تبليغاتX
اورداد

avardad

معین

avardad

http://avardad.blogfa.com

اورداد

اورداد

اورداد

ما ایرانیان هویت خود را گم کرده ایم و نمی دانیم که ایم و از کجا آمده ایم همه از توهم یک تمدن بزرگ سخن می گویند ولی چه کسی حقیقت را می داند.
همه چهان چشم تمع به سرزمین مادریمان دوخته اند و با دنیایی خود بیگانگی دست روی دست نظاره گریم.
اَوَرداد آمده است تا این از خود بیگانگی ها را از میان بردارد و ایران و ایرانی واقعی را نمایان سازد.
بدیهی است این کوشش با کمک های شما به ثمر خواهد رسید.

(اَوَرداد (به فتح دو حرف اول) به معنی اضافه یا کار اضافه کردن است و در ادبیات کهن 366روز سال را اَوَرداد گویند.)

گروه اورداد پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

اورداد

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اورداد
پژوهشسرای فرهنگی اَوَرداد شاهین شهر

لينکستان


لينک دوستان


تبليغات


آمار و امکانات

تبليغات
محل تبليغ شما

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
گنبد هاي گلي كوير
موضوع: آثار باستانی

روستاي جشوقان روستاي كويري بسيار زيبايي در نزديكي نايين است.

شرح زير شرح سفرنامه ي من به اين روستاي زيباست:

(تعدادی از تصاویر مربوطه در ادامه ی مطلب قرلر دارند)

جشوقان

گنبد هاي گلي كوير

jeshvaghan

هنگامي كه به جشوقان رسديم خانه هخاي كوچك گلي با سقف هاي گنبدي حال و هواي ديگري به ماداد.

روستاي بكر گم شده در نزديكي تودشك با مردمي صميمي و فرهنگي ويژه

نخستين بنايي كه توجه ما را به خود جلب كرد مسجد جاكع جشوقان در مركز ده بود كه به تازگي بازسازي شده است. بنايي كوچك و زيبا با سردري  بلند و دربي آهني كه دروارش را چند پنجره ي آجري حفره دار مي شكست. حياطي كوچك و دلباز داراي محل سخنراني كه شايد در آن براي مداحي يا كارهايي از اين قبيل استفاده مي شده است.

درون جامع دو منبر است يكي چوبين و بزرگ و ديگري آهنين و كوچك. اهالي مي گويند منبر بزرگ را سال ها پيش بيرون از مسجد ساخته اند و زماني كه مي خواهند آن را درون مسجد ببرند در ميابند كه اندازه ي منبر بسيار بزرگتر از درب ورودي مسجد است، پس از مدتي آنان كه تلاش را بيهوده و آفتاب را روي بام مي بينند بران مي شوند تا دست از اين كار كشيده و به خانه ها بروند تا شايد فردا فرجي شود و فكري به مخيله شان خطور كند. پس ، فردا كه به جامع مي آيند منبر را درون مسجد ميابند اين مي شود كه گروهي از آن هنگام و بر اين باور همچنان به منبر مذكور دخيل مي بندند.


چلچراغ هاي موقوفي طاق چشمه اي جامع را مزين كرده اند و تك درخت حياط به آن روح بخشيده است.

از مسجد بيرون مي آييم؛ سقف هاي سياه گنبدي كه همسطح زمين هستند خود را نشان مي دهند. سقف قير گوني شده است. بله اينجا گرمابه است كه درون زمين ساخته شده است و هم اكنون جولان گاه تارتن و تار مي باشد.

وارد كه مي شويم راهروي درازي دارد كه با يك پيچ در انتها، به رختكن گرمابه  و حوضچه ي ميان آن منتهي مي شود . آب حوضچه از كف مي جوشيده است كه همان آب قنات روستا ميباشد اما اين روزها به جاي آنكه به حمام بيايد به مخزن آب شرب اهالي پمپ مي شود تا آنان را از نعمت آب لوله كشي بهره مند سازد.راهروي كوچكي ما را به بخش اصلي حمام هدايت كرد جايي كه آب گرم از حفره هاي خزينه به حوضچه هاي گرم مي رسيد.

