تبليغاتX
اورداد

avardad

معین

avardad

http://avardad.blogfa.com

اورداد

اورداد

اورداد

ما ایرانیان هویت خود را گم کرده ایم و نمی دانیم که ایم و از کجا آمده ایم همه از توهم یک تمدن بزرگ سخن می گویند ولی چه کسی حقیقت را می داند.
همه چهان چشم تمع به سرزمین مادریمان دوخته اند و با دنیایی خود بیگانگی دست روی دست نظاره گریم.
اَوَرداد آمده است تا این از خود بیگانگی ها را از میان بردارد و ایران و ایرانی واقعی را نمایان سازد.
بدیهی است این کوشش با کمک های شما به ثمر خواهد رسید.

(اَوَرداد (به فتح دو حرف اول) به معنی اضافه یا کار اضافه کردن است و در ادبیات کهن 366روز سال را اَوَرداد گویند.)

گروه اورداد پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

اورداد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اورداد
پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

لينکستان


لينک دوستان


تبليغات


آمار و امکانات

تبليغات
محل تبليغ شما

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
موضوع: مردم شناسی
تاريخچه امامزاده هاي ايران
اگر چه اين مطلب به صور و اشکال مختلفه در کتب داستانها و امثله مندرج است و حتي نظاير آن در عصر حاضر کم و بيش در گوشه و کنار ايران رخ مي دهد (نگارنده اين کتاب خود شاهد و ناظر بود که قريب سي و پنجسال پيش قبل جمعيت کثيري از مردم آمل و روستاهاي اطراف مثل سيل خروشان يک روز صبح به سوي امامزاده اي در چند کيلومتري شمال شهر آمل به نام يوسف رضا روي آوردند تا امام هشتم "امام رضا (ع)" را که شب قبل به آنجا آمده مهمان يوسف رضا بود زيارت کنند!).

پس از آنکه ايرانيان به شرف ديانت اسلام مشرف شدند نسبت به سلاله پيغمبر (ص) و آل علي (ع) علاقه و ارادت خاصي پيدا کردند. عشق و علاقه ايرانيان، قطع نظر از جنبه ديانت و اعتقاد مذهبي، مبتني بر دو اصل و دو علت ديگر نيز بود. که يکي موضوع مظلوميت آل علي (ع) و غصب حق مسلم آنها از طرف خاندان بني اميه و بني عباس بوده است، و ديگري موضوع قرابت و همبستگي از لحاظ شهربانو دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني که وي را همسر حسين بن علي (ع) و مادر امام سجاد مي دانند (دکتر شريعتي ازدواج حسين بن علي (ع) با شهربانو را قوياً تکذيب مي کند - ر.ک. تشيع علوي و تشيع صفوي، ص 113).

به همين جهات و علل هر جا که فردي از اعقاب ائمه هدي (ع) بدرود زندگي مي گفت، قبرش مزار شيعيان مي شد و بر بالاي مدفنش بقعه و بارگاه مجللي بر پا مي کردند. 

چون حکومت و فرمانروايي به ايلخانان مغول رسيد، به گفته خواجه رشيدالدين فضل الله، غازان خان به دوازده امام و سادات علوي تعلق خاطر پيدا کرده بود.

شادروان عباس اقبال آشتياني در کتاب نفيس تاريخ مغول، در رابطه با احترام غازان به سادات علوي و اهل علم چنين مي نويسد: «به اندازه اي در احترام به مقام منتسبين به خاندان رسول و اهل علم کوشيد، که در عهد او عمال ديواني در فرمانهاي دولتي گاهي اسامي سادات را بر اسم ايلخان و شاهزادگان مقدم مي نوشتند.» چون سلطان محمد اولجايتو به مذهب تشيع تعلق خاطر پيدا کرد و از اولجايتو به خدابنده تغيير نام داد، قدر و مقام سادات هاشمي بيشتر از پيشتر قرب و منزلت پيدا کرد. سلطان محمد سکه به نام دوازده امام زد و مقابر آنان ملجأ و پناهگاه مغولهاي تازه مسلمان گرديد. از طرف ديگر: «فرمود که داغي بساختند و نام ابوبکر بر سر داغ نقش کردند و موالي سنت و جماعت را فرمود که داغ بر پيشاني نهادند.» و همچنين تا آن اندازه به سادات اعتقاد و ايمان پيدا کرده بود که: «کاسه آش را به دست مي گرفت تا قبلاً سيدي بياشامد.»

اگر موضوع تعصب و علاقه آنان به همين جا ختم مي شد جاي بحث و تأمل نبود ولي متأسفانه کار به جايي کشيد که مي گويند از طرف يکي از حکمرانان مغول فرمان صادر شد که به جز مقابر پزشکان و بقاع سادات علوي که دسته اول طبيب جسم و طبقه دوم شفادهنده دل و جان هستند، ساير بقاع و مقابر را با خاک يکسان کنند، زيرا به زعم و عقيده آنها تنها اين دو دسته هستند که با نقش خود بر دلها حکومت مي کنند و مقابر آنان را ميتوان مزار و ملجأ قرار داد. بديهي است اگر اين فرمان اجرا مي شد مقابر کليه فضلا و دانشمندان و مفاخر علمي و ادبي ايران که از آن دو دسته خارج بوده اند، ويران مي گرديد و از مدفن آنها اثري باقي نمي ماند. کما اينکه امروز نيز به همان درد مبتلا هستيم و مقابر غالب بزرگان ما معلوم و مکشوف نيست. 

ايرانيان زيرک و هوشمند که تاب تحمل چنين مصيبتي را نداشتند و هرگز حاضر نبودند که مقابر فضلا و دانشمندان را در مقابل ديدگانشان ويران کنند؛ در مقام چاره و علاج برآمدند و مآلاً به اين نتيجه رسيدند که چون مغولان نسبت به سادات علوي بيش از حد و اندازه علاقه و ايمان دارند، مصلحت زمان در اين است که به منظور اغفال حکام مغول و جلوگيري از نهيب و خرابي، موقتاً براي مفاخر متوفاي خود، شجره نامه هاي مجهول درست کنند و با انتساب آنها به يکي از ائمه طاهرين (ع) و با توجه به اسم کوچکشان آنها را في المثل امامزاده محمد يا امامزاده قاسم يا امامزاده عبدالله و جز اينها بنامند تا اگر روزي دست روزگار بر قدرت مـطـلـقـه عمال و حکام مغول قلم بـطـلان کـشـيـد، شـجـره نامه هاي اصلي و واقعي بزرگان خويش را بر سر جايشان گذارند و شجره نامه هاي مجعول را از روي مقابر امامزاده هاي مصلحتي بردارند. ولي با نهايت تأسف طول مدت حکومت مغولان مجال تحقق چنين آرزويي را نداد و آن دسته از ايرانياني که به حقيقت مطلب واقف بودند همگي مردند و اسامي و انساب واقعي اين امامزاده هاي مصلحتي در دل خاک مدفون گرديد. خاصه اينکه امير تيمور گورکاني و اعقابش هم که بعد از ايلغار مغولان بر سر ايرانيان فرود آمده اند نسبت به سادات علوي علاقه و احترام خاصي مبذول مي داشتند، چنان که امير تيمور پس از فتح يکي از قلاع هندوستان فرمان داد: «گبران را از مسلمانان جدا کرده به تيغ جهاد بگذرانيد و خانمان موحد و مشرک عرصه تاراج گشت الا اموال سادات که از آسيب مصون و محروس ماند.» و همچنين چون شهر آمل در طبرستان گشوده شد و قلعه ماهانه سر هم به تصرف درآمد، امير تيمور گورکاني: «اشارت کردند که قتل عام بکنند مگر سادات را نکشيد. ديگر هر چه که را يابند محابا نباشد». 

