خـود نـزديکـتر شود، چـهـل شبانه روز به زاري و تضرع پـرداخت؛ و صبح روز چـهـلم به محـضر عـطار شيرازي رفت و با نوشيدن جامي از دست او به مراد خـود رسيد.  

 

شعـر حـافظ

ديـوان حافظ : حاوي 500 غـزل، 42 رباعـي، و تعـداد نامحـدودي قـصيده است کـه در عـرض مدت 50 سال سروده شده است. حافظ هـر آن گـاه که حـالتي روحـاني به او دست مي داد، به سرودن شعـر مي پرداخت و به هـمين عـلت گاه در طول يک سال بيشتر از 10 غـزل نمي سرود. قصد و نيت او سرودن اشعـاري بود که خداوند از دستـش راضـي باشد.

تدوين و جمع آوري ديوان حافظ؛  حافظ خود هـيچـگاه به فـکـر تدوين و جـمع آوري اشعار خـود نبود. ديوان او براي نخستين بار در سال 789 هـجري شمسي بوسيله محـمد گـل اندام، 22 سال بعـد از وفات حافظ گـردآوري شد. 

وفات حافظ

حافظ به سال 791 در سن 69 سالگـي در شيراز درگـذشت. جسد او را در باغ مصلي، در کـنار نهـر رکن آباد شيراز به خـاک سپـردند، محـلي که امروزه به نام حافظيه خـوانده مي شود.  روحـانيون مـتعـصب و قـشري زمان او اجازه ندادند که حافظ را به آئين اسلام کـفن و دفـن کـنند، ولي حـمايت توده مردم از شاعـر محـبوبشان باعـث تـنش و ناآرامي در شيراز شد.  چاره انديـشيدند، که براي حـل مـشکـل به ديوان حافظ تـفاًل زنـند، که نـتيجه آن اين بيت شد :  

قدم دريغ مدار که جـنازه حافظ

که گـر چـه غـرق گـناهـست مي رود بهـشت

 

حافظ در کـلام بزرگـان

گـوته : حافظ در شعـر خويش حـقيقت غـير قابل انکـار را به شيـوه اي محـو ناشدني بـيان کرده است. حافظ يگانه و بي نظير است.

 امرسون : حافظ هـمواره از اين که در جايگـاهي نامناسب و ناجـور قرارش دهـند ابا داشت، از هـيچ چـيز در بـيم و هـراس نـبود. حافظ ماوراء را مي ديد، و ديدش نافـذ بود. او تـنها انساني است که من آرزوي ديدارش را دارم و دلم مي خـواست جاي او مي بودم.

ادوارد فـيتـز جـرالد : حافظ بهـترين آهـنگـساز واژه هاست. 

گـرترود بل : گـويي چـشم بـصيرت حافظ، آنچـنان نافذ و تـيزبـين است که به قـلمروهـايي از تـفـکر و انديشه اي سر مي کشد، که حتي نسل هاي بعـد از ورود به آن مـمنوع شده اند. 

آربريچ : حافظ در نگـاه هـموطنانش، هـمان جايگـاه و مرتـبتي را دارد که شـکسپـير براي ما، و شايسته مطالعـه دقيق ماست. 


|+| نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
سیمرغ
موضوع:
سیمرغ نماد پارسایی و زاهدی!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام یزدان پاک

 