بخش اصلي گرمابه جايي مانند اتاقك يا ايوان كوتاه دارد كه به نظر مي رسد مشت مال خانه ي گرمابه بوده است. از راهرويي دو پله پايين تر مي رويم اتاقك هاي دوش قرار دارند كه تازه ساز است و لي كوته عمر ، پيداست كه دوش را بعدها به حمام اضافه كرده اند.خزينه ي گرمابه حدود 9 متر مكعب آب را در خود نگاه مي داشته است.

گرمابه روشن است با آنكه ديوارهايش سياه گشته و درون زمين قرار دارد، حفره هاي روي سقف نور آفتاب و هواي تازه را به درون گرمابه جاري مي سازد.

حمام بخش هاي ديگري هم دارد كه فعلا دسترسي به آنها برايمان مقدور نيست.

كنار ده چندين تپه و كوه استوارند بالاي يكي از تپه ها (كه به مركز ده نزديك تر است ) بقاياي ساختماني سنگي پيداست. چند ديوار كه با سنگ چين ساخته سده است. اهالي مي گويند آنجا قلعه ي ده بوده است و آن ديوار ها بقاياي آن هستند. ميگويند از اين قلعه براي محافظت از اهالي استفاده مي شده به طوري كه در هنگام خطر اهالي به آن نقل مكان مي كرده اند؛ ولي اكنون چيز زيادي از آن باقي نمانده جز چند ديوار سست، حتي فرم كلي قلعه را هم نمي توان حدس زد ولي بيشك مربوط به پيش از اسلام است.

آن سوي تپه ي قلعه محله ي باجگاه قرار دارد كه تپه ي مذكور آن را از مركز ده و محله ي شمالي كه اكنون متروك است جدا ميسازد. گويند دز قديم بازرگاناني كه قصد عزيمت به سمت شمال را داشته اند در اين محل باج مي پرداختند. درر محله ي باج گاه مسجدي قرار دارد كه نماي بيروني آن با ديگر خانه هاي اين محل هيچ تفاوتي ندارد. منبري چوبي درون مسجد است كه حكاكي روي آن نشان مي دهد كه متعلق به سال هفتم هجري است.

از محله ي باج گاه خارج مي شويم تا از ميان ده بگذريم و به خانه هاي متروك شمالي برسيم آسمان يكدست فيروزه است باغ ها و مزارع اندكي كه كنار ده قرار دارند در اين فصل پاييز روستا را رنگين كرده اند.

كمي كه راه مي رويم بقاياي مسجد وزير را ميبينيم كه تقريبا چزي از آن بافقي نمانده، چند ديوار و زير زمين. دور آن را ديوار كوتاهي كشيده اند تا اهالي به احترام اين مسجد در آنجا ساختمان نسازند. مسجد وزير احتمالا ديرسال ترين مسجد روستاست.

از كنار رختشو خانه هم رد مي شويم تا دست و رويي بشوييم؛ ديوار هاي رختشو خانه  سيماني است بي سقف.

شمال ده جايي كه خانه هخاي مسكوني ده تمام مي شود چند باغ و مزرعه به چشم مي خورد. از ميان باغ ها كه رد مي شويم به خرابه هاي خانه هايي مي رسيم كه از نظر شيوه ي ساخت اندكي با خانه هاي ديگر روستا متفاوت است. خانه هايي كه كنار باغ ساخته شده اند.

ورودي اصلي آنها اتاقكي هشت ضاعي است كه معمولا هم به حياط ساختمان متصل است و هم با دري  چوبي و كوچك به اتاقي كه كنار آن قرار دارد. احتمال مي رود اتاق مذكور محل زندگي زمستاني اهالي بوده باشد چرا كه بر خلاف ديگر اتاق هاي ساختمان پنجره ندارد و فقط دو در دارد يكي به دالان ورودي و ديگري به حياط درون اين اتاق يك شومينه ي كوچك هم هست اما اين تنها اتاقي نيست كه شومينه دارد اتاق ديگري در مجاورد آن هم به همين وضع است ، منتها بايك در و پنجره ي كوچك.

درو پنجره ها را كنده اند تا جايي ديگر استفاده كنند اطلاع چچنداني از شكل در يا چيدمان شيشه ها نداريم مگر آنكه در و پنجره ها به سبك درو پنجره هاي كوير است.