غرض از تمهيد مقدمه بالا اين است که غالب امامزاده هاي فعلي در ايران مزار بزرگان و دانشمندان ايراني است و بر هر ايراني پاک نژاد و پاک نهاد فرض مؤکد است که از کليه عوامل و امکانات موجود براي کشف هويت اصلي صاحبان اين بقاع و مقابر استفاده کند تا متدرجاً صحيح از سقم و مجعول از غير مجعول تفکيک و شناخته شود.

راست است که بعضي از اين امامزاده ها به ويژه آن عده که در روستاهاي دور دست و شکاف کوهها و اعماق جنگلها وجود دارند و پاي هيچ عربي در ازمنه قديمه به آنجاها نرسيده است، مولود مطامع بعضي شيادان است که براي تحصيل مال و ثروت با اظهار خوابها و رؤياهاي دروغين به مقام مقدس سيادت و سلاله پيغمبر اکرم (ص) اهانت و اسائه ادب ورزيده اند، به قسمي که بعضي ها گمان برده اند که تمام امامزاده ها احياناً از اين دسته و طبقه هستند، وليکن به ضرس قاطع بايد بدانيم که تعداد اين گونه مقابر مصلحتي زياد نيست و اکثريت بقاع و مقابر را سادات جليل القدر هاشمي و فضلا و دانشمندان ايراني تشکيل مي دهند. به طور کلي بايد دانست که امامزاده هاي فعلي ايران از چند دسته خارج نيستند:

دسته اول واقعاً سادات اصيل و شريفي هستند که سالهاي متمادي مرجع تقليد و ارشاد و استشارت بودند و پس از آنکه دعوت حق را لبيک گفته اند، بر مدفن آنها بقعه و بارگاه باشکوه و مجلل بنا نهاده اند. مانند "شاهچراغ" در شيراز و "حضرت عبدالعظيم" در شهر ري و "آستانه" در گيلان و جز اينها که در صحت نسبت و اصالت آنها کوچکترين ترديد و تأملي وجود ندارد. 

دسته دوم همان بزرگان و دانشمندان ايراني هستند که شجره نامه هاي واقعي آنها به علل و جهاتي که اشاره شد از ميان رفته، صاحبان اصلي اين گونه مقابر هنوز معلوم و مشخص نشده اند. 

دسته سوم مولود مطامع و خوابنما شدنهاي دروغين فلان شياد و يا فلان خاله زنک هستند که اگر اين گونه مقابر را حفر و نبش کنند اثري از جسد و استخوان پوسيده ديده نمي شود. به قول حاج سياح: «به يک خواب جعلي يک آدم فريب، قبري يا سنگي را امامزاده ناميده، معبد و ملجأ، بلکه قاضي الحاجات ساخته اند»

دسته چهارم مقابري است که صاحبانشان نه سيد هستند و نه دانشمند و نه مولود مطامع و خوابنما شدنهاي دروغين، بلکه اين مقابر به سران و فرماندهان عرب در زمان خلفاي بني اميه و بني عباس تعلق دارد که براي فتح طبرستان و تعقيب علويان آمده و به دست مردم آنجا کشته و مدفون شدند و عوام الناس به اشتباه آنها را زيارت ميکنند: «مثلا در کجور مازنداران قبري است که از مصقله که در زمان معاويه به طبرستان حمله برده، مدت دو سال با فرخان بزرگ، در زد و گير بود و حربها کرد و در آخر به کجور آمده، ولي مردم آنجا و اهالي رويان در آن مقام او را بکشتند و گور او هنوز بر سر راه نهاده است. عوام الناس به تقليد و جهل زيارت مي کنند که اين از جمله صحابه رسول (ص) است و آن دروغ است.»

نظاير اين گونه مقابر به سران و فرماندهان متجاوز عرب، که مردم به اشتباه زيارت مي کنند در مناطق شمالي ايران کم نيست و اسامي آنها بعضاً در کتب تاريخي ضبط شده که پژوهشگران مي توانند به کتابهاي مربوط به گيلان و مازندران مراجعه نمايند. همچنين در تاريخ اجتماعي ايران (ج 2، ص 55) نقل شده که قبر قتيبة بن مسلم باهلي سردار خونخوار عرب را در خراسان و ماوراءالنهر، ايرانيان ساده لوح زيارت مي کنند و حاجت مي طلبند!

عده اي از ارباب تحقيق و اطلاع دسته پنجمي هم قايل هستند و بعضي از اين مقابر مصلحتي را گنجينه دفاين و ذخاير مي دانند که متمکنين و ثروتمندان هر عصر و زماني بر بالاي آنها بقعه و بارگاه مي ساختند و به نام يکي از اين امامزاده ها نامگذاري مي کردند؛ تا از دستبرد سارقين و گزند زورمندان زمان و تعديات و تجاوزات حکام خود مختار مصون و محفوظ بمانند. بناي اين گونه دفاين به صورت گنبد و امامزاده موقعي انجام مي گرفت که آن شهر و آبادي از طرف حاکم همسايه و يا زورمندي ديگر از مناطق مجاور مورد حمله قرار مي گرفت و ساکنان شهر مجبور به فرار ميشدند و با بار و بنه اي به قدر مقدور از خانه و ديارشان مهاجرت مي کردند. در چنين مواقع افراد متمول و ثروتمند که نقدينه زيادي از احجار کريمه داشته اند، آن جواهرات گرانبها را در زير گنبد به شکل و هيئت بالا دفن مي کردند تا اگر روزي به شهر و ديار خود بازگشته باشند، بدان دست يابند. ولي چون غالباً اين مهاجرت سالهاي متمادي طول مي کشيد و صاحب گنج و دفينه در ديار غربت مي مرد؛ لذا اين گنبدها يعني امامزاده هاي مصلحتي و مجعول باقي مي ماند. در حالي که کسي نمي دانست که در زير اين گنبد کسي مدفون نيست، مگر سيم و زر و احجار کريمه! اتفاقاً حفر و کشف بعضي از اين گونه مقابر در خرابه ها و ويرانه هاي بلاد طبرستان تأييد اين تشخيص و ادعا را نيز مسلم داشته است.

علي کل حال چون تفکيک اين چند دسته بقاع و امامزاده ها خالي از اشکال نيست، فلذا مصلحت نيست که خشک و تر را به يک چوب برانيم و بر روي تمام امامزاده هاي موجود خط بطلان بکشيم چه حقيقت براي هميشه مکتوم نميماند و بر اثر مرور و دهور زمان بالمآل حق از باطل تشخيص خواهد گرديد.

در خاتمه براي استفاده محققان و پژوهشگران يادآور مي شود که طبق يک آمار تهيه شده به وسيله سازمان اوقاف در داخل محدوده شهرهاي ايران يکهزار و پنجاه و نه امامزاده وجود دارد (تنها استان سيستان و بلوچستان است که در آن هيچ امامزاده اي ديده نشده است). ضمناً در ايران چهل و دو کليسا، و بيست و شش کنيسه وجود دارد که پنچ کنيسه و دوازده کليسا در تهران و بقيه در شهرهاي ديگر قرار دارند. 

 

مطالب اين بخش از کتاب " ريشه هاي تاريخي امثال و حکم " تأليف زنده ياد مهدي پرتوي آملي گرفته شده است.


|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
جاذبه های گردشگری ایراج
موضوع: مردم شناسی

جاذبه های گردشگری ایراج

 

روز 4 آبان ماه همزمان با جشن آبانگان سفري به يكي از روستاهاي منطقه ي بياباني اصفهان با نام ايراج داشتم. نكته ي جالب توجه آنكه در اين روز در آن روستا به حق به اهميت آب پي بردم.

مطالب زير را از تارنماي  http://www.menk-iraj.com/ استخراج كردم كه اميدوارم مورد توجه قرار گيرد.

همچنين به زودي مطالب كاملي درباره ي اين روستا به پيشگاه علاقه مندان پيشكش مي كنم.

