جشن های ماهیانه
جشن آذرگان
آتش (آذر) از دير باز نزد ايرانيان سپندينه (مقدس) بوده است چرا كه يكي از چهار عنصر مورد احترام ايرانيان است .[1] از آن هنگام كه ايراني ايراني بوده دود شعله هاي آتشش آن را از دور دست ها مي نمايانده است؛ هر هنگام كه عشقي در اين سرزمين بوده است عشقي آتشين بوده هرگاه از اين مرز و بوم دفاعي شده شعله هاي آتش ميهن پرستي بوده است؛
از آن به دير مغانم عزيز مي دارند
كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست
نهمين روز از هرماه، آذر نام دارد و نهمين روز از ماه نهم سال جشن آذرگان است.[2] اين روز به ايزد آذر تعلق دارد (دربارهي اين ايزد در جاي خود توضيحاتي داده شده است.) آذر به معنی آتش است. [3] و همان جور كه مي دانيد همواره آتش بهترين و تند ترين عنصر پاك كننده است، نیاکان ما آن را گرامى داشته و آن را نماد روشنايى و گرما مى دانند. به همين دليل در روز جشن آذر گان یا آذر جشن که در روز آذر از آذر ماه واقع می شد براى نيايش اهورامزدا، به آتشکده ها رو آورده به پرستش اهورای یکتا می پرداختند
ابوريحان در صفحه ۲۵۶ ترجمه آثارالباقيه می نويسد: « روز نهم، روز آذر، عيدی است که آن را براي توافق دو نام، آذرجشن می نامند و در اين روز به افروختن آتش احتياج مي يابند و اين روز عيد آتش است و به نام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است موسوم است و زرتشت امر کرده كه در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و قرباني ها به آتش نزديك كنند و در امور عالم مشاوره كنند.»
ابودلف در سال341 ديده هاي خود را از آتشكده ي بهرام گشسپ چنين گزارش مي كند : در شيز، آتشكده ي مهمي وجود دارد كه آتش زرتشتيان از آن به سوي شرق و غرب فروزان است. بر بالاي گنبد اين آتشكده، هلالي از نقره نصب شده... از شگفتيهاي اين خانه آن [است كه] كانون آن از 700 سال پيش فروزان است و البته خاكستر در آن وجود ندارد و شعله ي آن هيچگاه خاموش نمي گردد.[4]
اين نوشته و نوشته هاي ديگر اشاره به وجود آتشكده هاي فروزان تا نيمه سده ي چهارم هجري دارد. كه توانست حدود 35 سال روبروي حاكميت فاسد خلفاي اموي و عباسي ايستادگي كند. شوربختانه با فشار دولت هاي غزنوي و سلجوقي، شعله هاي نهضت هاي مردمي كه با بهانه ي آتش فروزان بودند لرزان شدند، اما هرگز خاموش نشدند.
اهميت آتش
اهميّت آتش و آتشكده در نزد ايرانيان به عنوان نماد روشنايى و فروغ اهورايى است؛ آتش از دورترين نقطه ي ژرفاي تاريخ، در ميان ايرانيان سپندينه بوده است. سه آتش مقدس به دست كيخسرو پديدار شده است. گور "قيزقاپان" نزديك سليمانيه نشان از پرستاري آتش در زمان مادها دارد. بر سكه هاي هخامنش، مهراب (نه محراب) آتش نگاشته شده است و در هيچ دوره از تاريخ ايران آتشكده ها به اندازه ي زمان ساسانيان رونق نداشته اند. پس از اسلام نيز ايرانيان براي خاموش نشدن آتش جاويدان خود كوشش لازم را به جاي مي آورند و رفته رفته آتش بهانه اي گشت براي تداوم بخشيدن به ارزش هاي فرهنگي و جنگ براي استقلال فرهنگي كه به وسيله ي يك يك مردم تشنه ي استقلال انجام گرفته است.
