تبليغاتX
اورداد

avardad

معین

avardad

http://avardad.blogfa.com

اورداد

اورداد

اورداد

ما ایرانیان هویت خود را گم کرده ایم و نمی دانیم که ایم و از کجا آمده ایم همه از توهم یک تمدن بزرگ سخن می گویند ولی چه کسی حقیقت را می داند.
همه چهان چشم تمع به سرزمین مادریمان دوخته اند و با دنیایی خود بیگانگی دست روی دست نظاره گریم.
اَوَرداد آمده است تا این از خود بیگانگی ها را از میان بردارد و ایران و ایرانی واقعی را نمایان سازد.
بدیهی است این کوشش با کمک های شما به ثمر خواهد رسید.

(اَوَرداد (به فتح دو حرف اول) به معنی اضافه یا کار اضافه کردن است و در ادبیات کهن 366روز سال را اَوَرداد گویند.)

گروه اورداد پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

اورداد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اورداد
پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

لينکستان


لينک دوستان


تبليغات


آمار و امکانات

تبليغات
محل تبليغ شما

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
يلدا
موضوع:

 جشن يلدا شب چله

یلدا

 

برای پایین گیری (دانلود) رایانَسْک (ebook) از پيوند زير:

http://www.2shared.com/file/2606432/8d6f08fc/yalda.html

سازمان فرهنگي پژوهشي اورداد شاهين شهر تقديم مي كند

تارنگار: www.avardad.blogfa.com

گردآوردي: معين صادقيان

رايانامه: ms50952@yahoo.com

تلفن:09356216208

 

 

«هنگامه ي فزوني آفتاب درخشان بر ماه تابان و نماد فرهنگي مردم ايران كه در پس ساليان به دست دلسوختگان و ميراث داران آريايي بر قله هاي بلند جهان است نمايان را به همه ي ايرانيان از سيستان تا آذربايجان از خراسان تا خوزستان و ديگر مردمان جهان از نيكان و پارسايان شادباش مي گوييم

شب يلدا خجسته و خوش باد                همه دنيا جملگي شد شاد

شود آفتاب بر شبان پيروز              اندر اين شب، چراغي افروز»

معين صادقيان

 

یبرای شب یلدا

یلدایتان شاد


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جشن ديگان
موضوع: جشن های ایرانی

جشن ديگان

 

برای پایین گیری (دانلود) رایانَسْک (ebook) از پيوند زير:

http://www.2shared.com/file/2606387/1bbe333d/Daygan.html

 

كاري از سازمان فرهنگي پژوهشي اورداد شاهين شهر

تارنگار:www.avardad.blogfa.com

 

دي، ماه خداوندگار آمد                  از براي آسايش خيال آمد

در اين ماه چهار جشن ديگان است                  جملگي از براي پيمان است

دي كه نام ديگر مزدا است                  كندر آن چهار نام يزدان است

به سان هماهنگي نام روز و ماه                  بود اين ماه چهار بار ستايشگاه

شب يكمش جشن يلدا است                  آفتاب هميشه پيروز فردا است

اورمزدش نخستين ديگان است                  بي شك اين آمده ز آسمان است

در پهلوي "دَتُشو"يش خوانند                  روز ديگرش ديبدين دانند

ديبآدر و ديبمهر دو تاي ديگر است                  ليكن اورمزدش با شكوه تر است

معين صادقيان

 

  دي يا دَتُشو Datoshu   به معني دادار و آفريدگار است و در نامه هاي اوستايي اغلب به جاي واژه ي اهورا مزدا به كار رفته است. اگر به نام سي روز ماه توجه كنيد خواهيد ديد كه ماه سي روزه زردشتي به چهار بخش تقسيم مي‌شده است كه روز نخست به نام اهورا مزدا و ديگر روز هاي هشتم و پانزدهم و بيست و سوم هر ماه به نام دي نامگذاري شده كه براي تميز آن ها از يكديگر هريك به نام روز بعدش خوانده شده است (ديبآدر ، ديبمهر ، ديبدين ) به اين ترتيب در هر ماه چهار روز به نام خدا خوانده شده و در ماه دي چهار بار جشن ديگان بر گزار مي شده يعني در روز هاي اورمزد ، ديبآدر ، ديبمهر و ديبدين ولي جشن روز اورمزد و دي ماه بزرگتر از سايرين بر گزار مي شده است. بنابراين اين جشن در روزهاي بيست و چهارم آذرماه ، دوم ، نهم و هفدهم ماه دي در گاهنماي رسمي كشور برگزار مي‌شد.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
رايانسك یلدا
موضوع: کتابخانه ی اورداد

یلدا

 

برای پایین گیری (دانلود) رایانَسْک (ebook) از پيوند زير:

http://www.2shared.com/file/2606432/8d6f08fc/yalda.html

سازمان فرهنگي پژوهشي اورداد شاهين شهر تقديم مي كند

تارنگار: www.avardad.blogfa.com


|+| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
رايانسك ديگان
موضوع: کتابخانه ی اورداد

جشن ديگان

 

برای پایین گیری (دانلود) رایانَسْک (ebook) از پيوند زير:

http://www.2shared.com/file/2606387/1bbe333d/Daygan.html

 

كاري از سازمان فرهنگي پژوهشي اورداد شاهين شهر

تارنگار:www.avardad.blogfa.com


|+| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
کتیبه های معاصر تخت جمشید
موضوع: گالری عکس
کتیبه های معاصر تخت جمشید

منبع:http://qodsdaily.com/display/?ID=4597&page=1

تصاویر بیشتر در ادامه ی مطلب


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
آسیب شناسی حافظ شناسی2
موضوع: شعر و ادب پارسی

مرابه رندی وعشق آن فضول عیب کند

که اعتراض براسرار عالم  غیب  کند

درادامه نوشتار پیشین دراین هفته نیز می کوشیم تا باارائه دیدگاه های گوناگون موجود پیرامون حافظ واشعارش راه جدیدی برای یافتن حقیقت بیابیم. گفتنی است که بایستگی شناخت حافظ به عنوان یک شخصیت موثر درفرهنگ ما نیازی به اثبات نداردو درست یانادرست فرهنگ ما ازحافظ واشعارش تاثیر پذیرفته است اما این موضوع حقی برای ما ایجاد نمی کند که ضعف های موجود دروی رانیز نادیده بگیریم.درادامه 5 مطلب کوتاه وبا آرای متفاوت آورده می شود:

 

شبلی نعمانی-شعرالعجم:

دراین که خواجه تاحدی طرفدارسیرت  لذت بوده است سخنی نیست ولی نه بدان وجه که تصور شود وی درتمام عمرشب وروز ساعات گرانبهای خود راسرگرم عشرت وکامرانی یانغمه وسرود وبالاخره باده وساده بود.آرزوی عیش مدام غیراز وصال آن است... کسی رادرعالم خارج لذت مدام دست ندهد.