روستای ایراج در 54 کیلومتری جنوب خور و بیابانک ( شهرستان نایین – اصفهان )  در 54 درجه و 47 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی واقع شده است .
از ایراج در متون قرون سوم و چهارم هجری با نام « اِرا » و « ارابه » یاد شده است . ابن حوقل ، ناصر خسرو  و اصطخری در قرون سوم و چهارم از ایراج به همراه گرمه ( جرمق ) و بیاضه ( بیادق ) نام برده اند که ایراج ( ارابه ) در کنار کویر قرار داشته است . پس از آن نیز جهانگردان بسیاری به کرّات از ایراج نام برده اند و گاه مردم ایراج را خوشبخت ترین  مردم نامیده اند ...
با توجه به اینکه قدمت این منطقه به زمان هخامنشیان برمی گردد ، در 2 کیلومتری غرب ایراج در میان کوه ها غاری با دهانه کوچک و فضای داخلی وسیع وجود دارد به نام  « چُنَمادو » که در گویش محلی « چُن » به معنی سوراخ و غار می باشد و ماد نیز به مهاجرین اولیه سرزمین کهن ایران بر می گردد بنابر این با توجه به قراین ، قدمت این غار به زمان مادها می رسد که در ادوار مختلف با توجه به موقعیت مکانی آن ، به عنوان پناهگاه استفاده می شده است  .
در کرانه های شمالی و جنوبی ایراج نیز گورستانهای بسیار قدیمی مربوط به زرتشتیان  وجود دارد که به « مزار گبرها » معروف است و حکایت از قدمت بسیار زیاد آن ( عهد ساسانیان ) دارد .

قلعه ؛ قدیمی ترین بنای ایراج

ایراج قلعه ای قدیمی دارد که بر روی ارتفاعی در وسط ده آرمیده است و سرسبز ترین تصویر حاشیه کویر را زیر نگاه خود دارد . این قلعه سالخورده در آخرین روزهای حیات خویش یاغی های قد بلند را در پشت دیوار های بلند غیرت خود پناه داده اما در برابر چند توپ نامرد برای همیشه فرو ریخته است .
خانه های روستا در سراشیبی اطراف قلعه بنا گردیده و 33 چشمه خروشان اطراف قلعه هر یک در داخل خانه ای حیات را زمزمه می کنند  .
همچنین این قلعه و خانه های اطراف آن شباهت زیادی به خانه های شهر هگمتانه ( همدان ) دارد که منسوب به قوم ماد است .

سرو کهن ایراج

یکی از نمادهای طبیعی ایراج ، درخت سرو  آن است که با عمری در حدود 1000 سال در ضلع شرقی قلعه ، طی قرون متمادی نظاره گر تاریخ کهن این روستا بوده است.  این سرو بلند و زیبا بیش از 70 متر ارتفاع دارد و قطر پایین تنه آن به بیش از 2 متر می رسد .

بقعه خضر نبی ( ع) در ایراج  

بقعه خضر نبی ( ع ) در بافت قدیم شمال غربی ایراج واقع گردیده است . خضر پیامبر در حال گذر از این روستا ، در محل مذکور توقف کوتاهی داشته و یکی از موحّدین این روستا ایشان را به چشم دیده و گفتگویی بین آنها صورت گرفته است که پس از آن گنبد و ایوان کوچکی جهت احترام به این پیامبر احداث گردیده که زیارتگاه مردم خداجوی این روستا است و در بعضی از ایام سال در این محل آش نذری طبخ و توزیع می گردد .

معماری روستای ایراج

سبک معماری در روستای ایراج به جهت کوهستانی بودن آن ، با دیگر روستاهای منطقه تفاوت دارد . خانه ها در سراشیبی ملایم کوه و قلعه واقع شده به نحوی که در حیاط خانه ، تمامی پهنه وسیع دشت و منتهی الیه کویر قابل مشاهده است به ویژه صبحدم ، خورشید از شرقی ترین نقطه کویر  نور زلال خود را به داخل خانه ها می پاشد. 
خانه ها در بافت قدیم از خشت و گل ساخته شده و دارای دو ایوان ( زمستانه و تابستانه ) و دالان هستند و اتاقها دور تا دور حیاط به ترتیب در کنار هم با طاقهای ضربی واقع شده اند.
" ساباطها " ، بخش دیگری از زیبایی های این روستا هستند که با پوشاندن کوچه ، فضای مفرّحی ایجاد می گردد که در تابستانها با نسیم ملایم و خنک پذیرای همسایه ها و رهگذران می باشند تا برای لحظاتی در سایه آن ، گرمای تابستان را از خود بزدایند .
همچنین از دیگر زیبایی های معماری ایراج ، کوچه های باریک است و گاه یک طرف کوچه از صخره و سنگهای بزرگ تشکیل شده است که این سبک ، زیبایی کوچه را دوچندان می کند .

آسمان شب

آسمان شب در ایراج کاملاً شفاف و زلال است ، گویی که آسمان به زمین دوخته شده و صورتهای فلکی در نزدیکترین فاصله با ما هستند . به ویژه اگر در تابستان در فضای پشت بام شب را سپری کنی مناظر زیبای فلکی خواب را  از چشمانت می رباید .

آب و هوا

آب و هوا در ایراج معتدل کوهستانی است ،  مخصوصاً در فصول گرم سال بعد از ظهرها نسیم ملایمی وزیدن می گیرد و هر چه به غروب آفتاب و شب نزدیکتر می شویم بر خنکای هوا افزوده می شود به طوری که شب را در هوای آزاد بدون بالا پوش نمی توان به صبح رساند .
در زمستان نیز کوه ها  پوشیده از برف می باشد و در بیشتر ایام نیمی از ارتفاعات را مه فرا می گیرد .

مرکز تفریحی « شهید فهمیده » ایراج

در سال 1385 در بافت اصیل شمال غربی در دامنه کوهی مُشرف به دشت زیبا و سر سبز ایراج ، مرکز تفریحی شهید فهمیده احداث گردید که در ایام سال پذیرای دانش آموزان ، فرهنگیان و دیگر اقشار می باشد تا ساعاتی را دور از غوغای آهن و دود و در دامان طبیعت سپری کنند .

اماکن دیدنی اطراف ایراج

مزرعه منک ، آخورک ، خرم آباد ، کلاته ، کاشفیه ، آبگادو ، بیخ چاه ، بن در ، بهین و آبگیشه از اماکن دیدنی اطراف ایراج می باشند که در حصار کوه ها ، طبیعت دوستان را به جانب خود فرا می خوانند .
از عجایب طبیعی  « منک » ایراج ، غاری می باشد در بالای کوهی به نام صوفه . این غار عجیب بیش از 70 متر طول دارد و ارتفاع دهانه آن به بیش از 20 متر می رسد و هرچه به انتهای غار نزدیکتر می شویم از ارتفاع آن کاسته می شود تا جایی که ارتفاع به ده سانتی متر می رسد . در این غار پروانه های بزرگ و زیبایی زندگی می کنند که تعداد آنها گاه به هزاران عدد می رسد . همچنین در این غار یک سنگ بزرگ مرمر نیز وجود دارد.  از دیگر جاذبه های طبیعی منک این است که از آبان ماه خورشید ساعت 9 صبح نمایان و ساعت 3 بعد از ظهر در پشت کوه ها پنهان می گردد و به تدریج در آذر و دی خورشید فقط برای لحظاتی به این مزرعه می تابد .

