اورداد
 
پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

اسفندیار پهلوانی بزرگ و پسر شاه گشتاسب بود و مادرش کتایون فرزند قیصر روم بود .سه فرزند پسر داشت که بهمن از همه بزرگتر بود .

اسفندیار خسته ولیکن پیروز از جنگ با ارجاسب برمی گشت . او دو خواهر خود را از چنگ اسارات ارجاسب نجات داده بود .

او میدانست که دوران سختی بسر رسیده و تمام دشمنان ایران سرکوب شدند و حالا بیایستی پدرش به پیمانش وفا می کرد و تخت شاهی را دست او میسپارد و دیگر هیچ دلیل و بهانه ای وجود نداشت تا از این کار خودداری کند .

در ادامه ی مطلب...



ادامه ی مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 توسط معین
گلچینی از بیت‌های زیبای شاهنامه- 1

(نماهنگ)
نقل از:سرای دانای توس

دانلود از
:
4shared
مشاهده در یوتیوب:


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم خرداد 1390 توسط معین

دریغ است ایران که ویران شود

آفتاب: حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.



ادامه ی مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 توسط معین

تصحيح شاهنامه 
  
 خالقي مطلق      
  
 برگرفته از: خبر گزاري مهر  
  
  
 
  
 شاهنامه براي ايرانيان ، تاريخ است نه افسانه
خبر گزاري "مهر": دکتر "جلال خالقي مطلق" چهره نام آشناي عرصه ادبيات و زبان فارسي است . وي هم اکنون در کشور آلمان ساکن و مدت 34 سال است که در حال تصحيح شاهنامه است . بدون شک در آينده اي نه چندان دور در مورد او و تصحيح شاهنامه بيشتر مي شنويم . در مورد تصحيح شاهنامه با وي گفت و گويي انجام داده ايم که مي خوانيد .


- مهر: چه ويژگيهايي در تصحيح خود مي بينيد که در تصحيح هاي گذشته به آن توجه نشده است ؟
* دکتر جلال خالقي مطلق : ويژگيهاي کار من چند نکته است .از جمله اينکه، من پيش از آغاز تصحيح شاهنامه حدود 10 سال نسخه هاي موجود از شاهنامه را در سراسر جهان موردبررسي قرار داد ه ام. در ابتدا 50 نسخه را بررسي کردم و از اين ميان 15 نسخه را انتخاب ودر کار خود از آنها سود بردم . البته تمام اين نسخه هارا به طور کامل و دقيق مطالعه کرده ام و



ادامه ی مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1387 توسط معین

شاهنامه حماسه ملی است استثنایی ، و هنری نیست که همانند سایر هنر هایی چون ، شعر، مو سیقی ، قصه ، نمایش ، معماری ، مجسمه سازی و ... همواره در درازای تاریخ وجو د داشته باشد و یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود .  حماسه ملی محتوایی عمیقاً سیاسی_ فرهنگی دارد . که تنها هنگام کوشش قوم برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می شودتا به شکل گیری و یا تشکیل مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعه ملی یاری رساند. (1)

بناهای آباد گردد خراب                 زباران از تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند                که از باد و باران نیابد گزند

   بدین نامه در عصر ها بگزرد          همی خواندش هر که داردخرد

 

پی افکندم در (نظم) خود از همان آغاز (نظام )و سامان دادن ، پراکنده (نثر) را به رشته کشیدن و از ریختن و گسیختن رهاندن است زبان به بنایی نظام یافته (نظم) بنا می شود . آن هم به صورت کاخی بلند . پیداست که شاعر از کار خود تصوری بزرگ ومعمارانه دارد ؛ تصور نقشه داشتن ، شالوده ریختن ، بر افراشتن در و دیوار و بی گزند ماندن از باد و باران ، پناه گرفتن در خانه زبان و در زبان زیستن .

پس از فرو ریختن ساسانیان و درنگی دراز ، در آخرهای پادشاهی  ساما نیان تارریخ ایران بار دیگری پی افکنی و بنا میشود. منتها این بار نه بدست پادشاهی چون اردشیر، بلکه بدست شاعری چون فردوسی، همچون کاخی بلند و با شکوه.