آشپزخانه و انبار هم به راحتي قابل تشخيص است. اتاق بزرگ ديگري كه اين نوع ساختمان ها دارند بالاي ايوان قرار دارد احتمالا تابستاني است چون جوري به سمت شرق قرار گرفته كه تا افتاب بالا مي آيد درون اتاق سرازير مي شود ضمنا اين اتاق شومينه ندارد. اتاق بزرگ ديگري كه منظره ي باغ درآن نقش مي زند اتاقي است بزرگ با 4 در، دوتا روبه باغ و دوتا رو به حياط كه با اين تفاسير بايد اتاق پذيرايي باشد. بيشتر خانه هاي متروك شمالي شبيه خانه ي مذكور اند كه دست مخرب روزگار آنها را مي فرسايد و خراب مي كند و انساني نيست به مخالفت روزگار آنها را مستحكم سازد.

كوهي كم ارتفاع و لايه لايه  د ركنار روستاست كه در آن غارهاي زيادي به چشم مي خورد يكي ا زمعتمدين محل م يگويد كه اي غر هاي دست كن محل كارگاه هاي گليم بافي يا قالي بافي بوده است ولي هم اكنون متروك است و فقط يكي دوتار آنها يا به عنوان پاركينگ يا محل نگهداري گوسفندان استفاده مي شود.

از بالاي اين كوه سقف شيرواني حسينيه آن را با سقف ديگر بناها متمايز مي كند و يكدستي روستا را از آن مي گيرد. كه چندين تن از اهالي به آن ايراد مي گيرند و مي گويند در اين حسينيه آيين تاسوعا عاشورا و تعزيه هاي خاصي برگزار مي گردد كه ويژه ي همين روستاست.

حال و هواي روستاي كوير و علاقه ي ما به بيشتر دانستن درباره ي آن و به ويژه فرهنگ ميدم جشوقان خواه ناخواه باز هم ما را به آن خواهد كشاند.

سفر يك روزه ي ما به پايان رسيد اما كاوش هاي ما درباره ي آن ادامه خواهد داشت.

 

از همه ي دوستان و سروران گرامي در خواست مي كنم من را از نظرات هوشمندانه ي خود آگاه سازند.

معين صادقيان آبان 1388

تارنگار:www.Avardad.blogfa.com

www.koloun.blogfa.com

رايانامه: ms50952@yhaoo.com

تلفن: 09356216208

برای دریافت فایل PDF و يا گالری تصاویر گرفته شده از جشوقان به بخش کتابخانه ی همین تارنگار بروید.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
معماری 1
موضوع: آداب و سنن

اصول معماری ایران:

1.       مردم واری

2.      پرهیز از بیهودگی

3.    نیارش

4.    خود بسندگی

5.     درون گرایی

مردم واری: یعنی داشتن مقیاس انسانی ، و آن را میتوان در عناصر مختلف معماریایران مشاهده کرد. بهطور مثال اگر سه دری را که همان اتاق خواب است ، در نطر بگیریم ، اندازهُ آن بر حسب نیازهای مختلف یک زن ومرد ،یا بچه های آنها ،لوازم مورد نیاز و ... در نظرگفته شده است.

به طوری که عملکرد اتاق و طرز قرارگیری عناصری چون درها ، روزنه ها ، و ... نیز بر همین اساسوبه دقت انتخاب شده است . جهت قرار دادن وسایل مثل تشک ، لحاف ، و ... پستویی می ساخته و برای وسایل ضروری نیز طاقچههایی تعبیه می شده  است .در دیگ عناصر نیز این تلفیق ،منطق و زیبایی مشاهده میشود. به طور مثال برای جلوگیری از گزند گرمای زیاد ایران ، دیوار را دو پوسته می ساختند و یا نو را از سقف می گرفتند و دها مثال دیگر.

 پرهیز از بیهودگی: بر این اصل تاکید فراوانی شده است ، زیرا کار بیهوده علاوه بر سرمایه ، به وقت و حتی به چشم (از دیدگاه معماری) لطمه میزند، و در واقع هنر مندان ما در هر زمانی ، متوجه این امور بوده اند و از آن پرهیز کرده اند. نصب مجسمه ها که در اغلب بناهای سرزمینهای دیگر معمول است، در معماری ایران وجود ندارد. زیرا مورد استفاده ای برای آن نیست.