درایران باستان:سابقه ی حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به پیش از اسلام می رسد.آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می آید ، می توان دریافت که سیمرغ ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام "ویسپوبیش" یا "هرویسپ تخمک" که در بردارنده ی تخمه ی همه ی گیاهان است ،آشیان دارد.در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای "وروکاشا" یا "فراخکرت" قرار دارد.کلمه ی سیمرغ در اوستا به صورت "مرغوسئن" آمده که جزء نخستین آن به معنای "مرغ"است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت "سین" و در فارسی دری "سی " خوانده شده است و به هیچ وجه نماینده ی عدد 30 نیست ؛ بلکه معنای آن همان کلمه ی"شاهین" می شود.شاید مقصود از این کلمه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده است.(1)
در شاهنامه فردوسی و منظومه های حماسی:سیمرغ بعد از اسلام هم در حماسه های پهلوانی هم در آثار عرفانی حضور می یابد.سیمرغ در شاهنامه ی فردوسی دو چهره ی متفاوت یزدانی (در داستان زال) و اهریمنی (در هفت خوان اسفندیار ) دارد. زیرا همه ی موجودات ماوراء طبیعت نزد ثنویان (دوگانه پرستان ) دو قلوی متضاد هستند.سیمرغ اهریمنی بیشتر یک مرغ اژدها ست ، فاقد استعداد های قدسی سیمرغ یزدانی است و به دست اسفندیار در خوان پنجمش کشته می شود. ورود سیمرغ یزدانی به شاهنامه با تولد" زال" آغاز می شود."سام "پدر زال فزمان می دهد فرزندش را که با موهای سفید به دنیا آمده در صحرا رها کنند تا از بین برود.سیمرغ به سبب مهری که خدا در دلش می افکند ، زال را به آشیانه می برد و می پرورد.سرانجام وقتی سام به دنبال خوابی که دیده است به پای البرز کوه (جایگاه سیمرغ)(2) به سراغ زال می آید ،سیمرغ بعد از وداع با زال پری از خود را به او می دهد تا به هنگام سختی از آن استفاده کند.سیمرغ دو جا در شاهنامه کمک های مهمی به زال می کند. یکی به هنگام به دنیا آمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش با مشکل مواجه شده است و سیمرغ با چاره جویی به موقع این مشکل را بر طرف می کند. دیگری به هنگام جنگ رستم و اسفندیار است که رستم ناتوان از شکست دادن اسفندیار با روشی که سیمرغ به وی می آموزد موفق می شود اسفندیار را در نبرد مغلوب کند.سیمرغ هم چنین زخم های بدن رستم را هم مداوا می کند.
اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزله ی موجودی مادی تصویر می شود ،اما صفات و خصوصیات کاملا ً فوق طبیعی دارد.ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است. به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان ، دلیل تعلق آن ها با جهان مادی نیست.سیمرغ در دیگر متون اساطیری فارسی هم چون " گرشاسب نامه " ی "اسدی توسی" چهره ای روحانی و مابعدالطبیعی ندارد.اصولا ً جز در قسمت اساطیری شاهنامه ،بعد از اسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم ، به همین سبب است که سیمرغ تنها با شخصیت و ظرفیت بالقوه تاویل پذیره ای اسطوره ایش که در شاهنامه ظاهر می شود ، به آثار منظوم و منثور عرفانی فارسی راه می یابد و از طریق شخصیت رمزی خود در عناصر فرهنگ اسلامی جذب می گردد.البته معلوم نیست که دقیقا ً از چه زمانی و به دست چه کسی سیمرغ صبغه ی عرفانی گرفته است.
پس از شاهنامه ی فردوسی کتب دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آن ها ذکری از سیمرغ و خصوصیاتش آمده است.از جمله ی آن ها کتب و رسالات زیر را می توان بر شمرد:رسالة الطیر ابن سینا ، ترجمه ی رسالة الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی ، رسالة الطیر احمد غزالی ، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی ، نزهت نامه ی علایی(نخستین دایرة المعارف به زبان فارسی ) ،بحر الفواید (متنی قدیمی از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نیمه ی دوم قرن ششم در سرزمین شام تالیف شده است) و از همه مهم تر منطق الطیر عطار.
در منطق الطیر:منطق الطیر عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هد هد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دسته ی خاصی از انسان ها تصویر می شود. سختی های راه باعث می شود مرغان یکی یکی از ادامه ی راه منصرف شوند . در پایان ، سی مرغ به کوه قاف می رسند و در حالتی شهودی در می یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند.اکثر محققان ادبیات ، از جمله" دکتر شفیعی کدکنی" معتقدند که در این داستان ، سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است.سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد.ادرک انسان نسبت به او ادراکی است "بی چگونه".سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است ، نیز می شود. ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ ، دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می دهد.محقق دیگر ادبیات ، "دکتر پورنامداریان" معتقد است که در این داستان ، سیمرغ در حقیقت رمز" جبرئیل " است.چرا که تقریبا ً تمام صفات سیمرغ در وجود جبرئیل جمع است.صورت ظاهری آن ها ( بزرگ پیکری ، شکوه و جمال ، پر و بال ) به هم شباهت دارد.بنا بر آیه ی یک سوره " فاطر " فرشته ها بال دارند. در داستان زال و سیمرغ ، سیمرغ واسطه ی نیروی غیبی است و زال هم سیمایی پیامبر گونه دارد.این ارتباط بی شباهت به ارتباط جبرئیل (فرشته ی وحی) و پیامبران نیست.شبیه داستان پرورش کودک بی پناه توسط سیمرغ در مورد جبرئیل در فرهنگ اسلامی وجود دارد.جبرئیل نگهدارنده ی کودکان بنی اسرائیل است که مادرانشان آن ها را از ترس فرعون در غارها پنهان کرده اند.مشابه عمل التیام بخشی زخم های رستم توسط سیمرغ را ، در فرهنگ اسلامی در واقعه ی شکافتن سینه ی رسول خدا در ارتباط با واقعه ی معراج می بینیم.هم چنان که سیمرغ بر درخت" هروسیپ تخمک" آشیان دارد ، جبرئیل نیز ساکن درخت " سدرة المنتهی "است.
سیمرغ گاهی با مرغان اساطیری دیگر مثل "عنقا" خلط می شود.عنقا از ریشه "عنق" و به معنای " دارنده ی گردن دراز " است. وجه مشترک سیمرغ و عنقا "مرغ بودن " و " افسانه ای بودن " است. در واقع عنقا یک اسطوره ی جاهلی عرب است و سیمرغ یک اسطوره ی ایرانی.شباهت های ذکر شده باعث شده که در ذهن شاعران و نویسندگان این دو مرغ اسطوره ای گاهی به هم مشتبه شوند ، حال آن که درحقیقت دو خاستگاه متفاوت دارند.

پیوست:
1- "
سین" در " هفت سین " نوروز هم ، بار معنایی مشابه دارد و می توان از آن تعبیر به "مقدس" کرد.
2-
مفسران در تفسیر آیه "ق والقرآن المجید" منظور از "ق" را کوه قاف نیز شمرده اندو در وصف آن نوشته اند که این کوه گرداگرد عالم را فرا گرفته است.عالم را در میان گرفتن ، صفت کوه "هَرَه بِرِزئیتی" اوستایی ،"هربرز" پهلوی و "البرز" فارسی دری است."یاقوت حموی" جغرافی دان معروف هم به صراحت نوشته است که کوه قاف را سابقا ً البرز می خوانده اند.(ارض ملکوت، هانری کربن ، ص 54-55)


منابع:
1-
منطق الطیر، عطار نیشابوری، تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، انتشارات سخن،1383
2-
دیدار با سیمرغ ،تقی پورنامداریان ، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،1374
3-
سی مرغ و سیمرغ ،علینقی منزوی ، انتشارات راه مانا ،1379
4-
سیمرغ در قلمرو فرهنگ ایران ،علی سلطانی گرد فرامرزی ،انتشارات مبتکران ،1372
5-
نقد تطبیقی ادیان و اساطیردر شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی و منطق الطیر عطار ،حمیرا زمردی ، انتشارات زوار ،1382

 

 

                                                                                             گرد آورنده

                                                                                          سیدمحمد زرگی


|+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
انقلاب مشروطه
موضوع: تاریخ معاصر
انقلاب مشروطه

انقلاب چگونه آغاز شد؟

کشور خواب آلود ايران از خواب ديرين سر بر آورده بود. اخگري لازم بود تا آتش روشن شود. قند در تهران گران شد و تندي صدراعظم عين الدوله آتش را دامن زد. علاءالدوله حاکم تهران، که مرد بيپروايي بود، به دستور صدراعظم در روز دوشنبه 14 شوال 1323 ه. ق. هفده نفر از بازرگانان و دو نفر از سادات را به جرم گران کردن بهاي قند و شکر به چوب بست. اين کار بهانه به دست مدعيان داد و کشمکش ميان دولت و مردم در گرفت. علاوه بر بازاريان جمعي از روشنفکران و علماي روحاني و اهل منبر، هر يک به جهتي خاص، به گروه مخالفان پيوسته در رأس جنبش قرار گرفتند و در مساجد و منابر و مکتبخانه ها و زيارتگاهها و بازار به تبليغ و اشاعه اصول اداره جديد برخاستند.  اين حادثه مقدمه و پيش درآمد انقلاب بود.