 

حافظ شناسی یاالهامات خواجه-محمدعلی بامداد:

ازنظر روانشناسی درروحیه ی این گوینده ی آسمانی به یک نکته ی دقیق باید توجه داشتوآن این که فطرتا خواجه جنبه ی ملکوتی دارد.واز هرجایی که سخن گفته دقیقه ای ازمعارف چاشنی اوست...

 

جام جهان بین-محمد علی اسلامی ندوشن:

حافظ تنها کسی است که تعارض هاراآشتی داده وطبایع مختلف رادرکنارهم نشانیده.بی دین دیندار-عارف وعامی-ستمگرو ستم کش-مردونامرد-همگی دست به سوی اودراز کرده وازاوتسلی گرفته اند.

احمقانه است که کسی ادعا کند درمیان غزلیات حافظ اشعاری صوفیانه پیدانمی شود که هدف آن عشق الهی است.به همان اندازه احمقانه است که شخصی کلیه غزلیات حافظ راعبارت ازکنایات واستعارات صوفیانه بداند.

 

کلک خیال انگیز-پرویز اهور:

اطلاق عنوان عارف برحافظ منطبق برواقعیت نیست ولی وی برزبان پررمز وراز عرفان تسلط بی مانندی داشته ودرغزلهای عرفانی خود آن چنان هنرمندانه وبه کمال سخن گفته که...

 

پطروشفسکی-تاریخ ایران:

مسلمانان متعصب کوشیده اند تاغزلهای عاشقانه حفظ را به عشق عرفانی آفریدگار تعبیر کنند ولی آثار جاویدان حافظ جای برای اینگونه تعبیرها باقی نمی گذاررد.

 

درمقاله آینده نیز ادامه این دیدگاه ها ارائه وسپس وارد مقوله اصلی خواهیم شد.ازشنیدن دیدگاه های شما نیز خشنود می شویم. 

                                                                                                   09139139599-حسین قلی پور-اورداد

 

 

 


|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
تاريخچه شهر يزد
موضوع: مردم شناسی

تاريخچه شهر يزد

الف – دوره پيش از اسلام :

از تحولات تاريخي منطقه ي يزد در دوره ي پيش از اسلام اطلاعات دقيقي در دست نيست ، ولي مي توان به كشتار پيروان كيش مهر پرستي توسط اردشير بابكان و به قدرت رسيدن مزدكيان در اواخر دوره ساسانيان كه از مهم ترين حوادث اين منطقه است ، اشاره كرد .

در عصر هخامنشيان و ساسانيان ، براي جلوگيري از هجوم اقوام چادرنشين به يزد ، ناگزير اقدام به احداث دژها ، راهدار خانه ها و چاپار خانه هاي متعدد نمودند كه علاوه بر عملكرد نظامي و تجاري از آن ها به عنوان رباط و بارانداز كاروان ها نيز استفاده مي شد .

در اين دوره زراعت ، دامداري ، نساجي و صنايع دستي در يزد رواج داشت و بازارهاي مناسب براي مبادله ي كالا نيز به وجود آمده بود كه از مهمترين آن ها مي توان به مراكز خرانق ، ندوشن و عقدا اشاره كرد .

از معروف ترين دژهاي اين دوره ي يزد مي توان به ساعقد ، توران پشت ، اشكذر ، بهاباد ، انارك و اردان اشاره كرد . همچنين دژهاي شهرهاي ميبد ، فهرج ، ابرقو ، انار ، هرات و مروست را نيز مي توان نام برد .

شهر « ايساتيس » كه بناي آن را به اسكندر نسبت مي دهند ، در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته است ، ولي اسكندر به نام « كثه » تغيير داد كه در زبان يوناني به معني زندان است و اين جا محل نگهداري و اسارتگاه اسيران جنگي شد . شهر « كثه »در زمان ساسانيان هم آباد و پا بر جا بوده است . شهر يزد در اين دوره داراي سه قسمت كهنه دژ ، شارستان ، بيرون شهر ( ربض ) بوده است .



ب – دوره پس از اسلام :



يزد در زمان عثمان به دست پسرش سعيد فتح شد و دو قبيله از اعراب فاتح در آن اسكان يافتند . تا پايان دوره ي امويان ، شهر يزد به دست اعراب اداره مي شد . اعراب انواع ماليات و خراجي را كه از مردم مي گرفتند به مركز خلافت مي فرستادند . در زمان عباسيان ، محمد زبعي از طرف ابومسلم ، عهده دار حكومت يزد شد و در روزگاران آل بويه تا زمان عضد الدوله ، يزد تابع ايالت پارس بود .

از قرن دوم تا چهارم هجري ، همزمان با احياي دولت هاي ايراني كه باعث شد امنيت و آرامش نسبي در سر زمين ايران ايجاد شود ، نيروهاي توليدي منطقه ي يزد از رشد و اعتلايي مناسب برخوردار شدند و احداث و حفر قنات و نهر آبياري كه منجر به توسعه ي اراضي كشاورزي و باغ ها شد ، رواج يافت .

از يزد در زمان صفاريان ، سامانيان و غزنويان اطلاعات تاريخي اندكي باقي مانده است ، اما در قرن هاي چهارم و پنجم ، شهر يزد به تدريج آباد و بزرگ شد و قلمرو اصلي شهر از حدود شارستان به ربض ها گسترش يافت و نام شهر « كثه » به تمامي ولايات يزد اطلاق شد .

دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل بويه و اتابكان بود . در اين دوره مسجدها ، مدارس ، كتابخانه ها و يك حصار جديد با چهار دروازه بر گرد شارستان يزد احداث شد . بناي مدرسه ي دو منار و آرامگاه علاالدين كالنجار از بناهاي مهم اين زمان هستند كه اولي به نام زندان اسكندر و دومي به نام دروازه ي امام مشهور است . روستاي گرد فرامرز نيز از جمله روستاهايي است كه در اين دوره آباد شد .

اتابكان در سالهاي 536 تا 718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان ، اصفهان و فارس ، به آرامي حكومت كردند . در اين دوره ، يزد در مسير جنوبي جاده ي ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه ي آن ها از نقاطي مانند استر آباد ، گيلان و مرو مي آمد ، توليد مي شد .