 

محسن ( آریو برزن) _ اورداد شاهین شهر

 

(1)- مرتضی ثاقب فر _ شاهنامه فردوسی و فلسفه ی تاریخ ایران. 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط معین

حقایق شاهنامه:

شاهنامه فردوسی بزرگترین منظومه حماسی و تاریخی ایران بلکه جهان است . فردوسی در جوانی علاقۀ فراوانی به نظم  داستا نهای کهن داشت و پس از آنکه گشتاسب نامه دقیقی را دید بسیار مایل گشت که کار او را دنبال کند. یکی از دوستان او را یاری کرد و نسخه ای از شا هنامه ابو منصوری برایش فراهم کرد. و او با شوق عظیم(بزرگ) کار را شروع کرد تاریخ شروع شاهنامه فردوسی در حدود سالهای 370 و 371 و تاریخ پایانش در حدود 400 هجری است . فردوسی خود به سی  سال رنجی که در نظم شاهنامه تحمل کرده است . اشاره می کند . فردوسی پس از پایان شاهنامه چندین بار در آن تجدد نظر کرد . بعضی ابیات را تصحیح کرده یا چیزی بر آن افزوده است . فردوسی در نقل داستان ها امانت بسیار به کار برده است و هرگز احساس و تعصب شخصی را دخالت نداده و به جعل داستانی نپرداخته و به حماسۀ ملی ایران دست نبرده و در اصل مطلب تصرفی نکرده است ، اما در بیان مطلب و توصیف مناظر و وصف میدان های جنگ و بیان احساسات و عواطف انسانی بسیار زبر دستی نشان داده است.

مهمترین ماخذ فردوسی همین شاهنامه ابو منصوری است . ولی در بعضی از داستا ن های منفرد از شاهنامۀ ابو منصوری استفاده نکرده است. مانند داستان بیژن و منیژه ، رزم رستم و اکوان دیو ، داستان رستم و سهراب . فردوسی داستانهای پراکنده ای به دست آورده است و آنها را به نظم کشیده و در جای جای شاهنامه گنجانده است.

محسن(آریو برزن)

              

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط معین

کاوه آهنگر: فریاد مردم زمان خویش

به نام خداوند جان و خرد                کزین برتر اندیشه بر نگذرد

روزگار همیشه به کام مردم خویش خوش نیست و این قانون طبیعت است. که در کنار هر خوبی بدی نیز جای می گیرد. وهمین طور در زمان کاوه آهنگر زمانه بدین سان شکل میگیرد که این بار پادشاهی از شاگردان اهریمن بر مردم بینواکه زندگی خود را درپس پرده های حکومت شاهنشاهان می بینند شکل میگیرد.

این پا دشاه ستمگر که مار نماد و پیکره اوست کسی نیست جزء ضحاک یا همان دهاک که در اصل اژی دهاک می باشد که شاید در ظاهر شبیه به اژدها نباشد اما خو و منش خویش را به جرئت می توان گفت که از از این موجود گرفته و اهریمن که رنگ و نقاب بسیار دارد در برابر ضحاک ایم بار به شکل معلم و خوالیگر در می آید . و تعلیمات خویش را به ضحاک میدهد و نشان خویش که بوسۀ اهریمنی اوست بر شانه های ضحاک میزند تا حضور خود را این بار در شکل مار در وجود و تن ضحاک بر همگان آشکار سازد.

اما ایزد منان آنقدر لطف و محبت دارد که همیشه به مثال اولین جمله خیر و نیک را در کنار هم می آفریند و فریدون را نماد خیر و خوبی میکند برای مردم اما نه به همان گونه ای که مردم شاهد ستم هستند خوبی را نیز ببینند. و این گونه بود که فریدون در شرایطی سخت رشد کرد اما برای تحقق حق به نیرویی دیگر برای این کار لازم بود . و این پیشامد هیچگاه رخ نمیداد تا اینکه همۀ مردم  تن به نابودی بدی در دهند. و این جا بود که ارزش های انسانی جلوه نمایی نمود در سایۀ انسانیت کاوه. و این شد که آنرا خواندند فریاد زمانه خویش...........................