از آنجا كه سرزمين هاي آريايي سرزمين هاي سردسير بوده اند، ايرانيان از ابتداي مهار آتش، آن را سپندينه و محترم شمرده اند.[5] آن ها در هنگام نوشيدن هوم، مقداري هوم به آتش نثار مي كردند تا بدين وسيله آتش افروخته تر گردد و ايزد آذر خشنود شود.[6] افتخار ايرانيان در اين است كه نياكان آنان از ديرباز متمدّن بوده اند و پيش از همه در شكوفايى هنر و اخلاق و دانش اندوزى پيشگام بوده اند، آنان با كشف و مهار كردن آتش براى خود روشنايى مصنوعى ايجاد كردند و با افروختن آتش شب هاى تاريك را به روشنى تبديل كردندباید از توحّش جدا شدن و آغاز به تمدّن رسيدن را در پى كشف آتش دانست و با استفاده از گرماى آتش فلزات را شناختند و زندگى را بهتر ساختند و چون اين پديده ی نو رسيده برايشان ارزشمند بود جنبه سپندينه به آن دادند تا همگى بر آن شوند تا با خوراك دادن به آن، آتش را همواره روشن نگاه دارند و از آن بهره بگيرند و اكنون به عنوان نماد و گوشه اى از هويّت ملّى از آن پاسدارى مى كنند.
آيين و برگزارى جشن آذرگان
آتش افروزي يكي از آيين هاي هر جشن است اما اين آيين در جشن آذرگان اهميت ويژه اي ميابد.
اكنون جشن آذرگان در شهرهاى زرتشتى نشين برگزار مى شود، به عنوان مثال در تهران اين جشن در دبيرستان فيروز بهرام به دست انجمن موبدان تهران برگزار مى شود، از برنامه هاى آن ها در اين روزسرودن اوستا، سخنرانى، موسيقى و پذيرايى است.
به تازگی جشن آذرگان در كرمان با كنسرت موسيقى برگزار مى شود اين كنسرت باشكوه كه براى جوانان است با سخنرانى علمى و پذيرايى آش و خوراك همراه است انگيزه ی برگزارى چنين جشن هايى را آشنايى جوانان با سنّت ها و آداب و همچنين شادى و آموزش است . جشن آذرگان در شيراز با مراسم شب شعر برگزار مى شود . نيايش، سخنرانى، مسابقه، پذيرايى، آش و شام از مراسم اين روز در اهواز است.
اورداد نيز به نوبه ي خود اين جشن را با هدف آشنايي جوانان با ميراث از دست رفته ي ايران ناب جشن مي گيرد.[7]
پي گفتار
به درازاي تاريخ به شوند (سبب) برداشت نادرست، زرتشتيان را آتش پرست به معناي ستايشگر آتش دانسته اند. بايد بدانيم كه پرستيدن در اينجا به معناي "در پيرامون ايستادن" و پرستاري و نگهباني كردن است و نه ستايش كردن.
يكي از سي آتشكده ي ايران باستان،[8] آتشكده ي آذر گشنسب، در آذربايجان كنوني قرار داشت. آذربايجان در زبان پهلوي آتروپاتكان خوانده مي شود. آتروپات به معني نگهبان آتش است و همچنين نام موبد بزرگي است كه خاندانش در درازاي ساليان از آتش آتشكده ي آذر گسنسب نگهباني كردند و آن را روشن نگاه داشتند.
ايزد آذر
همانطور كه گذشت جشن آذرگان متعلق به ايزد آذر است ايزد آذر پاسبان همه ي آتش هاي اهورايي[9] در جهان است و همواره آتش آتشكده هاي را روشن نگاه مي دارد. در اوستا آذر سپندينه در مقام پسر اهرمزد ستوده مي شود. ارجمندي ايزد آذر در تفسير زند از اوستا روشن تر بيان مي شود، چنانكه گفته مي شود اهرمزد آتش را از انديشه آفريد و فروغش را از روشنايي بي كران و تن مردمان را از تن آتش. آذر براي نيايش گر خود گشايش بي درنگ، پناه فوري،زندگي آسوده،دانايي، پاكي، زبان شيوا، روان هوشيار، خرد بزرگ، فراگيرنده ي پايدار، دليري و مردانگي، همچنين فرزندان كارآمد، آيين گستر، نگهبان كشور، انجمن آرا، بالندگي، نيك انديشي و افزايش دهنده ي آوازه ي كشور فراهم مي آورد.[10]
با همه ي اهميتي كه ايزد آذر در آيين زرتشت دارد، يشتي به نام اين ايزد در دست نيست. گمان مي رود كه اين يشت در طول ساليان از دست رفته باشد، اما يسناي 62، و آتش نيايش خرده اوستا (كه بيشتر از يسناي 62 گرفته شده است) ويژه ي ايزد آذر هستند.