نیارش: اصطلاحی است در معماری و به کلیه کارهایی اطلاق می شود که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گیرد . به عبارت دیکر ، نیارش مجموعه ای است از امورمحاسباتی و استاتیکی به انضمام مصالح شناسی و انتخاب و استفاده از مناسبترین و کمترین مصالح.

از مقیاس به نام پیمون در نیارش استفاده می شده است . پیمون یکی از ضوابطی بود که برای تعیین تناسب بین اجزای بنا رعایت میشد . به عنوان مثال قطر دیوار یک اتاق دو پنجم اندازهُ دهانه محاسبه میشد. به این تزتیب  یک معمار بزرگ در ساخت یک بنای عالی و یک معمار گمنام در ساخت یک بنای عادی از یک اندازه و مقیاس استفاده میکردند . پیمون بدین صورت در معماری تنوع ایجاد کرده ، ب ه همین دلیل در هیچکدام از بناهای اثری از تقلید مطلق مشاهده نمی شود و هر بنا شامل دنیایی از نکات مخصوص خود است.

با استفاده از نیارش و پیمون ، سه مرحله مهم طرح ،محاسبه واجرا به بهترین نحو انجام میافت . به طوری که طرح زیبا ، محاسبات صحیح و اجرا نیز ساده میشد.

                                    ادامه دارد........                                     آریو برزن


|+| نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
موضوع: آداب و سنن
۲۰ مهرماه سالروز بزرگداشت حافظ گرامی باد به همین مناسبت حسین قلی پور هموند گروه اورداد در کانون ادبی دانشگاه دریانوردی چابهار یکشنبه۲۲مهرماه ساعت ۸ شب سخنرانی خواهد داشت مشروح این سخنرانی به زودی اطلاع رسانی می شود


|+| نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
بودجه‌ریزی در ایران باستان

منبع:amordad.net


داریوش نخستین كسی است كه دفتر دولتی خراجگزاری را منتشر كرد.او فهرست خراج همه ایالات را مشخص و منتشر كرد تا همه میزان خراج را بدانند.

می‌گویند آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. یا به بیانی دیگر ملتی كه گذشته خود را نمی‌شناسد، نمی‌تواند آینده‌اش را بسازد.

معلوم نیست ایرانی‌های امروز مصداق این جمله باشند شاید هم گذشته را به خوبی می‌شناسند اما برای اثبات خودشان به گذشته بی‌اعتنا هستند.
در هر صورت چه آن را بشناسیم و بی‌اعتنایی كنیم و چه نشناسیم، در رفتار امروزمان نشانه‌های كاربست تجربه پیشینیان کمتر به چشم می‌خورد.
بی‌توجهی به گذشته در عرصه‌های متفاوت و مختلفی قابل پیگیری است و رفتار اقتصادی دولت و مردم روابط این دو، یكی از بهترین عرصه‌های مشاهده این تغییرات است.
تا پیش از كشف،‌ استخراج و فروش نفت خام، عمده منابع درآمدی دولت از طریق اخذ مالیات تامین می‌شد كه حاصل كار كشاورزان بود. سابقه این تامین بودجه تا ایران باستان و عصر هخامنشی قابل پیگیری است.
پس از اضافه شدن درآمد حاصل از فروش نفت، منبع درآمد دولت رفته‌رفته از مالیات و به تبع آن از مردم جدا شد و دولت در تامین هزینه‌هایش خود را محتاج مردم ندید و سپس طی سال اخیر با مبتلا شدن به بیماری هلندی از فراهم آوردن زیرساخت‌های توسعه هم بازماند.
این نوشته می‌كوشد تا با نگاهی به گذشته برخی نكات مثبت سیاست‌های اقتصادی زمامداران ایران باستان را به تصویر بكشد و تاكید كند كه قصد ندارد شرایط كاملا متفاوت ایران امروز را با آن دوران مقایسه كند، بلكه صرفا به برخی رفتارهای اصلاح‌گرایانه در نظام اقتصادی اشاره دارد.