انقلاب بر سر مظالم شاه و درباريان و وابستگي شاه قاجار به دربار روسيه


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

 به نام یزدان پاک

چو ایران مباشد تن من مباد       بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

درود بر شما

جوانان ایرانی و بحران هویت چرا؟

آیا تا به حال شده است که در خیابان راه بروید و ناخواسته این جمله را از دهان دو جوان پسر یا دختر که باهم صحبت میکنند بشنوید:

- ای کاش جای اون هنرپیشه ی مرد یا زن تو اون فیلم خارجی بودم...دیدی چقدر قشنگ دشمناشو میکشت؟!

اگر شما هم به سان آن دو فکر کنید که هیچ وگرنه چه حسی به عنوان یک ایرانی میهن دوست به شما دست میدهد آیا وجودتان آتش نمیگیرد،آیا دلتان نمیخواست که هیچگاه از آن خیابان رد نشده بودید و آن حرفها را نشنیده بودید؟ با خود خواهید گفت که نیروی تهاجم فرهنگی در جنگ فرهنگها پیروز شده است البته این نه به خاطر ایراد در فرهنگ ماست بلکه بخاطر آن جوانی است که  این فرهنگ ناب را به عنوان صلاح خود بر روی زمین گذاشته است و در مقابل فرهنگ پوچ غربی سپر انداخته است.

بهتر است به مطلب زیر توجه کنید

چرا جوان ما باید فرهنگ ناب خود را که در جهان نمونه است و به گفته ی گفتنیها تافته ای جدا بافته است را با فرهنگ پوچ و فانیه بیگانه غربی عوض کند چرا باید جوان ما فرهنگی را که در آن سخن از دوست داشتن و پرستش یزدان پاک و یگانه، گسترش مهر و محبت میان مردم ،برادری و برابری،پرهیز از کژیها و دوری از پلیدی ،دروغ نگفتن و کردار نیک و پندار نیک است را با فرهنگی که شاید در ضاهر چهره ی زیبای تمدن را دارد ولی در باطن چهره ی زشت پلیدی،آدم کشی دوری از خداوند یگانه پرستش شیطان و رفتارهای زشت حیوانی و... است را جابه جا کند.چرا باید یک جوان ایرانی که پیشینه ای درخشان دارد و همه جا صحبت از هوش او است چنین کاری را بکند،بگذارید داستانی حقیقی برایتان تعریف کنم:

آن زمان که پیامبر گرامی اسلام(ص) در غدیر خم دست حضرت "علی"(ع) را به جایگزنی خود میگمارد و عده ای این صحنه را به چشم خود میبینند ولی او را اطاعت نمیکنند. اما در ایران عزیزمان چون مردم فطرتی پاک داشته اند پیش از اسلام روح و روانشان با اندیشه های پاک اهورایی آمیخته شده بود. در تمام سالهایی پیش از اسلام و مسیح که کشورهای دیگر به پرستش بت و تکه تکه کرن هم میپرداختند ایرانیان اهورا مزدای پاک را میپرستیدند به یکدیگر صمیمانه کمک و مهرورزی میکردند و تمام جشنهای ملی ایران گوینده ی این خوبی ایرانیان است که خود را ار کژیها دور نگه داشته بودندو...[1]به راحتی اسلام را پذیرفتند و مذهب شیعه را برگزیدند.

حال بهتر است که دو نکته مهم را برسی کنیم و بهتر است که با مقایسه این کار را انجام دهیم.

اگر قرار بر آن باشد که همان شخص هنرپیشه ای که آن جوان میخواست که به جای او باشد و فرهنگی چون او داشته باشد به میدان نبردی واقعی ببریم و به او بگوییم که تو در فیلمهایت با مهارت هرچه تمام دشمنانت را از بین میبری و همیشه از گزند دشمن بدوری اینجا نیز چنین کن من بر این یقینم که چون عرصه کمی بر او تنگ شود پا به فرار خواهد گذاشت چون اهورای پاک را آنگونه که باید باور ندارد ولی خوشبختانه همیشه برای پدآفند از میهنشان تا پای جان آماده بودند و این را در هشت سال پدآفند سپندینه جوانان ایران نشان دادند که چون دشمن آهنگ یورش بر این مرز و بوم را کند و حتا اگر از لحاظ صلاح نیز به سان آنها قدرتمند نباشند در مقابل آنها می ایستند و دودمانش را به باد خواهند داد جوان 13 ساله ما حاظر است بر کمر خویشتن نارنجک ببندد جان خود را در کف دستش بگذارد و به زیر تانک برود تا که دشمن نتواند بیشتر از آن در خاک سپندینه میهنش پیشروی کند و از این گونه الگوها در کشور ما بسیار زیاد است و من نیز همانند آقای سلامت می اندیشم که در شماره ی پیشین گفت که جوانان این مرز و بوم سپندینه دیواری از گوشت و استخوان در برابر آن دیوانه بغداد کشیدند تا هم اکنون وطن ما این مرز و بوم سپندینه دو باره افتخاری را کسب کند و به داشتن چنین جوانان افتخار کند.