صنایع دستی

از صنایع دستی روستای ایراج که با استفاده از برگه درخت خرما ساخته می شود  می توان به جارو ، زنبیل ، دولنده (ظرف حصیری در دار با ظرفیت دو تا سه کیلو که از آن برای نگهداری کشک ، تخم مرغ و ... استفاده می شود )  ، کلاه حصیری و بادبزن  اشاره کرد . همچنین با استفاده از سر شاخه های باریک  درخت بادام کوهی ، سبد در اندازه های مختلف تهیه می شود . از دیگر صنایع دستی این روستا که رونق بسیار زیادی دارد ، صنعت قالی بافی است که امروزه فرشهای بافته شده به دست دخترکان این روستا به  سرتا سر جهان صادر می گردد.


|+| نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
بررسي فيلم ماه نيمه
موضوع: مردم شناسی

بررسي فيلم ماه نيمه

فيلمي از بهمن قبادي

  

اين فيلم كه كاري برجسته از بهمن قبادي به زبان كردي است. همراه با نكات ظريف و لطيفي كه در خود دارد و بازي خوب بازيگران آن نمايش كامل و دقيقي از وضعيت كنوني كردستان و چه بسا ايران است.

ماه نيمه تا كنون توانسته است جوايز زير را ازآن خود كند:

1-      جايزه ي بزرگ صدف طلايي(golden shell)از پنجاه و چهارمين دوره ي جشنواره ي بين المللي فيلم سن سپاستين اسپانيا مهر 1385

2-      جايزه ي بهترين فيلمبرداري از پنجاه و چهارمين دوره ي جشنواره ي بين المللي فيلم سن سپاستين اسپانيا مهر 1385

3-      جايزه ي انجمن منتقدان بين المللي (فيپرشي) از پنجاه و چهارمين دوره ي جشنواره ي بين المللي فيلم سن سپاستين اسپانيا مهر 1385

4-      جايزه ي تماشاگران در بخش بين الملل از بيست و ششمين دوره ي جشنواره ي بين المللي فيلم استانبول تركيه 11 تا 26 فروردين 1386

5-      جايزه ي بين المللي آمنستي (Amnesty) از چهارمين جشنواره ي بين المللي فيلم مستقل  كشور پرتغال از 30 فروردين تا 9 ارديبهشت 1386

6-      تقدير نامه از بهترين فيلمنامه (Honorable Mention for Screenplay) از جشنواره ي بين المللي فيلم ترايبكا نيويورك آمريكا از 5 تا 16 ارديبهشت 1386

7-      كليد طلايي شهر از يازدهمين دوره ي جشنواره ي فيلم آميربا ايتاليا از13 تا 17 تير 1386

8-      جايزه ي بزرگ گراندپريكس از چهارمين دوره ي جشنواره ي بين المللي فيلم اوراسيا  قزاقستان از 13 تا 27 مهر 1386

9-      جايزه ي اول از هشتمين دوره ي فيلم اوجاي از جشنواره ي كاليفرنيا آمريكا در بخش مسابقه مهر 1386

ماه نيمه فيلمي معناگرا و پر محتوا است كه فضايي صميمي را با مخاطب خود شريك مي شود همين مسائل و همه ي عوامل ديگر دخيل در فيلم آن را فيلمي بي نقص جلوه داده است.

فيلمنامه داستان مردي به نام مامو است كه 35 سال است نتوانسته آواز بخواند اكنون با گرفتن مجوزي مي خواهد آرزوي ديرينه ي دوباره خواندن را جامه ي عمل بپوشاند. نكات برجسته اي كه در اين فيلم مي توان اشاره كرد يكي آغاز فيلم است كه با درگيري با همنوع ميان دو خروس در مي گيرد و عده اي كه نظاره گرند يا آن دو را وادار به جنگيدن مي كنند فكر نمي كنم كه ايئن  بخش نياز به توضيح بيشتري داشته باشد كه ما در مقياس بزرگ تر و انساني (يا شايد غير انساني) گرفتار آنيم!

در جايي ديگر از فيلم كودكاني را مي بينيم كه در پناه آسمان به دانش آموزي مشغولند و در ميان گفتگوهاي  فيلم به ضرورت آموزش موسيقي به آنها هم تاكيد مي شود.قسمتي از فيلم رشوه گرفتن مامور انتظامي را در هنگام تاكيد او بر قانون داشتن مملكت به رخ ما مي كشد و درست بعد از آن دهكده اي شامل 1334 زن خواننده ي تبعيدي را مي بينيم كه مامو علي رغم مخالفت به گفته ي خودش پسرانش به دنبال يكي از آن ها (‌هديه تهراني) رفته تا او را نيز با خودشان همراه كنند.

 

حوادثي كه در طول راه رخ مي دهد رفته رفته مخاطب را از آرمان گرايي به واقع گرايي مي كشاند؛ يكي از آنها كم سوادي ماموران انتظامي و نظامي ايران را نشان مي دهد چرا كه جناب سروان (حسن پور شيرازي) اجراي موسيقي را به عشق و حال همانند (تشبيه) مي كند و اين در حالي است كه پيشتر در جايي از خود بي خود شدن عده اي درويش مسلك را با نواي موسيقي ميبينيم؛ و كمي جلو تر از آن آنجا ماموران پليس ايران رفتاري نا بخردانه با سازهاي اين گروه مي كنند و همه را مي شكنند و مخاطب در اينجا به خوبي احساس مي كند كه در حقيقت صداي آن گروه شكسته مي شود.

 

و مسائلي از اين دست كه در ماه نيمه بسيار است ولي در پايان صداي نوخواسته ي دختر جواني به نام نيوه مانگ (گلشيفته فراهاني) است كه نه تنها تن مرده اي را به جنبيدن و زيستن  وا مي دارد بلكه حركت آن گروه را به سر منزل مقصود مي رساند.

 

 با همه ي آنچه گفته شد گويي سردي هواي كردستان به فضاي فيلم هم كشيده مي شود و با وجود طنين موسيقي و آواز زنانه در متن فيلم داستان از انرژي مخاطب مي كاهد و مسائلي همچون آزادي كردستان و نقطه ي مقابل بودن ماموران پليس با كردها در اين فيلم نوعي تجزيه طلبي را به مخاطب خود القا مي كند (كه در مقاله هاي بعدي به آن خواهيم پرداخت).

به هر حال از نظر من ماه نيمه فيلم كاملي است گرچه زير نويس فارسي آن كه اكنون در بازار ايران است بسيار بد معني شده و ناقص است ولي با اندك كردي كه من مي دانستم بهتر با فيلم ارتباط بر قرار كردم اميدوارم شما هم ببينيد و لذت ببريد.

 براي ديدن عكي هاي اين فيلم اینجا کلیک کنید

معين صادقيان

سازمان فرهنگي پژوهشي اورداد شاهين شهر


|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
تاريخچه شهر يزد
موضوع: مردم شناسی

تاريخچه شهر يزد

الف – دوره پيش از اسلام :

از تحولات تاريخي منطقه ي يزد در دوره ي پيش از اسلام اطلاعات دقيقي در دست نيست ، ولي مي توان به كشتار پيروان كيش مهر پرستي توسط اردشير بابكان و به قدرت رسيدن مزدكيان در اواخر دوره ساسانيان كه از مهم ترين حوادث اين منطقه است ، اشاره كرد .

در عصر هخامنشيان و ساسانيان ، براي جلوگيري از هجوم اقوام چادرنشين به يزد ، ناگزير اقدام به احداث دژها ، راهدار خانه ها و چاپار خانه هاي متعدد نمودند كه علاوه بر عملكرد نظامي و تجاري از آن ها به عنوان رباط و بارانداز كاروان ها نيز استفاده مي شد .

در اين دوره زراعت ، دامداري ، نساجي و صنايع دستي در يزد رواج داشت و بازارهاي مناسب براي مبادله ي كالا نيز به وجود آمده بود كه از مهمترين آن ها مي توان به مراكز خرانق ، ندوشن و عقدا اشاره كرد .

