زندگی
زندگی مثل دستکش است .باور کنید زندگی مثل دستکش است . اگر باور نمیکنید زندگی مثل دستکش است من برای شما مثالی می آورمتا قبول کنید زندگی مثل دستکش است.
دوست دارم که از نوجوانی بسیار تمییز و پاکیزه بود و تا حد وسواس نظافت را رعایت میکرد .او سه روزی سه بار حمام می کرد و لباس هایش را از سر تا پا و از درون تا بیرون عوض می کردهر روز ده تا دوازده بار دستهایش رابا آب و صابون میشست . به طوری که همیشه از نظافت برق می زد. آن روز به دیدنم امد از دیدار او از تعجب نتوانستم کنم چون دستکش های سفیدی به دست کرده بود ، که لکه های تیره الودگی های فراوانش انسان را دچار حیرت می کرد.
بی اختیار گفتم این چه وضع است. جواب داد : (( باور کن از صبح تا حال سه بار دستکشهایم را عوض کردم اما باز کثیف و الوده است)).
آنگاه با تاثر و تاسف برایم تعریف کرد از بس دستهایش را می شست ، پوست دستهایش دچار حساسیت شده بود ف تا جایی که پزشک مخصوص به او توصیه کرده که از جنس رنگ پارچه ای که دستهایش به آن حساسیت ندارد دستکش هایی تهیه کند و همیشه به دست کند .
گفتم این درست است اما چرا دستکشهایت این قدر کثیف است ؟ آن هم تو که همیشه از نظافت نمونه بودی ؟ نکاه تاسف باری به من کرد در حالی که دستکش هایش را از دست خارج می کرد ، داخل انها را به من نشان داد و گفت ((نگاه کن داخل دستکشها که فقط با خودم تماس دارند ، سفید وتمییز است اما قسمت های بیرونی ان به سبب محیط زیست آلوده و تماس با دیگران این چنین کثیف شده است)) .
او در حالی که با من حرف می زد درون . بیرون دستکشها را به من نشان میداد ومن به فکر زندگی خودم افتادم که در الودگی ان خودم تقصیر کمی داشتم و بیشترش به وسیله محیط الوده و افراد ناباب دیگر به این صورت در امده است..........
حالا قبول می کنید زندگی مثل دستکش است!
آریو برزن
گرفته شده از ماه نامه ی فرهنگی ، سیاسی ، اجتکماعی و ادبی فردوسی





|
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388 |
نوشته شده توسط معین