حال تو ای جوانی که این فرهنگ پرمایه و ناب را به باد فراموشی سپرده ای اگر میخواهی چنین الگوهای را برای خود انتخاب کنی زیاد دشوار نیست به چند کتاب تاریخی نگاهی انداز اسمهایی چون کوروش بزرگ،آبرادات شیردل، داریوش بزگ ،آریوبرزن،سورنا، جلال الدین خوارزمشاهی و... را خواهی یافت که هرکدام الگویی از پرهیزکاری و وفاداری به میهن هستند و شاید آن دم که از خانه خارج گشتی و به اسم کوچه ات نگاه کردی و نام شهید.... را دیدی بر خود افتخار کن وایرانی بودن خود بر بیگانگان رشک بورز و بدان چه خونهایی بر سر پاسداری از این مرز و بوم سپندینه ریخته شده است و آن را پاس بدار.

 

                                                                                  با درود و سپاس فراوان

                                                                               سید محمد زرگی



[1] فکر میکنم گفتن خوبیهای فرهنگ ایران بقدری زیاد است که نمیتوان همه آن را در این جا گماشت


|+| نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

مختصری درباره ی پيشينه ي رپ تاريخيِ ایرانی

حاجي فيروز

پیش از آن که عنوان بالا را بررسی کنیم کمی درباره ی رپ امروزی بدانیم؛ بی شک شما هم تا به حال آهنگ ها ی رپ را از شخصیت های رپ خارجی یا ایرانی شنیده اید. امّا چه چیز باعث شد این سبک موسیقی در میان جوانان ما رونق بگیرد؟  برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید به پرسش دیگری پاسخ داد: چرا رپ در غرب شکل گرفت؟

همانطور که میدانید آهنگ رپ شاید...


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

به نام خداوند جان و خرد

 

دستور میدهم آن دم که برای سربازان وطن آب میبرید آن را خوب حرارت دهید تا سربازان وطن از گزند هرگونه بیماری دور شوند

                                                                      کوروش بزرگ        

پزشکی در ایران باستان

امروز بر آن شدم تا درباره ی چیزی برایتان نگارش کنم که دیگران از ما دزدیده اند و به نام خود را بر ابداع کننده ی آن نهاده اند،بله پزشکی در ایران باستان.

وقتی صحبت از دانشی چون پزشکی و فلسفه و ریاضیات در زمان باستان می شود،می بینیم که کشورهایی چون یونان خود را سردمدار غلوم در جهان می دانند،در حالی که با نگاهی گذرا به سیر علم و دانش در ایران و یونان و مقایسه ی این دو کشور، بر طبق مدارک مستند،در می یابیم که یونانیان در حقیقت وامدار ایرانیان بوده اند.

مردم ایران در هیچ دوره ای از تاریخ از کسب علم و دانش غافل نبوده اند و همواره دانشمندان بزرگی را در رشته های مختلف علمی به جهانیان معرفی کرده اند.

بر اساس مستندات تاریخی، سابقه پزشکی در ایران به 6000 تا 8000 سال پیش می رسد.بنابراین بجرئت می توان گفت آنچه را که پزشکی یونانی نامیده می شود ایرانیان به یونانیان آموخته اند."بقرات" که او را پدر علم پزشکی می نامند در روزگار "اردشیر" نخست میزیست که دانش پزشکی در ایران و مصر و تا حدودی در بابل سالها بود که شکوفا شده بود.جالب است که اروپاییان خود را واضع همه دانشها می دانند و همه پدران رااز میان یونانیان کشف کرده اند.!؟"هرودوت" را پدر تاریخ میدانند،اما بر همگان روشن است که در حقیقت تاریخ نویسی نوین را ایرانیان ابداع کرده اند که نشانه روشن آن سنگ نوشته بیستون است.

پزشکان در ایران به سه قسمت تقسیم میشدند که به شرح زیر است:

انواع پزشکی در ایران باستان

1- پزشکانی که مامور جراحی بودند(لازم به توضیح است که بگویم با کشف اسکلت یک دختر 13 ساله در شهر سوخته که متعلق به 5000 سال پیش بود دریافتند که بر روی مغز این دختر جراحی سختی انجام شده است که  در آن مایعاتی را که در دور و اطراف مغز این دختر جمع شده بود خارج کردند و دختر نیز زنده مانده بود)

2- پزشکانی که بیماریهای بدنی و داخلی بدن ؛مثل سرما خوردگی ،کلیه درد ،قلب و... را درمان میکردند

3- پزشکانی که استخوانهای شکسته بدن را ترمیم و یا استخوانهای در رفته را جا می انداختند.

ادامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دارد..................................................................

درود بر شما خواننده گرامی

                                                                        

                                                               گرد آورنده

                                                            سید محمد زرگی

*منــبـــع:تله تکست سیمای جمهوری اسلامی ایران شبکه 3 سیما.

 


|+| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
ما ايرانيان و شاهنامه
موضوع: شعر و ادب پارسی

شاهنامه فردوسي

              به نام خداوند جان وخرد       کزین برتر اندیشه نگذرد

اگر وقت کرده باشید و به شاهنامه سری زده باشیدمطمئنا بیت بالا را که اولین بیت شاهنامه می باشدرا می شناسید و خوب می دانید که سراینده آن حکیم ابوالقاسم فردوسی می باشد.

اما به راستی هر یک از ما چقدر با حکیم و اثر ارزنده ی اوشاهنامه آشنایی داریم آیا به همان اندازه ای که در کتابهای درسی دیده ایم یا بیشتر؟؟

من در این جا کوشش ندارم که سطح آشنایی هر شخص را از شاهنامه بسنجم و این تنها مقدمه ای بود برای آغاز سخنم و در اصل این را می خواهم بگویم که امروزه متاسفانه ما نسبت به بعضی از مسائل از جمله خودشناسی و کسب خود آگاهی ملیمان کمی بی تفاوت شدیم و دقیقا همین حس را  نسبت به آثاری که به ما کمک میکند تا اطلاعا تی در این باره بدست می آوریم نیز صدق می کند. خوب البته این موضوع در حالت ایده ال کمی خوب به نظر میرسد اما در اصل مشکل در اینجاست که ما داریم علاوه بر فراموشی چنین آثاری چون شاهنامه کمک به نابودی آن نیز میکنیم آن هم ازراه نشناختنش –نفهمیدنش و با درک نکردنش و... . واین موضوع مرا سخت آزرده می کند.از این بابت که میبینم عده ای علاوه بر اینکه هیچگاه کوشش نکرده اند که شاهنامه را بشناسند ویا حتا آن را مطالعه کنند به شاهنامه دروغ ها و گاه افتراهایی نسبت می دهند که در شان ومنزلت این اثر بزرگ نیست .از جمله  که افرادی نا آگاه ازآن به عنوان کتابی داستان یاد میکنند .جوابی که من به این افراد دارم بگم این است که اگر به راستی شاهنامه کتابی داستانی است چه نیازی است که حکیم ان گونه در شاهنامه بیاوردکه :