1. تاریخ‌نگارانی نظیر هرودوت كه از عصر هخامنشیان روایت كردند، اشاراتی به سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها داشتند ولی كمتر وارد جزییات شدند. تنها منبعی كه اطلاعات نسبتا جامعی از اوضاع اقتصادی هخامنشیان ارایه كرده. اثری است به نام «اقتصادها» كه یكی نمایندگان مكتب ارسطو آن را تالیف كرده و به ارسطوی دروغی معروف است. تنها در این كتاب است كه یك تحلیل كلی از نظام اقتصادی هخامنشیان یافت می‌شود.
در عصر هخامنشیان و به ویژه در دوره داریوش اول نظام اقتصادی به گونه‌ای سامان یافته بود كه شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد و در عین حال طبقات مختلف مردم نیز تحت فشار سنگین نبودند.
پیر بریان، ایرانشناس فرانسوی در كتاب امپراتوری هخامنشی می‌نویسد: «علت علاقه نویسنده اقتصادها به شاهنشاهی این است كه به یونانیان امكان تعمق در یك نمونه از تشكیلاتی را می‌داند كه در آن بر خلاف دولتشهرهای یونانی، شاه هرگز با مشكلات مالی برخورد نمی‌كرد.
یكی از نكات جالب توجه در عصر هخامنشی تنوع منابع درآمدی دولت است. در اقتصادها به شش منبع اشاره شده كه عبارتند از:

1_ خراج
2_ هدایا
3_ منافع حاصل از اماكن تجاری
4_ مالیات بر زمین
5_ عوارض گله‌داری
6_ مالیات صنعتگری

از میان شش نوع درآمدی كه ارسطوی دروغی آن را به اقتصاد ایالت‌های هخامنشی نسبت می‌دهد «فرآورده‌های خاص زمین در منطقه‌ای معین» است.

او در ادامه تصریحی دارد كه نشان می‌دهد منظور از فرآورده‌های خاص زمین، فرآورده‌های زیرزمینی است: «این گروه را فرآورده‌های خاص زمین تشكیل می‌دهند: اینجا طلا، آنجا نقره، جای دیگر مس یا هر آنچه می‌توان در سرزمین یافت.» لذا هر چند كه منابع حاصل از فروش فرآورده‌های معادن در بخش درآمدهای دولت قرار می‌گرفت اما بخش اصلی آن نبود.
نكته قابل توجه دیگر در تنظیم سیاست‌های اقتصادی عصر داریوش تعیین منبع خراج از سوی حاكم پس از مشورت یا حاكمان ایالات است.
پلوتارك در كتاب اخلاق قطعه‌ای را به این موضوع اختصاص داده است: «شاه پس از تعیین منبع خراج‌های رعایای خود، مصادر امور ایالات را احضار كرد و درباره این خراج‌ها از آنان پرسید مبادا بیش از حد سنگین باشد. چون اینان پاسخ دادند كه خراج‌ها سبك نیستند وی حكم كرد كه هر كدام فقط نیمی از آن را بپردازند.»
داریوش همچنین نخستین كسی است كه دفتر دولتی خراجگزاری را منتشر كرد. او فهرست خراج همه ایالات را مشخص و منتشر كرد تا همه ایالات از میزان خراج اطلاع داشته باشند.

2. تنوع منابع درآمدی در عصر ساسانی هم حفظ شد. فرانتس آیتهایم در كتاب «تاریخ اقتصاد دولت ساسانی» می‌نویسد: درآمدهای مالیاتی یكی از چند منبعی بوده بودجه ساسانیان بدان متكی بود. در جوار درآمد پولی در نهایت اعجاب می‌بینیم كه اقتصاد كالایی نیز نقشی اساسی ایفا می‌كند.
عمده درآمد دولت ساسانی هم از مالیات بود با این تفاوت كه این مالیات پس از قباد اول و انوشیروان سازمان جدیدی یافت.
میزان مالیات ارضی براساس برداشتی از محصول درجه‌بندی شده بود. طبری برای خراج دوره پیش از اصلاح ارضی انوشیروان مقیاس‌های ، ، و محصول را ذكر می‌كند و در حقیقت این نسبت‌ها نه در محدوده تك‌تك مناطق بلكه از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر تغییر می‌كرد.