محسن(آریو برزن)

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط معین

به نام خداوند ج

فردوسي ferdosi

 

                                                        به نام خداوند جان آفرين

نمي دونم چقدر با شاهنامه آشنايي داريد؟ و يا اينكه شاهنامه را چه جور كتابي مي دانيد ؟

اما من خيلي تا كيد دارم كه بي شك شاهنامه مي تونه كتابي باشد كه ميتواند جواب خيلي از سوالهايي كه در مورد هويت اصليمان داريم رابه ما بدهد .اما شايد اين پرسش پيش آيد كه كتابي كه شكل حما سگي دارد به چه روشي مي تواند به ما جواب دهد؟

اگر به اجازه دهيد من تلاش دارم كه به اين پرسش شما و خودم در اين جا جواب دهم .تا شايد نظرمان نسبت به كتابي كه متعلق به هر ايراني است تغيير كند.

 

(حمس) در زبان تازي به معني سختي وشدت در كار است و وا‍‍‍زه (حماسة) در عربي كم كم

معناي شجاعت را نيز يافته است .در زبان فارسي نيز آن را گاه به دليري نامه و گاه به نامه نوشته اند كه هيچ يك نادرست نيست .

بد نيست حالا نظر چند تن از بزرگان را در اين جا مورد برسي قراردهيم .

دكتر صفا پژوهنده حماسه سرا در ايران در باره موضوع حماسه مي گويد: موضوع سخن در اين جا امر جليل و مهمي است و مهمي كه سراسرافراد ملتي در اعصار مختلف دخيل و ذي نفع باشند مانند مشكلات  وحوايح مهم ملي از قبيل مساله تشكيل مليت و تحصيل استقلال و دفاع از دشمنان اصلي و امثال اينها . منظومه حماسي كامل آن است كه در عين تو صيف پهلوانيها و مردانگيهاي قوم نماينده عقايد و آراء و تمدن آن نيز باشد  و اين خاصيت در تمام منظومه ها ي حماسي جهان موجود است ... . كارهايي كه در قرون متواتر و اعصار متوالي (در تاريخ يك ملت ) صورت گرفته است به تدريح فواصل زماني و مكاني خود را از دست مي دهد  و با يك ديگر مربوط ميشود و مانند سلسله علل و معاليل به شكلوقايع منظمي و مر تبي در مي آيد و اين داستانها كه در آغاز كار مختصر است بتدريج بر اثر نقل ناقلان و روايت راويان و شاخ و برگهايي كه هر يك مي افزايند تفصيل بيشتري مي يابد و آرمان هاي ملي و مقاصد قوم در آنها بيشتر متجلي ميشود.

لاروس قرن بيستم حماسه را داستان منظومي مي داند از :

رويداد هاي قهرماني كه اغلب با شگفتي همراه هستند و از نيروهاي عادي سرشت انساني فرا مي گذرند . عنصر ديگر حماسه خارق عادت بودن آن است كه البته نمي توان ويژگي را همچو ابزار ساده اي آرادانه در اختيار قهرمان اصلي منظومه وجود داشته باشد . بايد بيانگر مفهوم ويژه اي  از زندگي – سرنوشت –دين-وميهن ارائه دهد كه خود شاعر به آن باور داشته باشد گذشته از آن حماسه را نبايد با تاريخ اشتباه كرد چرا كه موضوع تاريخ حقيقت است حال آنكه حماسه از پندار و تخيل لذت مي برد .

دانشنامه لاروس بزرگ نيز گذشته از تكيه بر ويژگي رويداد هاي شگفت و خارق عادت در حماسه مي افزايد : (حماسه بيشتر يادبود يك رويداد قهرماني است كه به افسانه تبديل شده است و به شايسته ترين شكل ادبي كه توانايي بيشتري براي مجذوب ساختن نبروي تخيل ملت را داشته باشد عرضه مي شود و از اين رو بي گمان كهنترين شكل ادبي نيز هست .)

دكتر صفا در خصوص حماسه طبيعي اين گونه مي گويد كه :عبارت است از نتايج افكار و قرايح . علائق يك ملت كه در طي قرون اعصار تنها براي بيان وجوه عظمت و نبوغ قوم بوجود آمده و مشون است به ذكر جنگها و پهلوانيها و جانفشانيها و فداكاري ها ودر عين حال مملو است از آثار تمدن و مظاهر روح و فكر مردم يك كشور در قرون معيني از ادوار حياتيشان.

خوب تا اين جا نظر چند تني را از بزرگان  ديديم حال مي ماند بحث داري آن كه آن را به بهد موكول مي كنيم....                                                  پژوهشگر   محسن دمي زاده_اورداد شاهين شهر

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم مهر 1386 توسط معین
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب میهن بلاگ