از معروف ترين دژهاي اين دوره ي يزد مي توان به ساعقد ، توران پشت ، اشكذر ، بهاباد ، انارك و اردان اشاره كرد . همچنين دژهاي شهرهاي ميبد ، فهرج ، ابرقو ، انار ، هرات و مروست را نيز مي توان نام برد .

شهر « ايساتيس » كه بناي آن را به اسكندر نسبت مي دهند ، در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته است ، ولي اسكندر به نام « كثه » تغيير داد كه در زبان يوناني به معني زندان است و اين جا محل نگهداري و اسارتگاه اسيران جنگي شد . شهر « كثه »در زمان ساسانيان هم آباد و پا بر جا بوده است . شهر يزد در اين دوره داراي سه قسمت كهنه دژ ، شارستان ، بيرون شهر ( ربض ) بوده است .



ب – دوره پس از اسلام :



يزد در زمان عثمان به دست پسرش سعيد فتح شد و دو قبيله از اعراب فاتح در آن اسكان يافتند . تا پايان دوره ي امويان ، شهر يزد به دست اعراب اداره مي شد . اعراب انواع ماليات و خراجي را كه از مردم مي گرفتند به مركز خلافت مي فرستادند . در زمان عباسيان ، محمد زبعي از طرف ابومسلم ، عهده دار حكومت يزد شد و در روزگاران آل بويه تا زمان عضد الدوله ، يزد تابع ايالت پارس بود .

از قرن دوم تا چهارم هجري ، همزمان با احياي دولت هاي ايراني كه باعث شد امنيت و آرامش نسبي در سر زمين ايران ايجاد شود ، نيروهاي توليدي منطقه ي يزد از رشد و اعتلايي مناسب برخوردار شدند و احداث و حفر قنات و نهر آبياري كه منجر به توسعه ي اراضي كشاورزي و باغ ها شد ، رواج يافت .

از يزد در زمان صفاريان ، سامانيان و غزنويان اطلاعات تاريخي اندكي باقي مانده است ، اما در قرن هاي چهارم و پنجم ، شهر يزد به تدريج آباد و بزرگ شد و قلمرو اصلي شهر از حدود شارستان به ربض ها گسترش يافت و نام شهر « كثه » به تمامي ولايات يزد اطلاق شد .

دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل بويه و اتابكان بود . در اين دوره مسجدها ، مدارس ، كتابخانه ها و يك حصار جديد با چهار دروازه بر گرد شارستان يزد احداث شد . بناي مدرسه ي دو منار و آرامگاه علاالدين كالنجار از بناهاي مهم اين زمان هستند كه اولي به نام زندان اسكندر و دومي به نام دروازه ي امام مشهور است . روستاي گرد فرامرز نيز از جمله روستاهايي است كه در اين دوره آباد شد .

اتابكان در سالهاي 536 تا 718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان ، اصفهان و فارس ، به آرامي حكومت كردند . در اين دوره ، يزد در مسير جنوبي جاده ي ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه ي آن ها از نقاطي مانند استر آباد ، گيلان و مرو مي آمد ، توليد مي شد .

دوري از سرحدات استقرار حكومت آل بويه در اصفهان وفارس ، رونق مبادلات و بازرگاني در قرار گرفتن يزد بر سر راه هاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران ، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني اين منطقه را در اين دوره فراهم آورد .

در زمان حمله ي مغول كه با عصر سياهي و شدايد ايراني ها آغاز شد ، نواحي يزد نيز تحت تاثيرات منفي آن قرار گرفت . در پايان قرن هفتم بر اثر سياست هاي مالياتي ايلخاني مغول ، كشاورزي منطقه را به ركود گذاشت و شهرها نيز از بازارهاي اطراف محروم شدند ، ولي يزد به علت موقعيت خاص ارتباطي از نظر بازرگاني همچنان رونق داشت .آل مظفر يكي از قديمي ترين خاندان هاي ناحيه ي يزد بودند .
جغرافیا

استان یزد در مرکز ایران میان عرض­های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه­ی شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و 30 دقیقه­ی شرقی قرار گرفته است.
این استان از شمال و غرب با استان اصفهان، از شمال شرقی با استان خراسان رضوی، از شرق با استان خراسان جنوبی، از جنوب غربی با استان فارس و از جنوب شرقی با استان کرمان همسایه است و به خاطر دور بودن از مرزهای کشور همواره از بحران­ها و فشارهای فرهنگی و نژادی در امان بوده است.

تاریخچه

يزد به مانک پاک و مقدس است و شهر يزد نيز به مفهوم شهر خدا و سرزمين مقدس است.
تاريخ نگاران، ساخت نخستين شهر يزد را از زمان اسکندر مقدونی می‌دانند.
احمد بن حسين بن علی کاتب يزدی، می‌نويسد : «هنگامی که عده‌ای از بزرگان ايران در ری عليه اسکندر مقدونی به مخالفت پرداختند، اسکندر آنان را دستگير کرد و خواست که همراه خود به استخر فارس ببرد، چون به ناحيه‌ی يزد رسيد، زندانيان را درچاهی محبوس کرد و آن محل را کِثَه (به يونانی يعنی زندان) ناميد. پس از اينکه اسکندر يزد را ترک گفت، نگهبانان به کمک زندانيان به آبادانی و عمران يزد همت گماشتند»

برخی از جغرافی نگاران، تاريخ ساخت يزد را به يزدگرد اول، ساسانی نسبت می‌دهند که وجه تسميه­ی يزد در ارتباط با نام وی و واژه­ی «يزش» به مانک ستايش و نيايش در زبان فارسی ميانه است.
پس از پديدار شدن اسلام و گرايش گروهی از مردم يزد به آيين اسلام، نام «دارالعباده» نيز به اين شهر داده شد.

تقسیمات کشوری

استان یزد در حدود 72156 کیلومتر مربع پهنه دارد که تقریبا 4.37 % از پهنه­ی ایران را دربرمی­گیرد.
این استان دارای 10 شهرستان، 14 شهر، 14 بخش و 38 روستا می­باشد.

نام شهرستان­ها

ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - مِیبُد - یزد

نام شهرها

احمدآباد - اشکذر - بهاباد - حمیدیا - خضرآباد - زارچ - شاهدیه - طبس - عشق‌آباد - مروست - مهردشت - ندوشن - نیر - هرات

نام روستاها

اردکان = نصرت آباد - ارجنان بفروئیه - پاگنده - ترک آباد - عقدا - گاپله - میرزا حکیم - هفتادر - خرانق - رنجیره - رکن آباد
بافق = بهاباد - قطروم
تفت = نیر - سخوید - رودبزان - زین آباد - فراشاه - بورق - توران پشت - دره زرشک - ده شیر - مانیچ - شواز
یزد = طرزجان - خورمیز بالا - دره - خورمیز پایین - خویدک - سریزد - فهرج - محمد آباد - مدوار - منشاد - مهرپادین - بغداد آباد - بندر آباد - غر آباد - میمونه - ابراهیم آباد - ندوشن
مهریز = میرک آباد

جمعیت

بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده است که از این تعداد 75.15 % در نقاط شهری و 24.85 % در نقاط روستایی سکونت داشته و 385936 نفر مرد و 364833 نفر زن بوده­اند.

گویش

گویش یزدی : که با گویش زرتشتیان یزد و کرمان یکی است با اندک اختلافاتی در تلفظ.