        تو این را دروغ وفسانه مدان       به یک سان روش در زمانه مران

             از او هر چه اندر خورد با خرد       دگر برره رمز و معنی برد

ویا اینکه باز چه نیازی بود که حکیم سی سال از عمر خویش را برای چنین کتاب داستانی   بگذارد .

دیگر سخن کوتاه می کنم و شما را به خویشتنتان میسپارم واین تقاضا را دارم که کمی در مورد نوشته های بالا اندیشه کنید بلکه من توانسته باشم که دیدگاه شما را در خصوص شاهنامه کمی تغییر داده باشم.    محسن دمی زاده_اورداد شاهین شهر

|+| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
فال حافظ۱
موضوع: شعر و ادب پارسی

 فال حافظ۱

حافظ hafez

یکی از مباحثی که امروزه به ویژه درمیان جوانان شایع شده است روی آوردن به فال حافظ وبه نوعی فال گرفتن باآن است.تاجایی که گاهی اوقات به طرز شگفت انگیزی پاسخ مشکلات یا آیینه ی روزگارخودرا درآن  می بینند.دراین مقاله که درسه بخش ارایه میکنم دیدگاه بهاالدین خرمشاهی دراین باره که درکتاب حافظ حافظه ی ماست به آن پرداخته شده آمده ودرآینده ی نزدیک کوشش می کنم نوشته هایی ازدیگر حافظ شناسان دراین باره نیز دراین تارنما منتشرکنم.

مقبره ي حافظ

آیا فال حافظ صرفا یک تفریح یاسرگرمی است یاخیر؟چرابعضی ازفالها درست درمی آید.جواب می دهد حرف میزند...اگراین موارددرطول 600سال درحد10یا20موردبود میشدحمل برتصادف کرداما...مسئله شایان توجه این است که آیااصلا بایدبه دنبال توجیه علمی وعقلی برای این کاربودیانه؟(مانندرویای صادقه)...

خودکلمه فال یک واژه عربی است.این واژه ای است کهن وتطیر وطائر به عنوان معادل آن درقرآن به کاررفته اند.مامعادل اینها را مروا برای فال خوب ومرغوا برای فال بدداریم.بعضی پرندگان راخوش یمن میدانستندازدست راست حرکت کنندیاازدست چپ آوایی دربیاورند.ازسوی دیگر سرکتاب بازکردن یااستخاره کردن(فقط برای قرآن) راداریم.امافال راهم برای قرآن به کارمیبرند.درباره جایز بودن این کاربحث طولانی است که ازآن صرف نظر میکنیم...فقط اینرا بگویم که سرکتاب بازکردن علاوه برفرهنگ مادرفرهنگ اسلام وغربی هانیز بوده است.هرچیزی که اسلامی باشد لزوما عربی نیست یاهرچیزی که عربی است لزوما اسلامی نیست....

 حافظ

ببینیم حافظ به فال چگونه مینگرد...7تا8 بیت ازاوموجود است که فال به گونه ای به کاربرده شده که ازآن برمی آیدحافظ به صحت فال اعتقاددارد.وی فال رابازی روشنفکرانه یاعلمی فرهنگی نمی داندبلکه راهبر به جهان غیب میداندکه درمقاله بعدبه این نکته خواهیم پرداخت...

   * به ناامیدی ازاین درمروفالی بزن    بودکه قرعه دولت به نام ماافتد

 

    *ازغم هجر مکن ناله وفریادکه دوش    زده ام فالی وفریادرسی می آید            ادامه دارد...

|+| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
کتاب داستان پسر خارکن با ملا بازرگان
موضوع: کتابخانه ی اورداد
پایین گیری (دانلود) کتاب داستان پسر خارکن با ملا بازرگان در پیوند (لینک) زیر:

http://www.2shared.com/file/2344934/6390c162/pesar_e_khar_kan_ba_molla_bazargan.html


|+| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
هر هفته یک داستان ایرانی

داستان پسر خارکن با ملا بازرگان

 پایین گزاری (دانلود) کتاب داستان پسر خارکن با ملا بازرگان:

http://www.2shared.com/file/2344934/6390c162/pesar_e_khar_kan_ba_molla_bazargan.html

 

پسر خاركن با ملا بازرگان

پير مرد خاركني بود و پسري داشت كه از بس او را دوست داشت اجازه نمي داد از خانه پا بيرون بگذارد. حتي نمي گذاشت آفتاب و مهتاب او را ببينندر

روزگار گذشت تا خاركن پير پير شد و پسرش به سن بيست و پنج سالگي رسيدر

يك روز خاركن به پسرش گفت «پسرجان! تا حالا نگذاشتم كار كني و خودم به هر جان كندني بود يك لقمه نان درآوردم. اما ديگر جان كار ندارم و نوبت رسيده به تو كه بروي نان به خانه بياوري.»  ر

پسر گفت «چشم!» و طناب و تبري ورداشت و روانه صحرا شدر

اما, چون تا آن سن و سال به سياه و سفيد دست نزده بود و حال كار نداشت, نتوانست خار بكند و از زور گرما عرق از هفت بندش راه افتاد. اين بود كه راه افتاد سايه اي پيدا كند و توي آن لم بدهد. رفت و رفت تا رسيد به قصر دختر پادشاه و در سايه آن گرفت تخت خوابيدر


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن مهرگان خجسته باد
موضوع: جشن های ایرانی
دهم مهر ماه جشن مهرگان خجسته باد