طبری مبنای این درجه‌بندی را آبگیری و آبادانی هر منطقه ذكر می‌كند. از این جمله تنها می‌توان استنباط كرد كه به زمین‌های مرغوب میزان مالیات بیشتر و به زمین‌های نامرغوب مالیات كمتری تعلق می‌گرفت. بدین سان نحوه مالیات‌گیری بایستی بر مبنای تقسیم عادلانه بار مالیاتی و یك اصل عادلانه اقتصادی پایه‌گذاری شده باشد.
پس از قباد نحوه اخذ مالیات تغییر كرد. اصلاحات مالی كه با مساحی نواحی‌آباد زراعی در زمان قباد اول آغاز شد و در عهد پادشاهی انوشیروان به انجام رسید با این نیت بود كه مالیات‌گیری مستقیم را كه تا آن زمان فقط در كوره‌های وابسته به شهرها ممكن بود در تمامی نقاط دیگر گسترش دهد. این هدف به مدد یك سلسله از شرایط تاریخی خاص در زمان انوشیروان محقق شد.
در دوره انوشیروان علاوه بر مساحی كل كشور، درختان نخل و زیتون نیز شمارش شد.
شیوه مالی خسرو و جانشینانش به ویژه خسرو پرویز مورد توجه خاص اعراب بوده است این تاثیر تا بدان حد بود كه كل نظام مالیاتی دوران امویان و اوایل عباسیان بر شالوده‌ای كه آخرین شاهان ساسانی ریخته بودند استوار بود.
این نظام جدید مالی، نیرویی به انوشیروان بخشید كه تا آن زمان برایش ناشناخته بود و این در سیاست خارجی وی هم تاثیر گذاشت و امپراتوری روم شرقی با تمام وجود قدرت بازیافته همسایه خود را لمس كرد.
علاوه بر اصلاح قانون مالیاتی، انوشیروان در ترقی و توسعه كشاورزی و وسایل آبیاری نیز كه عامل اساسی برای بالا بردن سطح درآمد كشاورز و در نتیجه تامین سهم دولت بود اقدامات قابل توجهی انجام داد. او در ساختن سدها و بندها و سایر وسایل آبیاری قدح‌های وسیعی برداشت.


|+| نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
تاريخچه چلوكباب
موضوع: آداب و سنن

تاريخچه چلوكباب

 

تاريخچه ي چلوكباب 

مورخين و جهانگردان اروپايي كه در دوران صفويه از ا يران ديدن كرده اند درباره چلوها، پلوها، ترشي ها و مرباها كه در ايران طبخ مي گرديده است مطالب بسيار زيادي نوشته اند ولي هرگز راجع به چلوكباب حرفي به ميان نيامده است. به احتمال زياد بر اساس مطالبي كه توسط ميرزامحمدرضامعتمدالكتاب نويسنده كتاب تاريخ قاجاربيان شده است. به دستور شخصي ناصرالدين شاه كه اصليتي قفقازي داشته است و بر اساس نوع كبابي كه در آن منطقه طبخ مي شده استتهيه مي شده است كه توسط آشپزان ناصرالدين شاه بعد از مدتي تغيير شكل داده شده است و به صورت امروزي در آمده است.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
نگرشی به جایگاه کودک و نوجوان در فرهنگ ایران باستان


“ایرانیان به فرزندان خود تقوی و فضیلت می آموزند،
همان گونه که دیگران خواندن و نوشتن می آموزند.” (گزنفون)


بی گمان پیشرفت و درخشندگی هر توده ی بالنده و ...

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد
آداب و سنن حمام ها در ايران
موضوع: آداب و سنن

آداب و سنن حمام ها در ايران

منبع: www.farhangsara.com

سابقاً در همه جاي ايران حمام عمومي وجود داشت و اهالي محل اقلاً هفته اي يک بار به منظور نظافت به حمام مي رفتند. با اين تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام مي گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتي چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختيار زنان بود. امروز هم حمام عمومي در غالب نقاط ايران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهاي قديم اين است که در حمامهاي قديم از خزينه استفاده مي شد؛ ولي در حمامهاي عمومي جديد دوشتهاي متعدد جاي خزينه را که به هيچ وجه منطبق با اصول بهداشتي نبود گرفته است. در حمامهاي عمومي خزينه دار که امروزه در ايران کمتر وجود دارد سنن و آدابي را از قديم رعايت مي کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پيدا کرده است.


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 | نوشته شده توسط معین

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