دیدنی­های تاریخی

کاروانسراها

1. کاروانسراهای تاجرنشین : (این کاروانسراها جزیی از بافت بازار است و یک فضای تجاری به شمار می­آید) کاروانسرای علی آقای شیرازی - کاروانسرای سادات در بازارچه پنجه علی

2. کاروانسراهای درون شهری : (این کاروانسراها در اطراف بازار قرار دارند و بیشتر مورد استفاده­ی ساکنان آبادی­های اطراف قرار می­گرفته­اند) کاروانسرای بافقی ها - کاروانسرای ده بالایی ها - کاروانسرای بندر آبادی ها (بُندَرآبادی­ها) - کاروانسرای مشیر - کاروانسرای امیرچخماق

کاروانسرای ابوالمعلی - کاروانسرای افشار - کاروانسرای بیابانکی ها - کاروانسرای پنجه علی - کاروانسرای سید حیدری - کاروانسرای شیرازی ها - کاروانسرای علی آقا - کاروانسرای فهادان - کاروانسرای لرد تازیان - کاروانسرای والی - کاروانسرای وکیل - کاروانسرای مشیر - کاروانسرای مرزاکور - کاروانسرای پسته - کاروانسرای پشت سید - کاروانسرای تخت استاد - کاروانسرای خواجه - کاروانسرای در سید کاروانسرای دو در - کاروانسرای سادات (کاروانسرای کلاه دوزها) - کاروانسرای شاهزاده - کاروانسرای عرب ها - کاروانسرای کرمانی ها - کاروانسرای کوچه­ی میر قطب - کاروانسرای گلشن - کاروانسرای گودال مصلی - کاروانسرای گودالک - کاروانسرای لب خندق - کاروانسرای محله­ی تل

3. کاروانسراهای میان شهری : کاروانسرای خرگوشی (جاده قدیم یزد - اصفهان) - کاروانسرای خرانق (جاده­ی یزد - خراسان) - کاروانسرای دهشیر (جاده­ی یزد - شیراز) - رباط زین الدین (جاده­ی یزد کرمان) - رباط میبد (جاده قدیم یزد - تهران) - رباط ابوالقاسم رشتی - رباط ساغند - کاروانسرای علی آباد - رباط اول - رباط دوم (رباط شاه نشین) - کاروانسرای حوض جعفر - کاروانسرای اله آباد - رباط شاهزاده - رباط و برج ارجنان - رباط نارستان

محله­های قدیمی

محله­ی سرجمع - محله­ی یعقوبی (یاقوبی) - محله­ی سر دوراه - محله­ی باجوردی - محله­ی میر قطب - محله­ی مصلی - محله­ی امامزاده - محله­ی میدانشاه (بعثت) - محله­ی چهارمنار - محله­ی دومنار - محله­ی شش بادگیری - محله­ی خواجه خضر - محله­ی دارالشفاء - محله­ی لب خندق - محله­ی پنبه کاران (معروف به پنبه گـَـلـُون) - محله­ی امیر چخماق (میر چخماق) - محله­ی قلعه کهنه

خانه­های تاریخی

خانه­ی لاری ها - خانه­ی حاج کاظم رسولیان - خانه­ی عرب ها - خانه­ی ملک التجار - خانه­ی حاج علی اکبر قناد - خانه­ی شیخ هراتی - خانه­ی مشیر - خانه­ی حسینیان - خانه­ی میرزا محمد حسن قزوینی زاده - خانه­ی پوست فروش ها - خانه­ی کلاهدوزها - خانه­ی حاج آقا حسین باغی - خانه­ی بی بی فاطمه تاجر

آب انبارها

یزد = آب انبار سید و صحرا - آب انبار شش بادگیری - آب انبار مسعودی - آب انبار حاج علی اکبری - آب انبار خواجه - آب انبار گلشن - آب انبار رستم - آب انبار گیو - آب انبار کلاهدوزها - آب انبار ملک التجار - آب انبار میرزا شفیع
میبد = آب انبار حسن آباد
تفت = آب انبار جاده ده بالا - آب انبار برالنسویه
رستاق = آب انبار کشتخوان

مدرسه­های تاریخی

مدرسه­ی مارکار - مدرسه­ی ضیائیه (زندان اسکندر) - مدرسه­ی شهاب الدین قاسم طراز - مدرسه­ی خان - مدرسه­ی مصلی - مدرسه­ی امام خمینی - مدرسه­ی ابوالمعالی - مدرسه­ی حسینیه - مدرسه­ی دومنار - مدرسه­ی میدان قیام - مدرسه­ی عبدالرحیم خان (مدرسه­ی نو) - مدرسه­ی کمالیه - مدرسه­ی ملا اسماعیل

میدان­های تاریخی

میدان خان - میدان امیر چخماق (میر چخماق) - میدان وقت و ساعت - میدان قیام (شاه)

قلعه­ها

قلعه­ی نارین قلعه (نارنج قلعه) - قلعه­ی شواز - قلعه­ی خورمیز - قلعه­ی سریزد - قلعه­ی بارجین - قلعه­ی رکن آباد - قلعه­ی ابراهیم آباد - قلعه­ی زارچ - قلعه­ی غرآباد - قلعه­ی خویدک - قلعه­ی کافرقلعه - قلعه­ی فهرج - قلعه­ی ندوشن

باغ­های تاریخی

باغ دولت آباد - باغ خان - باغ مشیر - باغ کلاه فرنگی - باغ مرشد - باغ دکتر اولیاء - باغ محمودیه - باغ سرآسیاب - باغ گلکار - باغ اکرمی - باغ علی نقی خان

بازارهای قدیمی

بازار یزد - بازارچه­ی کوشک نو - بازارچه­ی شاه ابوالقاسم (شهاب الدین طراز) - بازارچه­ی غلامعلی خراسانی - بازارچه­ی هاشم خان - بازارچه­ی پشت باغ - بازارچه­ی محله تل

آسیاب­های قدیمی

آسیاب سنگ سیاه - آسیاب کچلگ - آسیاب ده آباد - آسیاب بیده - آسیاب باغستان - آسیاب امیری و بفروئیه - آسیاب مذوار - آسیاب مهریز - آسیاب تفت - آسیاب اسلامیه - آسیاب فراشاه - آسیاب اشکدز

یخچال­های قدیمی

یخچال ابرکوه - یخچال میبد

بناهای نیایشگاهی



آتشکده­ها

آتش ورهرام (بهرام) یزد - آتشکده­ی در مهر

نیایشگاه­های زرتشتیان

نیایشگاه پیرسبز (چکچکو - پیرسوز) - نیایشگاه بونوپرس - نیایشگاه پیرهریشت - درب مهرنوش - درب مهر دستوران - پیرانگاه سروچم - پیرشاه - ورهرام ایزد - پیر مهرایزد - پیر نارستانه - پیر بانو - پیر نارکی - گاهنبارخانه­ی موبدان

مسجدهای قدیمی

مسجد جامع کبیر یزد - مسجد میرچخماق (امیر چخماق) - مسجد ملا اسماعیل - مسجد اهرستان - مسجد بندرآباد (بُندَرآباد) - مسجد جامع بهاباد - مسجد جامع عقدا - مسجد جامع اردکان - مسجد جامع فیروزآباد - مسجد آمنه گل - مسجد جامع ابرقو - مسجد شاه ولی - مسجد جامع طرزجان - مسجد جامع فهرج - مسجد امام حسن - مسجد بزرگ پشت باغ - مسجد جامع خرانق - مسجد حاجی کامل - مسجد خونزا - مسجد زاویه - مسجد ساباط - مسجد محله گل کاران

آرامگاه­ها و امامزاده­ها

امامزاده ابوجعفر - بقعه­ی سید خلیل - بقعه­ی دوازده امام - بقعه­ی شاه سید رضا - بقعه­ی شیخ احمد فهادان - بقعه­ی شیخ داد - امازاده سید محمد - زیارتگاه خدیجه خاتون (خجه خاتون) - بقعه­ی شیخ داوود - بقعه­ی سید پنهون - بقعه­ی شاه خلیل تفت - مقبره­ی شیخ زین العابدین علی خاموش - امامزاده عبدالله بن موسی بن جعفر - آرامگاه پیر چراغ میبد - آرامگاه شهدای فهرج - امامزاده زید بن موسی الکاظم - امامزاده سید میر حسن - امامزاده شازده فاضل یزد - امامزاده شاهزاده علی - امامزاده عبدالله - امامزاده کشته خانه - بقعه­ی زرندیان - بقعه­ی سادات قل هوالله - بقعه­ی ستی فاطمه یزد

