چك از دستاوردهاي بانكداري است و قديميترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان ميرسد.
تهران _ ميراث خبرگروه فرهنگ: چك از دستاوردهاي بانكداري است و قديميترين شواهدي كه از چك و بانكداري در دست است، به دوره هخامنشيان ميرسد.
سردار هخامنشي در حال رفتن به بانک جهت واريز گوسفند به حساب
به گفته دكتر «بيان شيريني»، تاريخنگار، بانكداري در دوره پيش از اسلام، به خصوص دوره ساساني اهميت زيادي داشته است. مراكزي همچون بانكهاي امروزي وجود داشتهاند و در آنها كارهاي بانكي از قبيل قرضه، برات، چك و ... صورت ميگرفته است. در اين بانکها شمارش اسکناس با دستگاههاي اسکناس شمار صورت ميگرفت. همچنين ماليات و خراج نيز از طريق واريز سکه هاي طلا به حسابهاي دولت هخامنشي پرداخت ميشد. بدليل اينکه در دوران هخامنشي هيچگونه دروغ گويي و جعل اسناد مخالف تعليمات زردشت بود و اصولا مفاهيم تعريف نشده اي بودند هيچگونه رسيدي از بابت پرداخت مبالغ صادر نميشد و دقيقا به همين دليل در کاوشهاي باستاني هيچگونه رسيدي پيدا نشده است. البته برخي از محققان معتقد هستند که صدور رسيد در بانکهاي هخامنشي مرسوم بوده است ولي در جريان حمله اعراب و خاکبرداري 10 متري از سراسر ايران اين آثار منهدم شده اند. قديميترين شكل بانكداري را در بينالنهرين در دوره هخامنشيان سراغ داريم كه عمده ترين مركز سكونت يهوديان بود و در آنجا يهوديان عهدهدار امور بانكداري بودند. مداركي هم از اين ناحيه به دست آمده كه كاملا حكم چك دارد. تصوري از چکهاي مذکور در شکل زير نشان داده شده است
در اين چک فرمانرواي مصر که يکي از خراجگزاران هخامنشيان بودند ماليات خود را با اين چک پرداخت نموده است. كلمه «بانك» هم در آن زمان مصطلح بود و لغت «چك» نيز از همان زمان متداول شده كه تا امروز باقي مانده است. در نوشتههاي دوره ساساني به زبان پهلوي لغت چك را داريم و همين واژه از ايران به زبانهاي ديگر جهان راه يافته است. مسلما چك در طول تاريخ روندي داشته است اما سير روند آن را نميدانيم. فقط مي توان گفت که هر چه بوده از ايران شروع شده است. لازم به ذکر است که صدور چک بي محل در دوران ايران قبل از اسلام به دليل تعليمات روحاني زردشت ممکن نبود و تاريخ حتي يک مورد صدور چک بي محل توسط هخامنشيان سراغ ندارد. تنها پس از حمله اعراب بود که صدور چک بي محل مرسوم شد. محققان بر اين باورند که اگر اعراب به ايران حمله نميکردند اکنون بشريت و در راس آنها ايرانيان مشکلي با نام صدور چک بي محل نداشتند.
از ديگر امور مهم بانكي، برات است. برات چيست و از چه زماني در ايران متداول شد؟ دكتر بيان شيريني كه تخصص وي بيشتر تاريخ دوره مغول است، توضيح ميدهد كه برات همان حواله است. در دوره مغول، از مركز يا از مراكز ايالات «برات» مينوشتند و آن را به دست ماموراني ميدادند. مسلما اين رسم نيز از دوران هخامنشيان مانده بوده است و در حمله اعراب از بين رفته است. اين ماموران با در دست داشتن حواله مورد نظر موظف ميشدند باج يا عوارض يا وجه نقدي يا جنسي از كسي يا سازماني يا جايي بگيرند. به اين حواله برات ميگفتند. برات همچون موارد ديگر در دوره مغول روند خطرناكي پيدا كرد. هر دولتمدار يا محصل مالياتي ميتوانست برات بنويسد. به اين ترتيب، يك نفر ممكن بود از يك دايره يا شخص به خصوص چندين برات دريافت كند و موظف شود مطالبات مختلف جنسي يا نقدي اين براتها را پاسخگو باشد. توجه داشته باشيد که اين روند خطرناک در دوران پيش از اسلام وجود نداشت و اين مشکل پس از حمله اعراب و مغولها بوجود آمده بود. زيرا گفتار نيک مانع از ايجاد اين مشکلات در دوران ايران پيش از اسلام ميشد. اين مساله مثل موارد ديگر موجب اغتشاش شد تا