برای آگاهی بیشتر به پیوند زیر بروید:

http://www.avardad.blogfa.com/post-31.aspx

 


|+| نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
گله از امرداد
موضوع: خبر ها

گله از امرداد

چند روز پيش مطلبي در اين وبلاگ با عنوان «نام هاي ايراني در هري پاتر» درج شد كه حاصل پ‍ژوهش يكي از هموندان اَوَرداد بود. اين مطلب با در خواست نويسنده ي آن (سيد محمد زرگي) در روز نامه ي امرداد به چاپ رسيد نويسنده در درخواست خود تاكيد كرده بود كه نام و وبگاه اَوَرداد در آن ذكر شود كه اين اتفاق نيفتاد. به همين دليل گروه اَوَرداد بدليل ذكر نشدن نام اَوَرداد در آن روزنامه كه با تاكيد نويسنده همراه بوده از اين هفته نامه گله مند است چرا كه اين كار در اخلاق ايراني نبود و...

پيوند مطلب بالا (نام هاي ايراني هري پاتر) در زير آمده است.

 http://www.avardad.blogfa.com/post-26.aspx

عكس هاي اين مطلب در هفته نامه ي امرداد و عدم ذكر نام اورداد در زير آمده است.

گله از امرداد

 

گله از امرداد

|+| نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
همه پرسی
موضوع:
درود گرامیان

انجمنِ پژوهشگرانِ ايران از ديروز همه‌پرسیِ پُرمغزی در اينترنت در زمينه‌یِ «بررسیِ گرایشهای ايرانيان نسبت به هویّتِ ایرانی و آینده‌یِ ایران» آغاز کرده:

http://www.aciiran.com/survey.htm

بررسیِ پاسخِ همه‌پرسی در دَم در دست‌رسِ شما ست.

|+| نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن مهرگان
موضوع: جشن های ایرانی
جشن مهرگان



مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی (دهم مهرماه از گاهشمار کنونی)

"می ستاییم مهرِ دارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد."
«اوستا - مهریَشت»
«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا یا متراکانا (Metrakana)» می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد(1)، پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهرروز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.




سنگ‌‌نگاره ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده یکم پیش از میلاد


منبع : http://www.amordad.net/

 


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

به نام یزدان پاک

 

فرهنگ گم شده!

خانه ای که او شود از دست اجانب آباد   زاشک ویرانش کن که آن خانه بیت الحزن است

وقتی که در خیابان حرکت میکنید و صدای دو جوان را میشنوید که میگویند:

- خیلی دلم میخواست مثله اون بازیگره تو اون فیلم خارجیه بودم!

(پوزش مرا بپذیرید که اینگونه خودمانی نگارش نمودم)

چه حسی به شما دست میدهد؟ولی من فکر میکنم که اگر من این جمله را بشنوم بسیار ناراحت بشوم زیرا به این یقین خواهم رسید که دشمن فرهنگ ناب ایرانی ما به هدف خود رسیده است.زیرا اگر اینگونه نبود شاید به جای آن آرزوی پلید(زیرا از نظر من انسانی که این چنین کلماتی را بر زبان بیاورد یک خائن است چون ترجیح میدهد که فرهنگ خود را که یک فرهنگ ناب است را بایک فرهنگ فانی غربی عوض کند) این آرزو را بر زبان می آورد:

- خیلی دوست میداشتم که بتوانم به سان آن شاه ایرانی،سردار ایرانی،دانشمند ایرانی و... باشم.

به نظر شما چرا بعضی از جوانان ما دوست میدارند که به جای آن هنرمند غربی که در یک فیلم، وحشیانه آدم میکشد به تمام ارزشهای انسانی و معنوی توهین میکند و تمام این ارزشها را به زیر پا میگذارد باشند.

بسیار روشن است؛چون دچار بحران هویت شده اند و از تاریخ ایران چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام آگاهی ندارند.من بر این یقین هستم که تاریخ هر کشوری نشان از منش و فرهنگ مردم یک کشور است و اگر بدان توجه نشود بزرگترین ضربه را به کشور ،سران کشور و آخر از سر هم به ملت میزند.

بگذارید حقیقتی را برایتان باز گو کنم:

آن زمان که مردم اروپا در جنگل زندگی میکردند و به آدم خواری مشغول بودند ایرانیان در خانه هایشان که به دست خودشان و به صورت زیبا ساخته شده بود زندگی میکردند و از گوشت حیوانات و گیاه برای امرار معاش استفاده میکردند؛آن زمان که مردم دنیا در جهل و نادانی به سر میبردند به دستور کوروش بزرگ[1] در شوش اولین هنرستان فنی و حرفه ای تاسیس شد تا در آن مردم به تحصیل در مورد حرفه روز بپردازند.آن زمان که مردم قبایل وحشی همساییه شمالی ایران(قوم سکایی)[2] به صورت حیوان لخت و عریان زندگی میکردند ،تمامی بچه ها یشان حرام زاده بودند[3] ،هرکس مریض میشد کشته میشد و افتخارشان این بود که در جمجمه سر انسانهایی که کشته اند غذا بخورند و هرکس جمجمه بیشتری داشت افتخار بیشتری داشت؛ایرانیان لباسهای زیبایی به تن میکردند(تی لباس رزمشان نیز زیبا و مرتب بود) به خود عطر گل میزدند ازدواج میکردند و صاحب بچه میشدند در ضروف سفالی که به زیبایی بر روی آن نقش و نگار بسته بودند غذا میخوردند و افتخارشان این بود که همگی حقانیت یگانه خدا وند(در آن زمان به خداوند اهورا مزدا میگفتند)میپرستیدند و....!شاید بگویید که این کارها را مردم قبایل وحشی انجام میدادند ومردم دولتی چون روم[4] این کارها را انجام نمیدادند؛بله درست است ولی باید بگویم که همین دولت روم بود که یک عده جنگجو را برای سرگرمی اشراف زادگان و ثروتمندان به عنوان گلادیاتور[5]  در ورزشگاه هایی به نام آرنا[6]  تا سر حد مرگ به جان هم می انداخت ،برای انجام کارهایشان از برده ها استفاده میکردند در حالی که ایرانیان حتی در جنگیدن با دشمن هم جوانمردانه میجنگیدند و باید بگویم که وقتی که بابل[7] به دست کوروش افتاد کوروش فرمان داد تا برده ها آزاد شوند،زنان زیبا رو که به زور از خانواده هایشان گرفته میشدند و فروخته میشدند آزاد به نزد خانواده هایشان باز گشتند،خانه های مردم که ویران شده بود آباد شد و دیگر لازم نکرده که بگویم چه رفتاری با یهودیان داشتیم* زیرا همه میدانند و...