دوري از سرحدات استقرار حكومت آل بويه در اصفهان وفارس ، رونق مبادلات و بازرگاني در قرار گرفتن يزد بر سر راه هاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران ، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني اين منطقه را در اين دوره فراهم آورد .

در زمان حمله ي مغول كه با عصر سياهي و شدايد ايراني ها آغاز شد ، نواحي يزد نيز تحت تاثيرات منفي آن قرار گرفت . در پايان قرن هفتم بر اثر سياست هاي مالياتي ايلخاني مغول ، كشاورزي منطقه را به ركود گذاشت و شهرها نيز از بازارهاي اطراف محروم شدند ، ولي يزد به علت موقعيت خاص ارتباطي از نظر بازرگاني همچنان رونق داشت .آل مظفر يكي از قديمي ترين خاندان هاي ناحيه ي يزد بودند .
جغرافیا

استان یزد در مرکز ایران میان عرض­های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه­ی شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و 30 دقیقه­ی شرقی قرار گرفته است.
این استان از شمال و غرب با استان اصفهان، از شمال شرقی با استان خراسان رضوی، از شرق با استان خراسان جنوبی، از جنوب غربی با استان فارس و از جنوب شرقی با استان کرمان همسایه است و به خاطر دور بودن از مرزهای کشور همواره از بحران­ها و فشارهای فرهنگی و نژادی در امان بوده است.

تاریخچه

يزد به مانک پاک و مقدس است و شهر يزد نيز به مفهوم شهر خدا و سرزمين مقدس است.
تاريخ نگاران، ساخت نخستين شهر يزد را از زمان اسکندر مقدونی می‌دانند.
احمد بن حسين بن علی کاتب يزدی، می‌نويسد : «هنگامی که عده‌ای از بزرگان ايران در ری عليه اسکندر مقدونی به مخالفت پرداختند، اسکندر آنان را دستگير کرد و خواست که همراه خود به استخر فارس ببرد، چون به ناحيه‌ی يزد رسيد، زندانيان را درچاهی محبوس کرد و آن محل را کِثَه (به يونانی يعنی زندان) ناميد. پس از اينکه اسکندر يزد را ترک گفت، نگهبانان به کمک زندانيان به آبادانی و عمران يزد همت گماشتند»

برخی از جغرافی نگاران، تاريخ ساخت يزد را به يزدگرد اول، ساسانی نسبت می‌دهند که وجه تسميه­ی يزد در ارتباط با نام وی و واژه­ی «يزش» به مانک ستايش و نيايش در زبان فارسی ميانه است.
پس از پديدار شدن اسلام و گرايش گروهی از مردم يزد به آيين اسلام، نام «دارالعباده» نيز به اين شهر داده شد.

تقسیمات کشوری

استان یزد در حدود 72156 کیلومتر مربع پهنه دارد که تقریبا 4.37 % از پهنه­ی ایران را دربرمی­گیرد.
این استان دارای 10 شهرستان، 14 شهر، 14 بخش و 38 روستا می­باشد.

نام شهرستان­ها

ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - مِیبُد - یزد

نام شهرها

احمدآباد - اشکذر - بهاباد - حمیدیا - خضرآباد - زارچ - شاهدیه - طبس - عشق‌آباد - مروست - مهردشت - ندوشن - نیر - هرات

نام روستاها

اردکان = نصرت آباد - ارجنان بفروئیه - پاگنده - ترک آباد - عقدا - گاپله - میرزا حکیم - هفتادر - خرانق - رنجیره - رکن آباد
بافق = بهاباد - قطروم
تفت = نیر - سخوید - رودبزان - زین آباد - فراشاه - بورق - توران پشت - دره زرشک - ده شیر - مانیچ - شواز
یزد = طرزجان - خورمیز بالا - دره - خورمیز پایین - خویدک - سریزد - فهرج - محمد آباد - مدوار - منشاد - مهرپادین - بغداد آباد - بندر آباد - غر آباد - میمونه - ابراهیم آباد - ندوشن
مهریز = میرک آباد

جمعیت

بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده است که از این تعداد 75.15 % در نقاط شهری و 24.85 % در نقاط روستایی سکونت داشته و 385936 نفر مرد و 364833 نفر زن بوده­اند.

گویش

گویش یزدی : که با گویش زرتشتیان یزد و کرمان یکی است با اندک اختلافاتی در تلفظ.

دیدنی­های تاریخی

کاروانسراها

1. کاروانسراهای تاجرنشین : (این کاروانسراها جزیی از بافت بازار است و یک فضای تجاری به شمار می­آید) کاروانسرای علی آقای شیرازی - کاروانسرای سادات در بازارچه پنجه علی

2. کاروانسراهای درون شهری : (این کاروانسراها در اطراف بازار قرار دارند و بیشتر مورد استفاده­ی ساکنان آبادی­های اطراف قرار می­گرفته­اند) کاروانسرای بافقی ها - کاروانسرای ده بالایی ها - کاروانسرای بندر آبادی ها (بُندَرآبادی­ها) - کاروانسرای مشیر - کاروانسرای امیرچخماق

کاروانسرای ابوالمعلی - کاروانسرای افشار - کاروانسرای بیابانکی ها - کاروانسرای پنجه علی - کاروانسرای سید حیدری - کاروانسرای شیرازی ها - کاروانسرای علی آقا - کاروانسرای فهادان - کاروانسرای لرد تازیان - کاروانسرای والی - کاروانسرای وکیل - کاروانسرای مشیر - کاروانسرای مرزاکور - کاروانسرای پسته - کاروانسرای پشت سید - کاروانسرای تخت استاد - کاروانسرای خواجه - کاروانسرای در سید کاروانسرای دو در - کاروانسرای سادات (کاروانسرای کلاه دوزها) - کاروانسرای شاهزاده - کاروانسرای عرب ها - کاروانسرای کرمانی ها - کاروانسرای کوچه­ی میر قطب - کاروانسرای گلشن - کاروانسرای گودال مصلی - کاروانسرای گودالک - کاروانسرای لب خندق - کاروانسرای محله­ی تل

3. کاروانسراهای میان شهری : کاروانسرای خرگوشی (جاده قدیم یزد - اصفهان) - کاروانسرای خرانق (جاده­ی یزد - خراسان) - کاروانسرای دهشیر (جاده­ی یزد - شیراز) - رباط زین الدین (جاده­ی یزد کرمان) - رباط میبد (جاده قدیم یزد - تهران) - رباط ابوالقاسم رشتی - رباط ساغند - کاروانسرای علی آباد - رباط اول - رباط دوم (رباط شاه نشین) - کاروانسرای حوض جعفر - کاروانسرای اله آباد - رباط شاهزاده - رباط و برج ارجنان - رباط نارستان