خانقاه­ها

خانقاه شیخ تقی الدین - خانقاه شیخ علی بنیمان - خانقاه سرریک - خانقاه کوشک نو - خانقاه قطریان - خانقاه شیخ محمد - خانقاه مجومرد - خانقاه میبد - خانقاه تفت - خانقاه قهستان - خانقاه ابرقو - خانقاه عقدا - خانقاه شمسیه - خانقاه بندرآباد - خانقاه بیداخوید

تپه­های باستانی

گردشگاه­های طبیعی

دره­ها و جایگاه­های تابستانی (ییلاقی)

منشاد - بنادک سادات (بنافت) - طرزجان - ده بالا (هِدِش) در میان کوه و سانیج - بردستان در پشتکوه

چشمه­ها

تفت = چشمه تامهر
مهریز = غربالبیز

کوه­ها

شیرکوه (4000 متر) - برف خانه طرزجان - چک چک

غارها

ابرکوه = غار چک و علا - غار ابرکوه
هامانه خرانق­ها = غار هامانه
اسلامیه = غار اسلامیه فراشاه - غار باد معصوم
ندوشن = غار نباتی -
عقدا = غار اشکفت
یزد = غار چهارتاقی - غار دره زنجیر - غار ده کفتر
دهج = غار ایوب
مهریز = غار هشتاد

مناطق حفاظت شده

کلمند - بهادران - کوه بافق و آریز

گونه­های جانوری

آهو (غزال ایرانی) - جبیر - هوبره - کل - بز - قوچ - میش - پلنگ - کفتار - روباه - گرگ - خرگوش - کبک - تیهو - باقرقره - زاغ بور - عقاب - لاک پشت - بزمجه - مارهای سمی و افعی - مار جعفری

کویرها

کویر اردکان (سیان کوه) - کویر ابرقو - کویر در انجیر - کویر هرات و مروست - کویر بهشت آباد - کویر بهادران - کویر ساغند - کویر حاجی آباد - کویر زرین آباد

سوغات

باقلوا - قطاب - لوز نارگیل - پشمک - نان برنج - حاج بادام - حاج پسته - حاج گردو - زولبیا - گوشه فیل - انواع شیرینی­های خشک


صنایع دستی

قالیبافی - ترمه بافی - زری بافی - مخمل بافی - دستمال - چادرشب - زیلو بافی - پتو بافی - سفره - جیم بافی - رویه­ی لحاف - شمد - سفال و سرامیک - کاشی سازی

موزه­ها

موزه­ی قصر آیینه - موزه­ی علوم طبیعی یزد - موزه­ی آب


|+| نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
اصفهان : اسپاهان
موضوع: مردم شناسی
اصفهان : اسپاهان


اصفهانیان مردمی آریایی‌نژاد و اصیل هستند .

زبان آنان فارسی وبا لهجه‌های شیرین اصفهانی، نائینی، نطنزی، خوانساری و .... سخن می‌گويند.
ارامنه‌ی شهر اصفهان،ساکن محله‌ی جلفای این شهر می‌باشند.
شاه عباس آنان را ازجلفای آذربایجان به اصفهان کوچ داد. بیشتر ارامنه‌ی این استان در روستاهای فریدن ساکن هستند.

مردمی این استان ذاتا مردمی مقتصد و مال‌اندیش هستند. از نظر هوش و ذکاوت و فعالیت برای زندگی بین مردم ایران شهره‌اند و ... .(1)

شهر زیبا و تاریخی اصفهان در طول سده‌ها ناظر حوادث و وقایع تاریخی ایران بوده و روزگاری پایتخت ایران به شمار می‌رفته و زمانی نیز پایمال غارتگران افغانی شده است .

اصفهان در روزگار قدیم، از دو محل پیوسته بهم با نام جی و یهودیه (اصفهان امروزی) تشکیل می‌شده است .(2)

اصفهان در دوره‌ی هخامشیان گی نامیده شده و پاراتیکا که آن را فریدن می‌دانند از نواحی مشهور و آبادان این منطقه بوده است.
اصفهان در دوران اشکانیان، قلمروی یکی از شاهان جزء بود. در دوره‌ی ساسانیان محل سکونت گروه هفت خانواده‌ی بزرگ ایرانی بوده و جزء حکمرانی آنان محسوب می‌شده است.
اصفهان در زمان خلافت عمر رضی ا... عنه به تصرف اعراب درآمد و تاحدود 300 سال حکامی از سوی خلفا در آنجا فرمان‌روایی می‌کردند. در این مدت ،شهر اصفهان به دو محله‌ی مسلمان نشین به نام شهرستانه و یهودیه تقسیم شده بود و میان دو محله دیواری کشیده بودند،ولی رکن الدوله‌ی دیلمی، هر دو محله را یکی کرد.
اصفهان در دوران آل‌بویه و سلجوقیان،پایتخت بود . پس از سلجوقیان تا دوران صفویه نیز پایتخت ایران بود ، ولی در اواخر این دوره دست‌‌خوش قتل و غارت و خرابی شد.

اصفهان در زمان مغول و حمله‌ی تیمور لنگ ،خسارت‌های زیاد دید. امیر تیمور گورگانی از هفتاد هزار سر بریده‌ی مردم این شهر، مناره‌‌ای بر پا کرد و به گفته‌ی نويسنده‌ی کتاب حبیب السیر،در اصفهان جز زنده رود، کسی زنده نماند .
در سال 1000 ه.ق پایتخت صفویه از قزوین به اصفهان منتقل شد. در زمان سلطنت شاه عباس صفوی (1038-996 ه.ق) جمعیت اصفهان به حدود یک میلیون نفر رسیده بود و از آبادترین شهرهای ایران به شمار می‌‌رفت .
در اواخر دوران صفویه، افغان‌ها این شهر را ویران ساخته و چنان کشتاری کردند که زاینده رود از اجساد کشتگان پر شد. از دوره افشاریه و زندیه در اصفهان آثار مهمی نمانده است،ولی در زمان قاجاریه به همت مردان خیر چند بنای قابل توجه احداث گردید.(3)

مورخان قدیم،بنای اصفهان را به تهمورس دیوبند سومین شاه از سلسله‌ی پیشدادیان نسبت داده‌اند، از جمله صاحب نسب‌نامه که در ابتدای حکومت سلجوقیان می‌زیسته و رساله‌ای در انساب ملوک پارس نوشته است، در این مورد،می‌گوید:

" تهمورس ابتدا دو بنا و آبادی در این محل نزدیک به یکدیگر طرح کرده و بساخت و نام یکی را سارویه و دیگری را مهرین نهاد و به مرور زمان جمعیت و آبادی آن‌جا زیاد شده به یکدیگر پیوست و شهری معتبر گردید ".

از داستانهای مشهور ، ظهور کاوه‌ی آهنگر از اهالی فریدن اصفهان و قیام او بر علیه ضحاک ستمگر است که به ستم و بیداد او خاتمه داد و فریدون فرشته‌ی سیرت را به جای او به شاهی نشانده است. پس از پیروزی فریدون شاه و کفایت کاوه و شجاعت یارانش که از اهالی اصفهان بودند،گفت:

"این شهر اسپاهان است، یعنی این شهر محل و جای سپاه است و اهالی آن همه سپاهی،شجاع ،دلیرو جنگی هستند و آن روز به بعد نام این شهر اسپاهان و اسپهان گفته شدو پس از استیلای اعراب و،به آن اصفاهان و اصفهان جاگزین نام اسپاهان گردید".