سرانجام با اصلاحات غازانخان يا به عبارتي اصلاحات خواجه رشيدالدين فضلالله مسائل مربوط به برات را سامان داد. دكتر شيريني معتقد است اين اصلاحات را در واقع بايد اصلاحات خواجه ناميد. زيرا غازان خان ايراني نبود و بالطبع نميتوانست اصلاحاتي را انجام دهد. خواجه رشيدالدين فضلالله كه از زمان گيخاتو ارج و قربي بلندپايه نزد شاه يافته بود و اين ارج و قرب براي وزيران ايراني يکي از اشتباهات مغولها بود و خود شاهان ايراني از اين اشتباهات نميکردند، در زمان سلطنت غازانخان تصدي كارهاي خطير را عهدهدار شد و سرانجام به مقام وزارت رسيد. وي كه در علم و ادب و ملكداري سرآمد بود، در زمان صدارت اصلاحاتي را تنظيم كرد كه بسيار مهم بود اما به نام سلطان وقت به اصلاحات غازاني معروف شد. سلطان وقت هم بيغ بود که وزيرش اصلاحات ميکرد. يكي از اين اصلاحات كه در امر اجتماع و اقتصاد تاثير فراواني داشت، محدود كردن استفاده از برات بود. وي استفاده از برات را قانونمند كرد و مشخص كرد كه كدام سازمانهاي دولتي يا مالياتي اجازه صدور آن را دارند. مجازاتهاي خيلي سختي را هم براي تخلف از اين امر در نظر گرفتند. اگر كسي غير از افرادي كه مجوز داشتند ، برات صادر ميكرد، به مرگ محكوم مي شد. مامور مالياتي ( بيتكچي؛ متاسفانه اين کلمه ترکي است ولي به احتمال قريب به يقين از زبان پارسي به ترکي وارد شده است و احتمالا معني اوليه اش "بيتا" بوده است. نشان به آن نشان که اين مامورين بسيار زيبا هم بودند ) هم كه برات غير مجاز را نوشته بود، به قطع دست محكوم ميشد. اين مجازاتها واقعا هم اتفاق افتاده است و به گفته دكتر شيريني، تمام اين موارد در «جامع التواريخ» اثر بسيار مهم خواجه رشيدالدين فضلالله همداني در تاريخ مغول، ضبط است. پس از اين اصلاحات، برات به معني واقعي كلمه به كار رفت و محصلان مالياتي يا ديوان استيصاء يا هر جاي ديگر در مواقع جنگ يا صلح برات مينوشتند و ميفرستادند و كسي كه برات را دريافت ميكرد بايد موارد خواسته شده را ميفرستاد. رواج پول كاغذي و برات و چك و شركتهاي تجاري مشابه با شركت هاي مضاربهاي در دوره مغول نشان ميدهد اين دوره از دورههاي رونق بازرگاني در طول تاريخ بوده است. و همه اين کشفيات بدليل وزراي ايراني مغولها بود نه خود مغولها؛ مغولها که هر را از بر تشخيص نميدادند. در اين دوره، جاده مهم ابريشم كه چين را به اروپا متصل ميكرد و بسياري جنگها بر سر اين جاده شد، براي نخستين بار تحت يك حكومت واحد درآمد (البته سواي دوره هخامنشيان؛ که کل چين و اروپا هم تحت حکومتشان بود). به دنبال آن، دادوستدهاي اقتصادي از راه اين جاده صورت گرفت كه بسيار براي مغولان اهميت داشت. همچنين مراودات فرهنگي بسياري از اين مسير انجام شد كه همه اين عوامل در پيشبرد اقتصاد و فرهنگ موثر بود. البته مغولها از فرهنگ چيزي نميدانستند و وزراي ايرانيشان اينها را به آنها ياد داده بودند.
يکي از ديگر از خدمات بانکي؛ پست بانک ميباشد. پست بانک نيز در دوران هخامنشيان معمول و کاملا مرسوم و جزو امورات روزانه ايرانيان بود. در آن دوران به پيک هاي پست "چاپار" گفته ميشد. اين کلمه نيز متاسفانه ترکي ميباشد ولي به ظن قريب به يقين از زبان پارسي به ترکي وارد شده است و ترکها با گرفتن اين کلمه ساير مشتقات آن از قبيل "چاپماخ" "چاپاجاخ""چاپديرماخ"... را استخراج نموده اند. محفقان بر اين باورند که در عهد هخامنشيان تمامي ملتهاي دنيا منتظر اختراع کلمات توسط ايرانيان بودند و رقابت سختي بين ترکها و عربها و عبري ها و روسها و بلغارها و رومها و... براي تصاحب کلمات ساخته شده توسط ايرانيان وجود داشت.





|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 |
نوشته شده توسط معین