محله­های قدیمی

محله­ی سرجمع - محله­ی یعقوبی (یاقوبی) - محله­ی سر دوراه - محله­ی باجوردی - محله­ی میر قطب - محله­ی مصلی - محله­ی امامزاده - محله­ی میدانشاه (بعثت) - محله­ی چهارمنار - محله­ی دومنار - محله­ی شش بادگیری - محله­ی خواجه خضر - محله­ی دارالشفاء - محله­ی لب خندق - محله­ی پنبه کاران (معروف به پنبه گـَـلـُون) - محله­ی امیر چخماق (میر چخماق) - محله­ی قلعه کهنه

خانه­های تاریخی

خانه­ی لاری ها - خانه­ی حاج کاظم رسولیان - خانه­ی عرب ها - خانه­ی ملک التجار - خانه­ی حاج علی اکبر قناد - خانه­ی شیخ هراتی - خانه­ی مشیر - خانه­ی حسینیان - خانه­ی میرزا محمد حسن قزوینی زاده - خانه­ی پوست فروش ها - خانه­ی کلاهدوزها - خانه­ی حاج آقا حسین باغی - خانه­ی بی بی فاطمه تاجر

آب انبارها

یزد = آب انبار سید و صحرا - آب انبار شش بادگیری - آب انبار مسعودی - آب انبار حاج علی اکبری - آب انبار خواجه - آب انبار گلشن - آب انبار رستم - آب انبار گیو - آب انبار کلاهدوزها - آب انبار ملک التجار - آب انبار میرزا شفیع
میبد = آب انبار حسن آباد
تفت = آب انبار جاده ده بالا - آب انبار برالنسویه
رستاق = آب انبار کشتخوان

مدرسه­های تاریخی

مدرسه­ی مارکار - مدرسه­ی ضیائیه (زندان اسکندر) - مدرسه­ی شهاب الدین قاسم طراز - مدرسه­ی خان - مدرسه­ی مصلی - مدرسه­ی امام خمینی - مدرسه­ی ابوالمعالی - مدرسه­ی حسینیه - مدرسه­ی دومنار - مدرسه­ی میدان قیام - مدرسه­ی عبدالرحیم خان (مدرسه­ی نو) - مدرسه­ی کمالیه - مدرسه­ی ملا اسماعیل

میدان­های تاریخی

میدان خان - میدان امیر چخماق (میر چخماق) - میدان وقت و ساعت - میدان قیام (شاه)

قلعه­ها

قلعه­ی نارین قلعه (نارنج قلعه) - قلعه­ی شواز - قلعه­ی خورمیز - قلعه­ی سریزد - قلعه­ی بارجین - قلعه­ی رکن آباد - قلعه­ی ابراهیم آباد - قلعه­ی زارچ - قلعه­ی غرآباد - قلعه­ی خویدک - قلعه­ی کافرقلعه - قلعه­ی فهرج - قلعه­ی ندوشن

باغ­های تاریخی

باغ دولت آباد - باغ خان - باغ مشیر - باغ کلاه فرنگی - باغ مرشد - باغ دکتر اولیاء - باغ محمودیه - باغ سرآسیاب - باغ گلکار - باغ اکرمی - باغ علی نقی خان

بازارهای قدیمی

بازار یزد - بازارچه­ی کوشک نو - بازارچه­ی شاه ابوالقاسم (شهاب الدین طراز) - بازارچه­ی غلامعلی خراسانی - بازارچه­ی هاشم خان - بازارچه­ی پشت باغ - بازارچه­ی محله تل

آسیاب­های قدیمی

آسیاب سنگ سیاه - آسیاب کچلگ - آسیاب ده آباد - آسیاب بیده - آسیاب باغستان - آسیاب امیری و بفروئیه - آسیاب مذوار - آسیاب مهریز - آسیاب تفت - آسیاب اسلامیه - آسیاب فراشاه - آسیاب اشکدز

یخچال­های قدیمی

یخچال ابرکوه - یخچال میبد

بناهای نیایشگاهی



آتشکده­ها

آتش ورهرام (بهرام) یزد - آتشکده­ی در مهر

نیایشگاه­های زرتشتیان

نیایشگاه پیرسبز (چکچکو - پیرسوز) - نیایشگاه بونوپرس - نیایشگاه پیرهریشت - درب مهرنوش - درب مهر دستوران - پیرانگاه سروچم - پیرشاه - ورهرام ایزد - پیر مهرایزد - پیر نارستانه - پیر بانو - پیر نارکی - گاهنبارخانه­ی موبدان

مسجدهای قدیمی

مسجد جامع کبیر یزد - مسجد میرچخماق (امیر چخماق) - مسجد ملا اسماعیل - مسجد اهرستان - مسجد بندرآباد (بُندَرآباد) - مسجد جامع بهاباد - مسجد جامع عقدا - مسجد جامع اردکان - مسجد جامع فیروزآباد - مسجد آمنه گل - مسجد جامع ابرقو - مسجد شاه ولی - مسجد جامع طرزجان - مسجد جامع فهرج - مسجد امام حسن - مسجد بزرگ پشت باغ - مسجد جامع خرانق - مسجد حاجی کامل - مسجد خونزا - مسجد زاویه - مسجد ساباط - مسجد محله گل کاران

آرامگاه­ها و امامزاده­ها

امامزاده ابوجعفر - بقعه­ی سید خلیل - بقعه­ی دوازده امام - بقعه­ی شاه سید رضا - بقعه­ی شیخ احمد فهادان - بقعه­ی شیخ داد - امازاده سید محمد - زیارتگاه خدیجه خاتون (خجه خاتون) - بقعه­ی شیخ داوود - بقعه­ی سید پنهون - بقعه­ی شاه خلیل تفت - مقبره­ی شیخ زین العابدین علی خاموش - امامزاده عبدالله بن موسی بن جعفر - آرامگاه پیر چراغ میبد - آرامگاه شهدای فهرج - امامزاده زید بن موسی الکاظم - امامزاده سید میر حسن - امامزاده شازده فاضل یزد - امامزاده شاهزاده علی - امامزاده عبدالله - امامزاده کشته خانه - بقعه­ی زرندیان - بقعه­ی سادات قل هوالله - بقعه­ی ستی فاطمه یزد