8/8/1386

                                                          

                                                                                                                     

                                                                               ادامه دارد...................

 

                                        محقق و گردآورنده

                                        سید محمد زرگی

 

[1] Great Cyrus

[2] بعضی هم به آنها قوم ماساژات میگویند

[3] Love Child

[4] Rome

[5] Gladiator

[6] Arena

[7] Babylon


|+| نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
پوسته ی تلفن همراه
موضوع: کتابخانه ی اورداد
پوسته ای (تم) نو  در باره ی ایران برای نوکیا ۶۶۰۰ برای پایین گزاری(دانلود) می توانید از پیوند(لینک) زیر استفاده کنید.

اندازه: ۱۲۰کیلو بایت

http://www.2shared.com/file/2323231/d381715/IRAN.html


|+| نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن مهرگان
موضوع: جشن های ایرانی

جشن هاي ماهانه
جشن مهرگان

 

نسخه ي pdf جشن مهرگان را از پيوند(لينك)زير پايين گزاري (دانلود) كنيد.

http://www.2shared.com/file/2319133/c96d52d4/Mehrgan.html

يكي از گرانبارترين و دل انگيزترين و زيباترين واژه ها در زبان پارسي واژه ي مهر است. واژه ي مهر، ما را به روزگار بسيار دوري مي برد به روزگار "ايزد مهر" و مهر نيايش و معناي آن دوستي و محبت و ... .
«جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون " فروردين گان " و " ارديبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون " سده " که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد. »
در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است، در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد.
افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين  آن قيام کاوه آهنگر، پيروزي بر ضحاک و دربند كردن او در كوه دماوند (مهرگان عامه) و بر تخت نشستن فريدون هم در روزي از روز هاي پاياني جشن مهرگان است (مهرگان خاصه). كه دقيقي، فردوسي و اسدي  توسي از آن ياد کرده اند. همچنين در باور آريايي پديد آمدن نخستين انسان (كيومرث) را از مشينه و مشيانه (آدم و حوا) به روز مهرگان نسبت داده اند(در برخي منابع نيز دميدن روان به روح مشي و مشيانه را در اين روز مي دانند.) مناسبت ديگري هم كه نام برده اند آن است كه اردشير بابكان در اين روز فرخنده ديهيم خورشيد نشان بر سر نهاده است.
جشن مهرگان زماني اول سال ايرانيان بوده و به علت آنكه به فرشته ي مهر تعلق داشته، از زمان هاي كهن نزد ايرانيان گرامي بوده و آن را همپايه ي نوروز مي دانستند.
جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است. از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين.
همچنين ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار مي شود.  و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها - مانند همه ي پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي - روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطوره ي قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد.  بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.  


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
كتاب جشن مهرگان
موضوع: کتابخانه ی اورداد
نسخه ی PDF كتاب جشن مهرگان به مناسبت فرارسيدن آن بالاگزاري(آپلود) شد براي پايينگزاري (دانلود) مي توانيد از پيوند(لينك) زير استفاده كنيد:

http://www.2shared.com/file/2319133/c96d52d4/Mehrgan.html


|+| نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
حافظ شناسی
موضوع: شعر و ادب پارسی

حافظ شناسی(1)

  بی شک شناخت وباور هویت ملی ما درگروی شناخت گنجینه های به جامانده ایست که درروزگار ما به بادفراموشی سپرده شده اند.این مجموعه حافظ راکه از درخشان ترین نگهبانان این هویت است مورد بررسی قرار میدهد.قابل یادآوری است که آنچه مطرح می شود حاصل مطالعه آرای بزرگان حافظ شناسی است ودرحال حاضر نگارنده خودرا ازمقایسه مبرا میداند:

 

محمد گلندام که نخستین باراشعار خواجه راگرد آورده است وی را((شمس المله والدین محمد حافظ الشیرازی))معرفی میکند.شبلی نعمانی با اظهار تردید ازتذکره میخانه چنبن نقل میکند:((پدر حافظ درزمان اتابک فارس ازاصفهان به شیراز مهاجرت کرده به تجارت مشغول شدوپس ازچندی درحالی که اوضاع زندگیش مغشوش بود زن وفرزندرابه حال استیصال گذاشته ودرگذشت...

هنرنمی خرد ایام وغیرازاینم نیست     کجاروم به تجارت بدین کسادمتاع

امادرباره ی عصرحافظ بگوییم...دوره ای که بی شک یکی ازپرآشوب ترین دوره های تاریخی ایران بوده است.بی ثباتی سیاسی وتعصب درعصرشاعر مسایلی چون جنگ واعتدال قتل وخونریزی لشکرکشی های متوالی وغارت های پی درپی انحطاط اخلاقی وآشفتگی اجتماعی راهم به دنبال داشت.ودوره حاکمان ظالم وتاریک نگذفرارسیده بود...اما حضورحافظ درچنین شرایطی خودعامل خوشکامی اوست...

درباره معجزه کلام او هرچه بگوییم کم است.چنانکه دکتر خانلری درحافظ شناسی-جلد1-صص24-25می نویسد:(این سخنور بزرگ باچه ظرافت ودقتی کلمات رابرمی گزیندوتاچه حدمی کوشدتا بیشترین معنی ولطیف ترین نکته رادرهرکلمه بگنجاند...)