در سراسر اوستا، ايزد آذر با ديوان و اهريمن در نبرد است. در زامياد يشت، هنگامي كه اهريمن درصدد به دست آوردند فره ي دست نيافتني است، اهرمزد فرستادگان خود،بهمن و ارديبهشت و آذر را به رويارويي با ياران اهريمن، اكومن، خشم خونين درفش و اژي دهاك مي فرستد.[11] همچنين بنابر روايت هاي كهن، هنگامي كه اهريمن به دشمني با آفرينش راستي برخاست، امشاسپند بهمن و آذر به مقابله پرداخته و دشمني اهريمن را درهم شكستند. همچنين ايزد آذر نقش بسيار مهمي در گرويدن گشتاسب شاه به زرتشت داشت. پس از پيروزي زرتشت برگشتاسب ايزد آذر بر گشتاسب تجلي مي كند و او را به استوار بودن در آيين زرتشت وا مي دارد و از او مي خواهد در پراكندن دين نو كوشا باشد.[12] در كتاب ارداويرافنامه كه به زبان پهلوي است، يكي از راهنمايان ارداويراف هنگام گردش در بهشت و دوزخ، ايزد آذر است.ارداويراف با كمك سروش و ايزد آذر مي تواند از پل چينوَت بگذرد و در جاي جاي بهشت و دوزخ، ايزد آذر به پرسش هاي ارداويراف پاسخ مي دهد.
مهمترين منابع
فصلنامه ي جشن كتاب دوره ي جديد شماره ي 2 تابستان 1386
ماهنامه ي پرواز
[1] چهار عنصر سپندينه و مورد احترام نزد ايرانيان آب، خاك، هوا و آتش مي باشد.
[2] بعد ها به شوند (دليل) تغيير در گاهشمار (تقويم) و افزودن روزهاي پنجه به شش ماه نخست سال اين روز در سوم آذر از گاهشمار كنوني قرار گرفت.
[3] آذر يا آتش را در زبان اوستايي آثر (Athar) و آتر (Atar) خوانده مي شده است و در پهلوي به صورت آتور (Atur) درآمده است.
[4] سفرنامه ي ابودلف در ايران، ترجمه سيد ابوالفضل طباطبايي، ص 40
[5] مي توان اهميت آتش نزد آرياييان را در باور هاي هندوان نيز جست:ايزد آذر ايرانيان نزد هندوان آگني خوانده مي شود و در ودا، نامه ي برهمنان، از پرورد گاران بزرگ به شمار مي رود.
[8] اين سه آتشكده در سه گوشه ي ايران زمين ساخته شده بود و هر كدام ويژه ي يكي از طبقات اجتماع بوده است: آتشكده ي آذر فرنبغ در فارس كه ويژه ي موبدان و روحانيان بوده است، آتشكده ي آذر برزين مهر در خراسان كه ويژه ي كشاورزان بوده است و آتشكده ي آذر گشنسب كه ويژه ي جنگاوران و سرداران سپاه بوده است.
[9] آتش هاي اهورايي عبارتند از: 1- آتش بهرام يا آذر بهرامان كه در آتشكده هاي بهرام مي سوخت. 2- تش هوفريان، يا گرمايي كه در تن انسان و گاو و گوسفند است. 3- آتشي كه در گياهان و چوب وجود دارد كه با اصطكاك بيرون مي آيد. 4 –آتش برق جهنده كه از گرز ايزد تشتر (فرشته ي باران) پديد مي آيد و ديوها را هلاك مي كند.
[10] نك يسنا 62. سراسر اين يسنا در ستايش ايزد آذر است و در زند اوستا از بند هاي 4 و 5 به طور كامل استفاده شده است.





|
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 |
نوشته شده توسط معین 