خانقاه­ها

خانقاه شیخ تقی الدین - خانقاه شیخ علی بنیمان - خانقاه سرریک - خانقاه کوشک نو - خانقاه قطریان - خانقاه شیخ محمد - خانقاه مجومرد - خانقاه میبد - خانقاه تفت - خانقاه قهستان - خانقاه ابرقو - خانقاه عقدا - خانقاه شمسیه - خانقاه بندرآباد - خانقاه بیداخوید

تپه­های باستانی

گردشگاه­های طبیعی

دره­ها و جایگاه­های تابستانی (ییلاقی)

منشاد - بنادک سادات (بنافت) - طرزجان - ده بالا (هِدِش) در میان کوه و سانیج - بردستان در پشتکوه

چشمه­ها

تفت = چشمه تامهر
مهریز = غربالبیز

کوه­ها

شیرکوه (4000 متر) - برف خانه طرزجان - چک چک

غارها

ابرکوه = غار چک و علا - غار ابرکوه
هامانه خرانق­ها = غار هامانه
اسلامیه = غار اسلامیه فراشاه - غار باد معصوم
ندوشن = غار نباتی -
عقدا = غار اشکفت
یزد = غار چهارتاقی - غار دره زنجیر - غار ده کفتر
دهج = غار ایوب
مهریز = غار هشتاد

مناطق حفاظت شده

کلمند - بهادران - کوه بافق و آریز

گونه­های جانوری

آهو (غزال ایرانی) - جبیر - هوبره - کل - بز - قوچ - میش - پلنگ - کفتار - روباه - گرگ - خرگوش - کبک - تیهو - باقرقره - زاغ بور - عقاب - لاک پشت - بزمجه - مارهای سمی و افعی - مار جعفری

کویرها

کویر اردکان (سیان کوه) - کویر ابرقو - کویر در انجیر - کویر هرات و مروست - کویر بهشت آباد - کویر بهادران - کویر ساغند - کویر حاجی آباد - کویر زرین آباد

سوغات

باقلوا - قطاب - لوز نارگیل - پشمک - نان برنج - حاج بادام - حاج پسته - حاج گردو - زولبیا - گوشه فیل - انواع شیرینی­های خشک


صنایع دستی

قالیبافی - ترمه بافی - زری بافی - مخمل بافی - دستمال - چادرشب - زیلو بافی - پتو بافی - سفره - جیم بافی - رویه­ی لحاف - شمد - سفال و سرامیک - کاشی سازی

موزه­ها

موزه­ی قصر آیینه - موزه­ی علوم طبیعی یزد - موزه­ی آب


|+| نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
بودجه‌ریزی در ایران باستان

منبع:amordad.net


داریوش نخستین كسی است كه دفتر دولتی خراجگزاری را منتشر كرد.او فهرست خراج همه ایالات را مشخص و منتشر كرد تا همه میزان خراج را بدانند.

می‌گویند آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. یا به بیانی دیگر ملتی كه گذشته خود را نمی‌شناسد، نمی‌تواند آینده‌اش را بسازد.

معلوم نیست ایرانی‌های امروز مصداق این جمله باشند شاید هم گذشته را به خوبی می‌شناسند اما برای اثبات خودشان به گذشته بی‌اعتنا هستند.
در هر صورت چه آن را بشناسیم و بی‌اعتنایی كنیم و چه نشناسیم، در رفتار امروزمان نشانه‌های كاربست تجربه پیشینیان کمتر به چشم می‌خورد.
بی‌توجهی به گذشته در عرصه‌های متفاوت و مختلفی قابل پیگیری است و رفتار اقتصادی دولت و مردم روابط این دو، یكی از بهترین عرصه‌های مشاهده این تغییرات است.
تا پیش از كشف،‌ استخراج و فروش نفت خام، عمده منابع درآمدی دولت از طریق اخذ مالیات تامین می‌شد كه حاصل كار كشاورزان بود. سابقه این تامین بودجه تا ایران باستان و عصر هخامنشی قابل پیگیری است.
پس از اضافه شدن درآمد حاصل از فروش نفت، منبع درآمد دولت رفته‌رفته از مالیات و به تبع آن از مردم جدا شد و دولت در تامین هزینه‌هایش خود را محتاج مردم ندید و سپس طی سال اخیر با مبتلا شدن به بیماری هلندی از فراهم آوردن زیرساخت‌های توسعه هم بازماند.
این نوشته می‌كوشد تا با نگاهی به گذشته برخی نكات مثبت سیاست‌های اقتصادی زمامداران ایران باستان را به تصویر بكشد و تاكید كند كه قصد ندارد شرایط كاملا متفاوت ایران امروز را با آن دوران مقایسه كند، بلكه صرفا به برخی رفتارهای اصلاح‌گرایانه در نظام اقتصادی اشاره دارد.


1. تاریخ‌نگارانی نظیر هرودوت كه از عصر هخامنشیان روایت كردند، اشاراتی به سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها داشتند ولی كمتر وارد جزییات شدند. تنها منبعی كه اطلاعات نسبتا جامعی از اوضاع اقتصادی هخامنشیان ارایه كرده. اثری است به نام «اقتصادها» كه یكی نمایندگان مكتب ارسطو آن را تالیف كرده و به ارسطوی دروغی معروف است. تنها در این كتاب است كه یك تحلیل كلی از نظام اقتصادی هخامنشیان یافت می‌شود.
در عصر هخامنشیان و به ویژه در دوره داریوش اول نظام اقتصادی به گونه‌ای سامان یافته بود كه شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد و در عین حال طبقات مختلف مردم نیز تحت فشار سنگین نبودند.
پیر بریان، ایرانشناس فرانسوی در كتاب امپراتوری هخامنشی می‌نویسد: «علت علاقه نویسنده اقتصادها به شاهنشاهی این است كه به یونانیان امكان تعمق در یك نمونه از تشكیلاتی را می‌داند كه در آن بر خلاف دولتشهرهای یونانی، شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد.
یكی از نكات جالب توجه در عصر هخامنشی تنوع منابع درآمدی دولت است. در اقتصادها به شش منبع اشاره شده كه عبارتند از:

1_ خراج
2_ هدایا
3_ منافع حاصل از اماكن تجاری
4_ مالیات بر زمین
5_ عوارض گله‌داری
6_ مالیات صنعتگری

از میان شش نوع درآمدی كه ارسطوی دروغی آن را به اقتصاد ایالت‌های هخامنشی نسبت می‌دهد «فرآورده‌های خاص زمین در منطقه‌ای معین» است.