حافظ مرد ریاونفاق نیست شخصی پاک است که دیگران راناپاک نمی خواندونمی داند.سالکی است که جان وهستی خودرا درآرزوی دیدار یار ومحبوب حقیقی درطبق اخلاص نهاده آماده فنافی الله است وچون شرابخواره ای شراب مدام عشق اورا معبود می چشدومست می شود...

درادامه تلاش میکنیم مباحث رایج پیرامون حافظ مانند فال حافظ وواژه پژوهی رندو...رانیزبررسی کنیم درپایان تعدادی از منابع مربوطه را معرفی میکنیم:

حافظ شناسی موضوعی-زهرا غلامی-انتشارات فرهنگ مردم-1382

باکاروان حله-دکترزرین کوب-انتشارات علمی-1376

حافظ راهم ازحافظ بشناسیم-محمدعلی معیری

حافظ نامه-بهاالدین خرمشاهی-نشرسروش-1368

ماجرای پایان ناپذیرحافظ-دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن-انتشارات یزدان-1374...

  ...          

|+| نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

                                                  جایگاه "ارسال المثل" در ادبیات پارسی

گاه آوردن یک مثل در شعرونوشته ویاسخنرانی اثر بخشی زیادی در پروراندن مقصود و ایجاد کشش در خواننده وشنونده دارد. میتوان گفت بیشتر مثل ها و سخنانی که با نام ضرب المثل در زبان گفتگو به کار میرود و هنگامی که در قالب شعر در می آید جاودانگی پیدا می کند.

درباره ی امثال و حکم -فردوسی بزرگ-درهنگامه های بسیاری این خوشه های حکمت را پیشکش می نماید . در سخن استاد توس امثال وحکم فراوان است- در کمتر داستان پهلوانی که حکیم توس مثالی فارسی نیاورده باشد: خود داری از کام جویی- پرهیز از کینه-نگه داشت سنت - به جای آوردن پیمان - ستایش و نیایش و... .                  چو بخشایش پاک یزدان بود         دم آتش و باد یکسان بود                    (شاهنامه- گذر سیاوش از آتش)

هنگامی که بخشش خداوندی شامل حال کسی شود-آب و بادو آتش میتوانند ویژگی های ویران کننده ی خود را از دست بدهند و در این هنگام برای مرد خدا و با ایمان جای هیچ گونه نگرانی نیست.

                 مر اورا سزد سجده وآفرین          که او آفرید آسمان و زمین

                زمین پیش یزدان ببوسید بس       که بخشنده اوی است و فریادرس

این دو بیتی از سروده هایی است که فردوسی یکتا پرست و پرهیزگار درباره ی واژه ی بخشش و ستایش خدای بخشنده می فرماید و به راستی جزاین هم نباید باشد که به جز در برابر خدای مهربان که بزرگترین ویژ گی اش بخشند گی و مهربانی است وهر چیزی وهر کاری را با یاد ویژگی های برتر او می آغازیم-در باره ی کسی یا چیزی سر فرود آورد زیرا هیچ نیرویی بالا تر از نیروی او نیست .

                  کسی را که یزدان نگهدار شد      چه شد گر بر دیگری خوار شد!            (شاهنامه- داستان به دنیا آمدن زال)

دربیان ایمان و یاری گرفتن و تا ثیر خواست خداوندی در آفریده ها و چیرگی کامل او بر سر نوشت افراد و اینکه تنها خواست خداوند فرمان رواست و هر چه او بخواهد همان خواهد شد- این بیت آورده میشود.

                   توانا بود هر که دانا بود          زدانش دل پیر برنا بود

                 تو- زین گر-دگر گونه داری بگو       که ازدانشافزون شود آبروی              ( شا هنامه - داستان بهرام گور)

دانش وفهم مو جب آبروست و آبرو سبب بزرگی انسان در میان بزرگان و هم ردانش میشود وآشکار است که همه ی پیشرفتها در سایه ی دانش و فهم درست است. درزبان گفتوگو این بیت به این گونه گفته میشود: دانایی- برنایی است.

بیت دوم را هنگامی به کار می برند که کسی بخواهد سخن گفته شده ای را دوباره بگوید و دیگران بخواهند به گونه ای مودبانه وی را از گفتن دوباره ی آن سخن بازدارند.

        ببخش و بیارای و فردا مگوی      چه دانی که فردا چه آید به روی     (شاهنامه-داستان آراستن کیخسرو لشکر خود را)

کسی از اینده خبر ندارد و نمی داند که چه رویدادی رخ خواه داد- پس انسان دانا که در زمان حال می زید - از حال خود بهره میبرد. اندیشیدن بیهوده-نه به گذشته و نه آینده هیچ کدام نمی تواند برای آدمی مفید باشد . تنها عبرت است که می تواند برای آینده باشد و آینده جز خواب و خیال نخواهد بود.                                                            ادامه دارد....


|+| نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
آیا می دانید ما که بوده ایم؟
موضوع: سخنان بزرگان درباره ی ایران

آیا می دانید ما که بوده ایم؟

 

بهتر است بیشتر با خودمان آشنا شویم.

 

نخستین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را ساختند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که قاره ی آمریکا را کشف کردند ، ایرانیان بودند و کریستف کلمب و واسکودوگاما بر پایه ی خواندن کتاب های ایرانی که در کتابخانه ی واتیکان بوده به اندیشه ی قاره پیمایی افتادند.

نخستین مردمانی که سامانه ی (سیستم) فاضلاب را برای تخلیه ی آب شهری به بیرون از شهر اختراع کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که جانوران خانگی را تربیت کردند و از آنها بهره بردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که مس را کشف مردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که دست به کشاورزی زدند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که کشتی یا زورق ساختند ، ایرانیان بودند (به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی).

نخستین مردمانی که در 7000 سال پیش در جنوب ایران الفبا را اختراع کردند ، ایرانیان بودند.

نخستین مردمانی که شیشه را کشف ککردند و از آن برای خانه ها استفاده کردند ، ایرانیان بودند.

 


|+| نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