بطوری که شهرت دارد کاوه در ازای خدمتی که به کشور و شاه خود کرده بود، تا پايان زندگانی حکومت اصفهان منصوب شدو به عدل و داد کوشید ودر زمان فریدون در گذشت و فرزند او قارن به سپه‌سالاری و حکومت اصفهان انتخاب شد.(4)


***********************

1: هنرفر،دکتر لطف ا..،همان کتاب،برگ51،52 .
2:کتاب پهلوی ، برگ 363-362.
3:دبیران گروههای آموزشی جغرافیای استانها. همان کتاب،برگ 308.
4: هنرفر،دکتر لطف ا..،همان کتاب،برگ26،25

|+| نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
هندسه (هندازش) در ایران باستان.

منبع:amordad.net


هندسه که به معنی هندازش یا اندازه است به معنای دانش مرتبط با تعیین اندازه هاست . اما مفهومی معمولی که از واژه هندوسه در علم و فن و نیز در تاریخ علم در ذهن متبادر می شود عبارت است از دانش آگاهی از ویژگیهای خطها، شکلها، سطحها و حجمها است.
دیرنگی دانش هندازش (هندسه) در ایران به چند هزار سال پیش از میلاد می رسد و مدارک یافت شده نشانگر آن است که هندسه از قدیم به صورت دانشی ناب و نیز علمی کاربردی و علمی وجود داشته است .
بسیاری از مورخین پژوهشها را به دانشمندان یونانی منسوب کرده اند و در بررسی هندسه در ایران دوره اسلامی فقط چنین می افزایند که شاخه ای از هندسه علم مثلثات از ایران دوره ی اسلامی ریشه و نیرو گرفته است.

فیثاغورث که او را از بانیان علم هندسه دانسته اند و قضیه ای به همین نام بدو نسبت گشته از جمله یونانی بود که به شرق سفر کرده و از معارف شرق کهن بهر برده است .
الهام وی از ویژگیهای مثلث ها و دستیابی اش به مفهومی مجرد از رابطه میان ضلعهای مثلث قائم الزاویه یکی از ره آوردهای وی از سفرهایش به شوش بشمار می آمد. واما باید دید که سنت های علمی شرق در این زمینه چه بوده است . نیازهای مرتبط با زندگی اجتماعی در شرق باستان سهم عمده ای در تکامل دانش های ریاضی و هندسه داشت.

سومریان و بعد از آنها بابلیان و همزمان با هر دوی آنها ریاضی دانان و کاتبان معابد شوش ،به قواعد مربوط به تعیین سطح زمینهای مزروعی و تودههای سنگ و آجر و حجم خاکبرداریهای کانالها دست یافته بودند. در لوحه های گوناگونی که از این سرزمین ها بدست آمده مسایل گوناگون هندسی با روش های عددی و هندسی حل شده است.
در حدود سال 1800 پیش از میلاد شوشیها و بابلیان افزون بر داشتن قواعدی برای محاسبه سطح و حجم اجسام به روابط نو هندسی در این باره دست یافته بودند. مثلا این ریاضی دانان می دانسته اند که در مستطیل های به اندازه های 3و4 و یا در مستطیل های به اندازه 6و8 مربع قطر مستطیل برابر با مجموع مربعات دو ضلع آن می باشد.

مانند هایی عملی وجود دارد که در آنها این دانش بکار رفته در روی لوحه های گلین حک شده است . این قاعده چنانکه می دانیم،به وسیله ی فیثاغورث و با الهام وی از دانشهای شرقی کاملتر شد و به صورت قضیه ای کلی با عنوان قضیه ی فیثاغورث بیان گشت.

به موجب قضیه ی فیثاغورث،در هر مثلث قائم الزاویه مجموع مربعات دو ضلع مجاور وتر برابر با مربع وتر مثلث می باشد.

با اندکی محاسبه در میابیم که مثلث با ضلع های 3و4و5 نیز مثلثی به اضلاع 6و8و10 مثلثهایی قائم الزاویه را تشکیل می دهند(که نیم یک مستطیل بشمار می آیند) و نیز می بینیم که بنابر قضیه فیثاغورث رابطه3²+4²=5² ) ) ونیز ( 6²+8²=10² ) میان آن اعداد برقرار است .
شوشیها و بابلیان بدون نوشتن رابطه ی فیثاغورث به گونه ای عددی با مقادیر 5 و10 به عنوان قطر مستطیلهای مربوطه دست یافته بودند.(امروزه نیز در ایران معماران و سازندگان که کوچکترین آگاهی ای از قضیه فیثاغورث ندارند همانند نیاکان هزاران سال پیش خود گوشه های قائم را با اندازه گیری های 3و4 متری و پدیدآوردن قطر 5 متری می سنجند و می سازند. )

لوح های یافت شده در شوش همچنین نشان می دهد که از حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح هندسه دانان شوشی به ویژگی دایره و چند ضلعیهای منتظم محاط در آنها و چگونگی رسم کردن این شکلها آگاهی داشتند.

یکی از مسایل اصلی که ریاضی دانان یادشده در عمل با آن روبرو بودند تعیین مساحت و محیط دایره بود. هندسه دانان بابلی و شوشی با تعیین مساحت چند ضلعی های محاط و افزودن اضلاع آن ها به مساحت دایره مورد نظر خویش می رسیدند. در ضمن چنین ملاحضاتی بود که نخستین محاسبه های مربوط به تعیین مقدار پی (л) بکار می بردند اما ریاضی دانان شوشی (چنانکه از لوح های یافت شده بر می آید)به دقتی بیشتر دست یافته بوده اند.

این لوحه ها همراه با شمار زیادی سند دیگر بوسیله ی هیئت باستانشناسی فرانسوی در ایران بدست آمده و در گزارش های آنان درج گشته است با مأخذ زیر :

Mission Arché ologique Francaise in Iran ,1961,vol .XXXIV))

کتابنامه: تاریخ علم در ایران .ج 2 .دکتر مهدی فرشاد.


|+| نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نژاد اصیل ایرانی کدام است؟
موضوع: مردم شناسی
بخوانید و نگرش خود را بگویید آیا می توان واقعا با آزمایش خون آریایی بودن کسی را مشخص کرد یا نه؟

بی بی سی، سياوش اردلان : ژنتیک از آن حوزه های علم است که همه درباره آن شنیده اند ولی کمتر درباره آن میدانند. دکتر مازیار اشرفیان از جمله دانشمندان این حوزه به شمار میاید که تحقیقاتش درباره هویت ژنتیک اقوام خاورمیانه منحصر به فرد است.
آنچه دکر اشرفیان درباره آن گرم مطالعه و تحقیق در دانشگاه پورت مورث انگلستان است ریشه های قومیتی و نژادی مردم خاورمیانه بویژه ایران است که به گفته او به رغم اختلاط های نژادی در طول قرن های متمادی همچنان دارای یک هویت ژنتیکی است. دکتر اشرفیان میگوید قادر است با آزمایش چند قطره خون شما مشخص کند که اجدادتان از کجا آمده اند.
از دکتر اشرفیان درباره مبنای علمی بحث آریائی بودن ایرانیان سوال شد. او گفت تحقیقات او نشان داده که آریائی ها هر جند یک هویت ژنتیک خاصی دارند اما بیشتر از 10-15 درصد ایرانیان را شامل نمی شود. هویت ژنتیکی ایرانیان به گفته او به بومیان کشاورزی بر میگردد که پیش از مهاجرت آریائی ها در ایران زندگی میکردند. ولی این بدان معنا نیست که هویت ژنتیکی ایرانیان از هویت ژنتیک اعراب یا دیگر ملل منطقه قابل تشخیص نباشد.
شماری از شنوندگان درباره دلیل تفاوتهای فردی افراد از لحاظ ژنتیکی سوال کردند و اینکه دانستن این موضوع تا چه حد میتواند دانشمندان را در شناسائی کد ژنتیک برخی بیماری ها و درمان آن یاری رساند

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