او در ادامه تصریحی دارد كه نشان می‌دهد منظور از فرآورده‌های خاص زمین، فرآورده‌های زیرزمینی است: «این گروه را فرآورده‌های خاص زمین تشكیل می‌دهند: اینجا طلا، آنجا نقره، جای دیگر مس یا هر آنچه می‌توان در سرزمین یافت.» لذا هر چند كه منابع حاصل از فروش فرآورده‌های معادن در بخش درآمدهای دولت قرار می‌گرفت اما بخش اصلی آن نبود.
نكته قابل توجه دیگر در تنظیم سیاست‌های اقتصادی عصر داریوش تعیین منبع خراج از سوی حاكم پس از مشورت یا حاكمان ایالات است.
پلوتارك در كتاب اخلاق قطعه‌ای را به این موضوع اختصاص داده است: «شاه پس از تعیین منبع خراج‌های رعایای خود، مصادر امور ایالات را احضار كرد و درباره این خراج‌ها از آنان پرسید مبادا بیش از حد سنگین باشد. چون اینان پاسخ دادند كه خراج‌ها سبك نیستند وی حكم كرد كه هر كدام فقط نیمی از آن را بپردازند.»
داریوش همچنین نخستین كسی است كه دفتر دولتی خراجگزاری را منتشر كرد. او فهرست خراج همه ایالات را مشخص و منتشر كرد تا همه ایالات از میزان خراج اطلاع داشته باشند.

2. تنوع منابع درآمدی در عصر ساسانی هم حفظ شد. فرانتس آیتهایم در كتاب «تاریخ اقتصاد دولت ساسانی» می‌نویسد: درآمدهای مالیاتی یكی از چند منبعی بوده بودجه ساسانیان بدان متكی بود. در جوار درآمد پولی در نهایت اعجاب می‌بینیم كه اقتصاد كالایی نیز نقشی اساسی ایفا می‌كند.
عمده درآمد دولت ساسانی هم از مالیات بود با این تفاوت كه این مالیات پس از قباد اول و انوشیروان سازمان جدیدی یافت.
میزان مالیات ارضی براساس برداشتی از محصول درجه‌بندی شده بود. طبری برای خراج دوره پیش از اصلاح ارضی انوشیروان مقیاس‌های ، ، و محصول را ذكر می‌كند و در حقیقت این نسبت‌ها نه در محدوده تك‌تك مناطق بلكه از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر تغییر می‌كرد.

طبری مبنای این درجه‌بندی را آبگیری و آبادانی هر منطقه ذكر می‌كند. از این جمله تنها می‌توان استنباط كرد كه به زمین‌های مرغوب میزان مالیات بیشتر و به زمین‌های نامرغوب مالیات كمتری تعلق می‌گرفت. بدین سان نحوه مالیات‌گیری بایستی بر مبنای تقسیم عادلانه بار مالیاتی و یك اصل عادلانه اقتصادی پایه‌گذاری شده باشد.
پس از قباد نحوه اخذ مالیات تغییر كرد. اصلاحات مالی كه با مساحی نواحی‌آباد زراعی در زمان قباد اول آغاز شد و در عهد پادشاهی انوشیروان به انجام رسید با این نیت بود كه مالیات‌گیری مستقیم را كه تا آن زمان فقط در كوره‌های وابسته به شهرها ممكن بود در تمامی نقاط دیگر گسترش دهد. این هدف به مدد یك سلسله از شرایط تاریخی خاص در زمان انوشیروان محقق شد.
در دوره انوشیروان علاوه بر مساحی كل كشور، درختان نخل و زیتون نیز شمارش شد.
شیوه مالی خسرو و جانشینانش به ویژه خسرو پرویز مورد توجه خاص اعراب بوده است این تاثیر تا بدان حد بود كه كل نظام مالیاتی دوران امویان و اوایل عباسیان بر شالوده‌ای كه آخرین شاهان ساسانی ریخته بودند استوار بود.
این نظام جدید مالی، نیرویی به انوشیروان بخشید كه تا آن زمان برایش ناشناخته بود و این در سیاست خارجی وی هم تاثیر گذاشت و امپراتوری روم شرقی با تمام وجود قدرت بازیافته همسایه خود را لمس كرد.
علاوه بر اصلاح قانون مالیاتی، انوشیروان در ترقی و توسعه كشاورزی و وسایل آبیاری نیز كه عامل اساسی برای بالا بردن سطح درآمد كشاورز و در نتیجه تامین سهم دولت بود اقدامات قابل توجهی انجام داد. او در ساختن سدها و بندها و سایر وسایل آبیاری قدح‌های وسیعی برداشت.


|+| نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
آسیب شناسی پژوهش های پیرامون حافظ
موضوع: شعر و ادب پارسی

آسیب شناسی پژوهش های پیرامون حافظ

باتوجه به پیشینه طولانی حافظ شناسی درمیهنمان واینکه برشعرحافظ ازاقشار گوناگون جامعه ازادباو فیلسوف ها تا عرفان شناسان ومذهبیون تفسیرنوشته اند اما هنوزابهامات فراوانی وجود دارندکه دلیل اصلی پیدایش آن نیزهمین تفسیرهای نادرست بوده است.عده ای حافظ راتا آسمان هفتم بالابرده اند وازوی یک انسان کامل ساخته اندو درنقطه مقابل عده ای نیز وی را به پست ترین پایین ترین تفکرات وگروهها نسبت داده اند.دراین میان عده ای نیز کوشیده اند حافظ راآنطور که بود-نه کمترونه بیشتر-به مخاطب خود معرفی کنند.درهر حال دراین یکی دوهفته پیش ازآنکه به جایگاه تحلیل وقضاوت برسیم جمعی ازنظرات گروه های مختلف راآورده ام که دوست دارم دیدگاه شمارا نیز دراین باره بدانم.

 

تماشاگه راز-مرتضی مطهری1360:

((دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است.درحقیقت یک کتاب عرفان است.به علاوه جنبه فنی شعر به عبارت دیگر دیوان حافظ عرفان است به علاوه هنر.دیوانی است که ازعرفان سرچشمه گرفته وبه صورت شعربرزبان سراینده جاری گشته است.))

حافظ شیراز-احمدشاملو1354:

((شناخت حافظ ازجهان شناخت علمی نبوده است ومصالح فکری او(وهرانسان اندیشمنددیگری درآن روزگار) نمی توانسته است  درحدی باشدکه باآن بتوان نوعی جهان بینی علمی عرضه کرد.اوهمین قدر نخست احساس کرده است که عقایدجاری منطقی نیست وباعقل سلیم نمی خواند.آنگاه بادقت بیشتری به بررسی آنها پرداخته دراین راه تاآنجاپیش رفته که یکسره معتقدات پیشین خودرا دورافکنده وسرانجام چون برای پرسشهای خودپاسخی قانع کننده نیافته خسته وبی نتیجه درقلمروخوشباشی لنگرفروکشیدو این سرنوشت جبری اوبوده است.))

