نوروز
(نوروز)
چگونه آمدشد نوروز

(درود برفرزندان ایران زمین می دانم خیلی ازشما چگونه آمدن نوروزرا نمی دانید این وظیفه وحق هرایرانی است که چگونه آمدن نوروز را بداند برای همین مطلب راکوتاه می کنم و میرویم سراصل مطلب)
رخدادنگاران واسطوره شناسان ازنوشته های به دست آمده ازاوستا وجاهای دیگرفهمیدند که پادشاهی درایران(به گفته رخدادنگاران این شخص ازمادهابوده است)به نام (جم)زندگی می کرده است که درآن زمان دیوان واهریمنان آرامش وآسایش راازمردم گرفته بودند وخشکسالی همه جابود وجم تصمیم برآن گرفت تا جام جهان نما راازاهریمن بگیرد اوباپهلوانانی به ستیزبا دیوان واهریمن رفت(داستان کامل رادرپست های آینده بیان خواهیم کرد)وبرهمه ی آنان پیروزگشت وجام جهان نما را پس گرفت.
چند روایت دراینجا هست که وقت برگشت جم دوخورشید درآسمان پیداشد وآن روزرانوروزنامیدند وروایت دیگری هست که می گویند چهره جم نورانی بود واو را لقب (شید)به چم(معنای)نورانی(جمشید) نام نهادند.ودر آن هنگام مریضی-پیری-بدی و...همه چیزهای بدبه کنار رفت وآن روزرانوروز نامیدند.
بامداد نوروز- جشن آبریزگان یا آب پاشان
(من برای نخستین حضور دراین وبلاگ گفتم که خوبترین باشم و ازیک طرف دیگردلم نیومد که این جشنو ننویسم خب سرتونو درد نمیارم با نام خدای شروع می کنم)
همیشه درکشورهایی به وسیله تلوزیون ودیگر وسایل ارتباطی می بینیم که جشنی دارند که به همدیگرآب میپاشند وآیا میدانید که بنیان گذاراین جشن پارسیان(ایرانیان)بودند اما امروزه خودمان این جشن را ازیاد برده ایم ....خب دیگر مقدمه چینی نمی کنم واز بامداد روز نخست فروردین یا هرمزروز میگویم.
در نخستین روز ازنوروز صبح خیلی زود اهل خانه ازخواب بیدارمی شدند واعتقاد براین بود که هرکس بامداد نوروز پیش ازآنکه سخن بگوید سه مرتبه عسل بچشد وسه قطعه موم رادرآتش اندازند ودود کنند و از دردی شفا یابند وپس ازآن نوروز رابریکدیگرفرخنده می گفتند.
دراسطوره ها آمده است که دردوران(جم)پادشاهی جمشید هیچ جانوری نمرد وبطور تعداد آنها افزایش یافت که وسعت زمین باهمه پهنایی که داشت برای آنها تنگ وبود.آنگاه خداوند زمین راسه برابرآن چه بود کرد.
وبه مردم امر فرمود که با آب غسل کنند تا ازهرگناهی پاک شوند.ودرهرسال برای ابن که آفات ازایشان دورشود این کاررا تکرارنمایند.
اما نظریه هایی دیگر برآمدن این جشن است که همه ی آنها را برای شمابازگو می کنم....می گویند که این روزبه(هروزا) که فرشته آب است تعلق دارد وآب را با این فرشته مناسبتی است.به خاطرهمین مردم دراین روزهنگام سپیده دم ازخواب برمی خیزند وبا آب وحوض خود رامی شویند وآب جاری را به خاطرتبرک ودفع آفات به روی هم می ریزند.
چرامردم ایران باستان به یکدیگر آب می پاشیدند؟علت آن نیز مثل غسل کردن است بعضی ها می گویند که چون سال ها در ایران باران نبارید ناگهان بارانی سخت بارید ومردم به این باران تبرک جستند واز این آب به یکدیگر پاشیدند این کار همین طوردرایران مرسوم شد.
درجشن آبریزگان در کنار رودخانه مردها لخت شده ودرآب شنا می کردند وبه سروصورت هم آب میپاشیدند.عده ای از زنها پاها راتاساق درآب رودخانه داخل می کردند ویدین ترتیب ازآب روان تبرک می شدند وعده ای نیزلخت وشنا می کردند وهمه ی مردم به سروصورت هم آب می پاشیدند ونوروز راشادباش می گفتند پس از شستشو وغسل ویزه نوروزهرکس درگوشه ای به عبادت وطلب بخشش وآمرزش ازخداوند واعتراف به گناهان می پرداخت.وپس ازآن دوباره واین بار دسته جمعی به کنار(کاریز)قنات رفته ازسرازیری کاریزداخل شده وازآب خنک کاریز به صورت هم میپاشند.آنها معتقد بودند چون زمستان تن آدمی به کثافات آتش ازقبیل دود وخاکستر آلوده می شوند این آب رابرای تطهیرازآن کثافات به روی هم می ریزند ودیگرآن که هوا رالطیف وتازه می کند ونمی گذارد که در هوا تولید بیماری شود.
خلاصه سبز کردن سبزه- شستشو-غسل وآب پاشیدن درنوروز همه حکایت ازتامین آب وگیاه برای سال نودارد.درپشت همه ی این آداب ورسوم چنین اندیشه ای وجود دارد که به طبیعت تلقین کنند باران وآب کافی ببارد تا گیاهان وسبزه ها رشد ونمو کنند.
(باسپاس از تمام خوانندگانی که این مطلب را خواندن منتظر نظرهایتان هستم)
شاهرخ آرامی
ما ایرانیان هویت خود را گم کرده ایم و نمی دانیم که ایم و از کجا آمده ایم همه از توهم یک تمدن بزرگ سخن می گویند ولی چه کسی حقیقت را می داند.