بزرگترین کم کاری نسبت به جوانان نادیده گرفتن شعور وحق انتخاب آنهاست
نامه ای سرگشاده به شیخ ناصر نقویان:
ناصر نقویان که یکی از واعظین این حکومت است روز پنجشنبه 28/6/1387مصاحبه ای با شماره 4030روزنامه ایران-ارگان رسمی خبری دولت-انجام داده که مضمون آن وهمچنین پاسخ وی به آخرین سوال مطروحه بنده را برآن داشت که نکاتی را خدمت ایشان یادآور شوم چراکه خودشان در زیباترین کلام این مصاحبه گفته اند انسان نسبت به چیزی که جهل دارد از آن گریزان است-البته از قول علی(ع)-.
درپایان مصاحبه ازوی خواسته اند توصیه ای به کسانی که به پوچی رسیده اند بکنند واو پاسخ میدهد:می گویم به جای خواندن فروغ وشاملوو صادق هدایت-بروند مولوی وسعدی و حافظ ومقداری هم!!سهراب بخوانند.چند نکته قابل عرض:
1-شخصا از اینکه ایشان نظرشان را بابت این شخصیت ها صریح وبی پروا ابراز کرده اند اصلا ناراحت نیستم واین را از حقوق هر فرد میدانم چرا که مانند همفکران ایشان در راس حکومت نمی اندیشم که تنها می توانند نظر خودی را تحمل کنند ویک روز سروش را تکفیر میکنند و یک روز محسن نامجو را مرتد میدانندو...تنها برای اینکه این افراد نظرشان را پیرامون حوزه تخصصی شان ابراز کرده اند...و به این نیز کاری ندارم که تخصص این شیخ ادبیات و به ویژه ادبیات معاصر راهم دربر می گیرد یانه زیرا تنها به عنوان یک شهروند ایران میتوان برایشان حق نظردادن قائل بود.
2.الا ای شیخ ارجمند! معیار شما برای سنجش افکار انسانها چیست که خواندن آثار بزرگان ادب معاصر را باعث پوچ گرایی میدانید؟ شاملویی که حتی دولتی ترین ادبای کشور بر نقش مثبت بی چون و چرای وی بر ادبیات معاصر واقفند چنان که محمد علی معلم در یک برنامه تلویزیونی از وی به عنوان شاعری بزرگ یاد میکند و چندین و چند کتاب در توضیح هنر وی نوشته شده است.از شبانه های وی پوچ گرایی را کشف کردید یا از درآستانه وبیابان و.. او؟شاید هم به این دلیل پوچ گراست که علاوه بر پژوهش در ادبیات کلاسیک ایران-که البته در برخی موارد قضاوت های نادرستی پیرامون آن دارد –در ادبیات سرزمین هایی پژوهش کرده که به قول شما سکس از در ودیوار آن می ریزد و حتما ادیسون هم درحال سکس!!برق را کشف کرده و نیوتون وگراهام بل و بقیه نیز.ما درحال خداشناسی هستیم وهمه ی دنیا درحال کیف وحال و لهو ولعب و دراین حالات دنیایی به کشف های بزرگ میرسند!!
آه ای یقین گمشده! ای ماهی گریز! دربرکه های آینه لغزیده توبه تو
من آبگیر صافی ام اینک به سحر عشق ازبرکه های آینه راهی به من بجو الف-بامداد
3.صادق هدایت را چقدر می شناسید؟ درباره ی او چقدر خوانده اید؟ازچه کسانی پیرامون او پرسیده اید؟ عروسک پشت پرده او را بخوانم-آبجی خانم اورا بخوانم-بوف کور اورا بخوانم-سگ ولگرد اورا بخوانم-مسخ کافکا را با ترجمه ی او بخوانم و بگویم هدایت پوچ گراست!!
4.کاش منظور خود از پوچ گرایی این افراد را روشنتر میگفتید.یا حداقل میگفتید که این افراد در کنار نکات مثبت ارزنده شان نکات منفی هم دارند چنان که من وشما هم داریم و فتوای هیچ و پوچی اینان را صادر نمی کردید. شاید امثال من هم تندروی های فروغ را در مباحث زنان نپسندم اما یاد گرفته ام هیچوقت صورت مسئله را حذف نکنم بلکه به کنکاش ایرادات وپاسخها بپردازم.سخن شما سوق دادن جوانان به وادی پذیرش بی چون و چرای یک دیدگاه است.
5.افسوس که شما حافظ و سعدی و مولانا را نیز نشناخته اید!! شاید حافظ را با گلشن رازوعرفان حافظ مطهری شناخته اید و همان عبارات بی ارزش وی را-ازلحاظ ادبی و تاریخی-به خورد جوانان ایران زمین می دهید که با مطالعه ی پیش پا افتاده ترین آثار حافظ شناسی هم نظری مردود است.گویا هنوز ازحافظ نخوانده اید:جهان و کار جهان هیچ در هیچ است- هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق.ه شاید در آن صورت حافظ را هم به جمع سه نفره پیشین می افزودید وشعر اورا نیز مایه پوچ گرایی می گماشتید مولانا را نیز خوب نشناخته اید که اولین و مهمترین درسش تساهل و تسامح است اینکه افراد را به واسطه افکار وعقایدشان طرد نکنیم و با نشستن با عارف و عامی مسلمان و یهودی و... به غواصی در دریای حقیقت بپردازیم.با ابیاتی از حافظ که شما دوستش داری و من این ابیاتش را دوست تر میدارم سخن را به پایان می برم باشد که از آن چه نمی شناسیم نگریزیم:
ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه
آیین تقوی مانیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه
من رند وعاشق وانگاه توبه استغفرالله استغفرالله
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه





|
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 |
نوشته شده توسط معین