                                                                                                     :    ازکوچه رندان-دکترعبدالحسین زرین کوب1356

((تصور انکه سیر تفکرحافظ درنهایت کمال خویش به نفی همه چیز حتی دین وعرفان منتهی شده باشدبرای آن عده ازروشنفکران که نفی همه ی ارزشهارا شرط آزادگی می شمارندالبته تصویری دلپذیر است.اماچه بایدکرد که این تصورباآن چه پزوهشگر بی طرف ازبررسی دیوان وتاریخ عصرشاعر بدست می آورد تفاوت بسیاردارد. ... قطع رابطه باعرفان وبادنیای قلب وایمانی که دستخوش تجاوزهای فقیهان حکیمان وحاکمان وقت نیست-درکلام اوهیچ جا به چشم نمی خورد!

سلسله سخنرانیها پیرامون حافظ-عبدالکریم سروش:

حافظ اندیشه اگزیستانسیالیستی ناب وروشن وشجاعانه ای دارد...درمیان عارفان ایرانی-اسلامی حافظ نماینده یک مرحله برجسته وممتازوویژه است.ونماینده کشفی ودریافتی دراین زمینه است که صیددیگران نشده است...نه زاهدی درحدغزالی است ونه عارفی درحد مولوی اوبرآن است که مابه این مهمانی که آمده ایم بایدبیشترین بهره راازآن ببریم.

آماده شنیدن دیدگاه های شمانیز هستم.حسین قلی پور-اوردادشاهین شهر-09139139599


|+| نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
اصفهان : اسپاهان
موضوع: مردم شناسی
اصفهان : اسپاهان


اصفهانیان مردمی آریایی‌نژاد و اصیل هستند .

زبان آنان فارسی وبا لهجه‌های شیرین اصفهانی، نائینی، نطنزی، خوانساری و .... سخن می‌گويند.
ارامنه‌ی شهر اصفهان،ساکن محله‌ی جلفای این شهر می‌باشند.
شاه عباس آنان را ازجلفای آذربایجان به اصفهان کوچ داد. بیشتر ارامنه‌ی این استان در روستاهای فریدن ساکن هستند.

مردمی این استان ذاتا مردمی مقتصد و مال‌اندیش هستند. از نظر هوش و ذکاوت و فعالیت برای زندگی بین مردم ایران شهره‌اند و ... .(1)

شهر زیبا و تاریخی اصفهان در طول سده‌ها ناظر حوادث و وقایع تاریخی ایران بوده و روزگاری پایتخت ایران به شمار می‌رفته و زمانی نیز پایمال غارتگران افغانی شده است .

اصفهان در روزگار قدیم، از دو محل پیوسته بهم با نام جی و یهودیه (اصفهان امروزی) تشکیل می‌شده است .(2)

اصفهان در دوره‌ی هخامشیان گی نامیده شده و پاراتیکا که آن را فریدن می‌دانند از نواحی مشهور و آبادان این منطقه بوده است.
اصفهان در دوران اشکانیان، قلمروی یکی از شاهان جزء بود. در دوره‌ی ساسانیان محل سکونت گروه هفت خانواده‌ی بزرگ ایرانی بوده و جزء حکمرانی آنان محسوب می‌شده است.
اصفهان در زمان خلافت عمر رضی ا... عنه به تصرف اعراب درآمد و تاحدود 300 سال حکامی از سوی خلفا در آنجا فرمان‌روایی می‌کردند. در این مدت ،شهر اصفهان به دو محله‌ی مسلمان نشین به نام شهرستانه و یهودیه تقسیم شده بود و میان دو محله دیواری کشیده بودند،ولی رکن الدوله‌ی دیلمی، هر دو محله را یکی کرد.
اصفهان در دوران آل‌بویه و سلجوقیان،پایتخت بود . پس از سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر این دوره دست‌‌خوش قتل و غارت و خرابی شد.

اصفهان در زمان مغول و حمله‌ی تیمور لنگ ،خسارت‌های زیاد دید. امیر تیمور گورگانی از هفتاد هزار سر بریده‌ی مردم این شهر، مناره‌‌ای بر پا کرد و به گفته‌ی نويسنده‌ی کتاب حبیب السیر،در اصفهان جز زنده رود، کسی زنده نماند .
در سال 1000 ه.ق پایتخت صفویه از قزوین به اصفهان منتقل شد. در زمان سلطنت شاه عباس صفوی (1038-996 ه.ق) جمعیت اصفهان به حدود یک میلیون نفر رسیده بود و از آبادترین شهرهای ایران به شمار می‌‌رفت .
در اواخر دوران صفویه، افغان‌ها این شهر را ویران ساخته و چنان کشتاری کردند که زاینده رود از اجساد کشتگان پر شد. از دوره افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است،ولی در زمان قاجاریه به همت مردان خیر چند بنای قابل توجه احداث گردید.(3)

مورخان قدیم،بنای اصفهان را به تهمورس دیوبند سومین شاه از سلسله‌ی پیشدادیان نسبت داده‌اند، از جمله صاحب نسب‌نامه که در ابتدای حکومت سلجوقیان می‌زیسته و رساله‌ای در انساب ملوک پارس نوشته است، در این مورد،می‌گوید:

" تهمورس ابتدا دو بنا و آبادی در این محل نزدیک به یکدیگر طرح کرده و بساخت و نام یکی را سارویه و دیگری را مهرین نهاد و به مرور زمان جمعیت و آبادی آن‌جا زیاد شده به یکدیگر پیوست و شهری معتبر گردید ".

از داستانهای مشهور ، ظهور کاوه‌ی آهنگر از اهالی فریدن اصفهان و قیام او بر علیه ضحاک ستمگر است که به ستم و بیداد او خاتمه داد و فریدون فرشته‌ی سیرت را به جای او به شاهی نشانده است. پس از پیروزی فریدون شاه و کفایت کاوه و شجاعت یارانش که از اهالی اصفهان بودند،گفت:

"این شهر اسپاهان است، یعنی این شهر محل و جای سپاه است و اهالی آن همه سپاهی،شجاع ،دلیرو جنگی هستند و آن روز به بعد نام این شهر اسپاهان و اسپهان گفته شدو پس از استیلای اعراب و،به آن اصفاهان و اصفهان جاگزین نام اسپاهان گردید".

بطوری که شهرت دارد کاوه در ازای خدمتی که به کشور و شاه خود کرده بود، تا پايان زندگانی حکومت اصفهان منصوب شدو به عدل و داد کوشید ودر زمان فریدون در گذشت و فرزند او قارن به سپه‌سالاری و حکومت اصفهان انتخاب شد.(4)


***********************

1: هنرفر،دکتر لطف ا..،همان کتاب،برگ51،52 .
2:کتاب پهلوی ، برگ 363-362.
3:دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها. همان کتاب،برگ 308.
4: هنرفر،دکتر لطف ا..،همان کتاب،برگ26،25

|+| نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
هندسه (هندازش) در ایران باستان.

منبع:amordad.net


هندسه که به معنی هندازش یا اندازه است به معنای دانش مرتبط با تعیین اندازه هاست . اما مفهومی معمولی که از واژه هندوسه در علم و فن و نیز در تاریخ علم در ذهن متبادر می شود عبارت است از دانش آگاهی از ویژگیهای خطها، شکلها، سطحها و حجمها است.
دیرنگی دانش هندازش (هندسه) در ایران به چند هزار سال پیش از میلاد می رسد و مدارک یافت شده نشانگر آن است که هندسه از قدیم به صورت دانشی ناب و نیز علمی کاربردی و علمی وجود داشته است .
بسیاری از مورخین پژوهشها را به دانشمندان یونانی منسوب کرده اند و در بررسی هندسه در ایران دوره اسلامی فقط چنین می افزایند که شاخه ای از هندسه علم مثلثات از ایران دوره ی اسلامی ریشه و نیرو گرفته است.

فیثاغورث که او را از بانیان علم هندسه دانسته اند و قضیه ای به همین نام بدو نسبت گشته از جمله یونانی بود که به شرق سفر کرده و از معارف شرق کهن بهر برده است .
الهام وی از ویژگیهای مثلث ها و دستیابی اش به مفهومی مجرد از رابطه میان ضلعهای مثلث قائم الزاویه یکی از ره آوردهای وی از سفرهایش به شوش بشمار می آمد. واما باید دید که سنت های علمی شرق در این زمینه چه بوده است . نیازهای مرتبط با زندگی اجتماعی در شرق باستان سهم عمده ای در تکامل دانش های ریاضی و هندسه داشت.

سومریان و بعد از آنها بابلیان و همزمان با هر دوی آنها ریاضی دانان و کاتبان معابد شوش ،به قواعد مربوط به تعیین سطح زمینهای مزروعی و تودههای سنگ و آجر و حجم خاکبرداریهای کانالها دست یافته بودند. در لوحه های گوناگونی که از این سرزمین ها بدست آمده مسایل گوناگون هندسی با روش های عددی و هندسی حل شده است.
در حدود سال 1800 پیش از میلاد شوشیها و بابلیان افزون بر داشتن قواعدی برای محاسبه سطح و حجم اجسام به روابط نو هندسی در این باره دست یافته بودند. مثلا این ریاضی دانان می دانسته اند که در مستطیل های به اندازه های 3و4 و یا در مستطیل های به اندازه 6و8 مربع قطر مستطیل برابر با مجموع مربعات دو ضلع آن می باشد.

مانند هایی عملی وجود دارد که در آنها این دانش بکار رفته در روی لوحه های گلین حک شده است . این قاعده چنانکه می دانیم،به وسیله ی فیثاغورث و با الهام وی از دانشهای شرقی کاملتر شد و به صورت قضیه ای کلی با عنوان قضیه ی فیثاغورث بیان گشت.

به موجب قضیه ی فیثاغورث،در هر مثلث قائم الزاویه مجموع مربعات دو ضلع مجاور وتر برابر با مربع وتر مثلث می باشد.

با اندکی محاسبه در میابیم که مثلث با ضلع های 3و4و5 نیز مثلثی به اضلاع 6و8و10 مثلثهایی قائم الزاویه را تشکیل می دهند(که نیم یک مستطیل بشمار می آیند) و نیز می بینیم که بنابر قضیه فیثاغورث رابطه3²+4²=5² ) ) ونیز ( 6²+8²=10² ) میان آن اعداد برقرار است .
شوشیها و بابلیان بدون نوشتن رابطه ی فیثاغورث به گونه ای عددی با مقادیر 5 و10 به عنوان قطر مستطیلهای مربوطه دست یافته بودند.(امروزه نیز در ایران معماران و سازندگان که کوچکترین آگاهی ای از قضیه فیثاغورث ندارند همانند نیاکان هزاران سال پیش خود گوشه های قائم را با اندازه گیری های 3و4 متری و پدیدآوردن قطر 5 متری می سنجند و می سازند. )

لوح های یافت شده در شوش همچنین نشان می دهد که از حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح هندسه دانان شوشی به ویژگی دایره و چند ضلعیهای منتظم محاط در آنها و چگونگی رسم کردن این شکلها آگاهی داشتند.

یکی از مسایل اصلی که ریاضی دانان یادشده در عمل با آن روبرو بودند تعیین مساحت و محیط دایره بود. هندسه دانان بابلی و شوشی با تعیین مساحت چند ضلعی های محاط و افزودن اضلاع آن ها به مساحت دایره مورد نظر خویش می رسیدند. در ضمن چنین ملاحضاتی بود که نخستین محاسبه های مربوط به تعیین مقدار پی (л) بکار می بردند اما ریاضی دانان شوشی (چنانکه از لوح های یافت شده بر می آید)به دقتی بیشتر دست یافته بوده اند.

این لوحه ها همراه با شمار زیادی سند دیگر بوسیله ی هیئت باستانشناسی فرانسوی در ایران بدست آمده و در گزارش های آنان درج گشته است با مأخذ زیر :

Mission Arché ologique Francaise in Iran ,1961,vol .XXXIV))

کتابنامه: تاریخ علم در ایران .ج 2 .دکتر مهدی فرشاد.


|+| نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

امکانی برای تارنگارگران (وبلاگ نویسان) میهن دوست

 

دوستان تارنگارگر می توانند با گزاردن این کد در تارنگارشان با هر بار بازگشایی تارنگار یک برابر واژه ی پارسی برای واژگان بیگانه را به بینندگان بیاموزند (بن‌مایه اینجا):



همچنین با افزودن این کد همان برابر واژه بگونه ی متحرک نمایش داده می شود:

با تغییر عدد ۳ در این کد سرعت حرکت نوشته تغییر می کند. نمونه ی این کد را در سرای دانای توس (پایین سمت راست ) می بینید. پاینده باد ایران و زبان پارسی.(در پیوندها)


|+| نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